۱۳ پاسخ

کم‌کم هم داره دستشویی‌رو‌یاد میگیره و یه سره تا میگه جیش من یا باید ده تا پله ببرم اتاق بالا سرویس بالا کارشو بکنه یا‌ببرم سرویس حیاط و‌کلی با خانوم بشینیم ت اکارشونو بفرمایند.
واسه همین علاوه بر کلی سرپا واستادن،بالا ۱۵بار سرویس بردنو دولا راست شدن هم اضافه شد

قبل خواب هم یکم شکمش نفخ کرده بود که بهش نبات و عرق نعناع دادم با ذکر توروجان عزیزت دلدرد نگیر راحت بخواب خوابوندمش.


فردا هم باز کلی کار دارم،کار هم باید با جوجو‌بازی کنمو‌ عصرشم میخوام‌برم حرمو‌خرید. دلم‌برای فردای خودم‌میسوزه که چقدر شلوغم.
اما میگذره
زندگی هرروزش یه چالشه
حالا یه روزم کمتر با مامان بازی کنه.

اینم بمونه یادگاری از اولین کاردستی مهدیس جونی


راستی بچه ها الان مهدیس تقریبا هر سه چهار بار دیگه یادش میره جیششو‌بگه.من خودم از مخالفین سرسخت زود از پوشک گرفتنم. هنوزم نمیخوام‌کامل بگیرم. ولی مهدیس انگار امادگیشو داره. اما نمیتونه توی سرویس شماره دو انجام بده.
میخوام‌براش از این توالت کوچولوها بگیرم. به نظرتون وقتشه از پوشک بگیرم؟


ببخشید خیلی حرف زدم مغزم پر بود

خسته نباشی مادر قوی🫠

الهی واقعا خداقوت
ولی فک کنم قول مرحله اخره از پوشک گرفتن ایشالله اینم به زودی میگذره

عزیزم التماس دعا دارم

خداقوت ماشالله بهت

نه زوده عجله نکن چندماهی هم صبر کن

خدا قوت عزیزم . التماس دعا توی حرم🥲🥲.... درباره ی سوالت تجربه ندارم.... فعلا ک نمیخوام دخترمو بگیرم....

خب عزیزم خریداتو کم کم انجام بده
من از وقتی باردار شدم دیگه سبزی رو اماده از بیرون میگیرم تازه هم میگیرم هرسری میخوام خوبم هست مجبور نیستم که به خودم سختی بدم ادم مگه چقدر توان داره

دختر من چند روزه دست میزنه به پوشکشه میگه جیش یا میگه پیپی
من هنوز هیچ اقدامی نکردم
باید چکنم؟ راهنماییم کنید توروخدا
باید همینکه گفت جیش یا پیپی سریع ببرمش تو دستشویی پوشکشو‌در بیارم و زو قصریش بنشونمش؟؟؟؟؟
هیچ اطلاعاتی ندارم

والا میگن ب قصری عادت میکنه سخت میشه آوین ک آمادگی نداره میبرم تو دستشویی میگم جیش اصلا جیش نمیکنه

منم برنامه نداشتم ولی 18ماهگی دیگه تموم شرایطشو داشت کامل جمله میگفت جیششو تو پوشک نمیکرد بدو میرفت در حموم میگفت جیش یا مثلا پوشکش میکردم گریه میکرد میگفت اذیتم از 6ماهگیم شبا تا صبح جیش نمیکرد 3روز سخت بود دیگه کامل یاد گرفت راحت شدم من واقعا از اینکه یکسره پوشک بود عذاب وجدان میگرفتم

منم میخاستم بگیرم گفتن عادت میکنه پدرتو درمیاره هرجامیری باید ببری دیگ منم نگرفتم
البته هنوزم اقدامی نکردم واسه ازپوشک گرفتن
خداقوت عزیزم رفتی حرم مارو هم دعاکن

خپ قبلا بهت گفتم یا دهنت رو سرویس میکنن یا خودت سرویس خواهی کرد واقعا!


من برای پسرم استفاده نکردم خودش میبرم سرویس انجام میده وسایل میدادم دستش بازی میکرد و کارش انجام میداد من خودت نگهش میدارم تو بغلم ک جیش میگیرم

سوال های مرتبط

مامان 🎀مهدیس خانوم🎀 مامان 🎀مهدیس خانوم🎀 ۱ سالگی
امروز خیلی روز سختی بود🙂
دوشب پشت هم خیلی کم و بد خوابیدم‌در نتیجه امروز واقعا توان نداشتم🫠

غذاهای کم اداتر و ساده تر برای امروز‌ انتخاب کردم🥘
بااین حال دو دور‌لباس شستم🎽
چند دور‌ظرف شستم🍽️
میان وعده ادایی درست کردم🥪
با مهدیس چند جور بازی کردم🤸🏻
به‌گلا اب دادم🌼

ولی از طرفی تماممم ظرفا از ظهر مونده. و کشش شستن ندارم. 😵‍💫
همه‌ رو‌گذاشتم فردا صبح‌بچینم توی‌ماشین.
فردا جارو‌ و گردگیری کنم.حالا یه روز بیشتر خونه اشغال داشته باشه🤷🏻
حتی وسایل ناهارمم اماده‌کردم که سریع صبح‌بزارم‌و‌به کارام‌برسم.🍗

الانم دیدم‌امروز خیلی بی حال بودم دوتا بازی برای جوجو‌ساختم که فردا سرگرم‌شه.🍓

مهدیس از پازل خوشش میاد. خودم‌دست به کار شدمو‌در ابتدایی ترین حالت نقاشی کشیدم😂دیدم‌ گواشمم تموم مجبور شدم با ابرنگ رنگش کنم.🎨🖌️
اینارو پخش از هم میزارم تا کنار همدیگه سعی کنه بزاره.مهدیس الان از مرحله ی پازل یک تکه رد شده برای همین رفتم‌سراغ دوتکه.

اون ببعی هم قراره از پشت به اون‌سوراخه چسب بزنم تا بهش پنبه هارو بچسبونه و یه ببعی پشمالو داشته باشیم😅🐑


این چایی اخر شبی رو‌ هم بخورم بشینم یکم کتاب بخونمو لالا که فردا کلی کار دارم.💆🏻☕


شما کاراتونو‌کردین؟

بچه پوشک شیرخشک تغذیه رفلاکس پستونک
مامان تیام مامان تیام ۲ سالگی
#فرزندپروری#شیرخشک#پوشک

تجربه خیلی سخت ازشیرگرفتن پسرم
روز اول صبح که قطره تلخک رو زدم گذاشت دهنش سریع دراورد دیگه نخورد گفت ماما ممه اَع تاخواب ظهر چیزی نفهمید تو خواب ظهر یه کوچولو گفت ممه بعد پستونک گذاشتم دهنش خوابش برد جالب اینجا شیرگاو یا پاستوریزه رو هم نخورد
به شب که رسیدیم بدتر شد تا ساعت ۲بی قراری و گریه بزور بالاخره خوابید ولی امروز صبح ساعت۶/۳۰بیدارشد یکسره گریه کرد تا۹/۳۰ بعد یه ساعت بازی کرد نصف شیرموز خورد بعد مجبور شدم سینه هامو بدوشم خیلی ناراحت بودم گفتم دوباره بدم ولی به هیچ عنوان لب نزد فقط باهاش بازی میکنه لپشو گذاشت رو ممه ساعت ده و نیم صبح خوابید تا ۱/۳۰ظهر بعد بیدار شد یکم غذا خورد رفتیم باغچه تاساعت ۷بازی کرد بعد تو ماشین بهم گفت ممه دراوردم دوباره لپشو گذاشت روش خوابید تاالان که هنوز خوابه
فقط مشکل اینجاس جاگزین نمیکنه چیزی رو واین خیلی بده فعلا یه دونه شیرخشک گرفتم ببینم میخوره شبا بجاش بدم خیلی روزای سختی هست😑😮‍💨😓