«یکی بود، یکی نبود...
یه قطار کوچولوی قرمز بود که اسمش چوچو بود.
چوچو هر روز میگفت:
چووو چووو! 🚂
(اینجا قطار رو بکش.)
یک روز چوچو تصمیم گرفت بره جنگل.
توی راه یه درخت بزرگ دید... 🌳
بعد یه خرگوش کوچولو دید! 🐰
خرگوش گفت:
«سلام چوچو! کجا میری؟»
چوچو گفت:
«میخوام برم جنگل! میای با من؟»
خرگوش گفت:
«آره!»
پس خرگوش سوار قطار شد و...
چوووو چووووو! 🚂💨
قطار کوچولو رفت و رفت و رفت تا رسید به جنگل...
اونجا یه خرس کوچولو منتظرش بود! 🐻
خرس گفت:
«منم میتونم سوار شم؟»
چوچو گفت:
«بله! بپر بالا!»
و هر سه با هم راه افتادن:
چووو چووو، چووو چووو!
آخرش هم رسیدن به یه جای قشنگ، نشستند، میوه خوردند و گفتند:
«چه سفر خوبی بود!» ❤️
و قطار کوچولو گفت:
«فردا دوباره میام!»
تمام شد. 🌙»
ازین جور پستا بیشتر بزار لطفا مامان مهربون 😍
من مداد و دفتر بیارم شروع کنم به کشیدن قبل داستان مداد را میگیره و خط خطی و کاغذم پاره میکنه و میره🤣🤣🤣🤣🤣
آفرررررین مامان خلاق👏
مرسی گلم❤️
مرسی چقدر خوب بود 🌙❤️😊
چه ایده جالبی. ممنون که به ماهم گفتی مهربون
بسیار عالی
چه خوب حتما انجامش میدم مامان اگاه و خلاق
شما صحبت میکنه؟ جمله میک دو سه یا چهار کلمع ای؟
با اپلیکیشن گهواره، هر هفته در جریان تغییرات و نیازهای کودکت قرار بگیر.
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.