ادامه اش هم بگو عزیزم
پارت یک:
فعالانه تمام کارهای زندگی رو انجام میدادم.دخترم رو میبردم کلاس ژیمناستیک و خیلی تند و فرز کارهامو پیش میبردم.
خونه تکونی مختصری انجام دادم و ةماده بودم برای ورود دخترم.
پیاده روی میرفتیم با دخترک شش سالم.
و کلی بهمون خوش میگذشت و دوست داشتم اوقات دونفره زیادی باهم تجربه کنیم چون میدونستم بعداز زایمان خیلی وقت این کارارو ندارم و این بهم عذاب وجدان عجیبی میداد.
پک آمادگی برای زایمان ماما آبادی رو گرفتم و تو خونه ورزشهارو انجام میدادم.
بیمه دانا بودم و کلی پرس و جو کردیم که کدوم بیمارستان بریم که خیلی گرون در نیاد.
اوضاع روزانهمون خوب بود ولی دریغ از پسانداز.
خودم کارمندم ولی با مدیریت مالی ضعیف و افتضاحم هیچ پولی کنار نداشتم.
برای دختر اولم رفتیم بنت الهدی خوب بود.
خوب که نه عالی بووود و راضی بودم واقعا.
این دفعه که رفتیم پرسیدیم گفت با بیمه تکمیلی ۱۸ تومن در میاد.
و ما که با خودمون فکر کردیم اگه یک درصد احتیاج به دستگاه یا حتی یک شب اضافه موندن باشه معلوم نیست چقدر بشه.
چه بسا که همون ۱۸ تومن رو هم دستمون نداشتیم.
بیمارستان مادر هم پرس و جو کردیم مبلغ کمتری میگفت ولی بازم سر هزینه های حاشیهای و احتمالی ترسیدم.
با یک فداکاری الکی و بدون اصرار همسرم گفتم از اقوام دوسه نفر بیمارستان شریعتی رفتند منم میرم اونجا.
تف به این فداکاری الکی...
اینو که گفتم شوهرم موافقت کرد و زنگ زدم آمار گرفتم...
انتخاب ناآگاهانه من شد بیمارستان شریعتی...🥴
خب بنویس برامون عزیرم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.