۷ پاسخ

من نتونستم تدریجی خیلی سخت بود با وابستگی دخترم
یه چندروزی با کمک اطرافیان کم کردم
بعدش یه کوچولو با ماژیک خط کشیدم و تلخک زدم
الان ۱۰ روزه تقریبا میاد بوس میکنه بابای میکنه و میره
بعد حالا اگه اعتقاد دارید
من دخترم و اول بردم یه مکان زیارتی و آخرین شیر رو بهش دادم و دو سال شیر دهیم رو هدیه کردم به حضرت علی اصغر ، سوره ی یاسین و به انار یا آب انار خوندم و به هر مبین که رسید فوت کردم بهش و دادم خورد
خداروشکر اونطوری که برام یه کابوس بود،نبود و دخترم راحت باهاش کنار اومد

من مو چسبوندم دخترم هی میومد میگف جی جی بهش نشون میدادم می‌رفت اونور شبا ولی تا ۱ هفته گریه میکرد بعدش خوب شد

و من نیز تا چند دقیقه پیش داشتم میدادمش

پسر منم همین بود
نزدیک دو هفته ست از شیر گرفتمش
ابغوره زدم چندبار خورد دید ترشه دیگ نخورد
چند روز سختی رو داره

بچه منم همینه ,تازه شیر شبش هم قطع نشده هروقت بلند شه باید بزارم دهنش

دقیقا منم همینم شبا کلا دو سه بار بیدار میشه باید شیر بخوره کلا داغون شدم شبا هم قبل خاب باید سینه ام تو دهنش باشه تا بخوابه

به نام خدا
دردمون مشترکه فهمیدی به منم بگو 🤕🤕🤕

سوال های مرتبط