۵ پاسخ

اینم بگم من تازگی هاوقتی فکربدمیادمیگم صبرکن الان وقتش نیست بزارمثلاساعت ۱۰صبح میام دررابطه باافکارم فکرمیکنم فقط۱۰دقیقه سخته خیلی ولی بیشتراوقات جواب میده اون ساعت هم انقدمشغول کارم که یادم میره وقتی هم بازبیادمیگم این هاافکارپوچ وبی ارزش هستن واقعیت نداره فقط ساخته ی فکرمنه پسربروازذهنم بیرون بیشتراوقات جواب داده اگه دوباره یه مشکلی داشته باشم توزندگیم امکان داره نشخوارذهنی برگرده ولی خب بازتلاشم ومیکنم تابره ازذهنم بیرون چون من وقتی میادتوذهنم اون روزعصبی میشم بی حوصله میشم بی حال میشم همش گریه وبغض میادسراغم بخاطرهمین تلاش میکنم نیاد

به قران یه فکرا وحشتناک میاد تو سرم. که یه لحطه میخوام از حال برم. یهو یه فکر مثلا درباره سی سالگی. بچه.

من اینقدر باهاش بازی میکنم دوسش دارم وسط حال خوبم میگم خدایا از من نگیریش🥲
یهو دل آشوب میشم

کلا بنظرم یه زن از روری که تصمیم میگیره مادر بشه یعنی وارد دنیای دیوونه ها شده

والامن سرکارنمیرم بدترازشماهستم مغزم خسته اس

سوال های مرتبط