۱۹ پاسخ

تو اینستا تو لایو یکی دیگ همو فالو کردیم و بقیه ماجرا 😁

شب حنابندون خواهرم مختلط بودیم اونا منو دیده بود ۲ سال پیگیرم بود

دوستامون باهم ازدواج کرده بودن مارو بهم معرفی کردم 🙂

اینستا😅البته فامیلم بودیم

رفتم مغازه گوجه بخرم😐افتاد دنبالم شماره داد قسم داد گفت زنگ بزن منم گوشی نداشتم اون زمان با گوشی دختر عمم زنگ زدم و خلاصه هفت سال با هم بودیم بعدش ازدواج

اینا دنبال دختر بودم یکی آشناهای دورمون منو معرفی کرده بود اینا هم اومدن خواستگاری همون شب دیدمش و پسندیدمش😅😅

مادرشوهرم و بابام دخترعمه و پسردایین
بعد منو عمم گفته بود ک اره دختر فلانی دختر خوبیه
دیگه اومدن خواستگاری پسند کردیم همو
و البته تو بچگی همبازی ام بودیم

همسرم میوه فروش داشت رفتم میوه بخرم عاشقم شد باخالم سلام علیک داشت منو از خالم خاستگاری کرد😅🤣

برادر دوستم بود البته من تا روز اشنایی نمیدونستم دوستم برادر داره فکر کردم واسطه شده برای یکی دیگه

از اینستا😂

آشنا بودیم و فامیل دور
چند بار زنگ پیشنهاد پیغام قبول کردم دوست شیم😊بعد از ۶ سال دوستی ازدواج کردیم
فک کنم ۱۳-۱۴ باهمیم

داداش یکی از آشناهای دورمون بود
اشناهامون از تهران اومده بودن مامانم دعوتشون کرد باغمون منم از کلاس مستقیم رفتم باغ دختر همین اشنامون از من عکس یواشکی گرفت فرستاد برای داییش و بعدش اومدن خواستگاری و عقد و...

از اینستا
برای اولین بار یه پسر غریبه رو فالو کرده بودم و یه استوری غمگین گذاشته بودم که ریپلای کرد و از غریبه تبدیل شد به آشناترین آشنای زندگیم

هم دانشگاهی بودیم
دوسش داشتم ولی نمی گفتم
بعد یهویی ی شوخی کرد ب دلم افتاد بهش گفتم

فامیل بودیم
پدرم و مادرش دختر عمو و پسر عمو بودن

تولد پسرخالم دوستاشم بودن اونجا دیدیم ولی یک سال جوابشو نمیدادم وبهش گفتم اهل دوستی نیستم تامامانشوخاله هاشو فرستاد خونمون

پسرخاله دوست صمیمیم بود
وقتی میرفتم خونه دوستم دیده بود منو

ی تماس اشتباه
پیگیری مجدد بعدش آشنا شدیم بعد ازدواج😌😏

از همدان برای شب اربعین اومده بودن جمکران . همو دیدیم

سوال های مرتبط