مامان امیرعلی👣💙 مامان امیرعلی👣💙 ۴ ماهگی
مامان رضا مامان رضا ۷ ماهگی
سلام مامانا
جشن دندونی پسرمم به سلامتی تموم شد ...
اما خیلی ناراحتم
نتونستم عکس از کیکو شامو مخلفاتو اینا بگیرم
مهمونام حدود چهل نفر بودن
فکر میکردم راحت باشه اما خیلی سختر از چیزی بود که تصورشو میکردم بااینکه شامو از بیرون گرفته بودیم اما بازم خیلی سخت شد
واقعا پشیمونو ناراحت شدم ...
پذیرایی خیلی سخت بود بااینکه کمک داشتم بچه ها که دیکه انقدر اب میخواستن واقعا خستم کرده بودن فکر میکردم چون زمستون کمتر کسی تند تند تشنش میشه و اب میخوره بااینکه یخچال اب سرد کن داشت و کلیم لیوان بود همش بچه ها از من اب میخواستن واقعا عصبی شده بودم یکم فیلم هست اونم از برش کیک و دیگه هیچی
اصلا بحث غیبت نیستا خودم از غیبت خوشم نمیاد چون نمیخوام باهاش درمورد کسیم صحبت کنم اینجا میگم که یکم تخلیه بشم !!
شما فکر کن بعد کلی کار ، دوندگی ، سفره رو انداختیم همه چیزو اوکی کردم کم و کسر مهمونامو پرسیدم همه مشغول خوردن بودن تازه اومدم بشینم
خواهرشوهرم از اونور میگه یه نایلون میدی دخترم غذاشو ببره میل نداره !
خب عزیز من نه من فرار میکنم نه غذا نه نایلون بذار اخر سرم میتونی بگی .. چی بگم اخه پسرش کلاس سوم ابتدایی یعنی بهتون بگم پنج بار اومد اب خواست !! خب مگه خونه ی برادرتون نیست نمیبینید چقدر سرم شلوغه چی میشع بلند بشید به بچتون یه لیوان اب بدید
کمک نخواستم اصلا .. فکر کردم میتونم از بسش بر بیام
از جشن فقط خستگی و دل ازردگی زیاد برام موند نه لذتی نه چیزی
باورتون میشه همین عکسم اخر مراسم که مهمونا رفتن انداختم !!!
باز خدارو شکرکه تموم شد
خیلی صحبت کردم ببخشید، اما واقعا نیاز داشتم جایی درد و دل کنم
خوب شده بود؟
رفلاکس دندون شیر