مامان نورهان مامان نورهان ۱ سالگی
سلام دخترا من دارم طلاق میگیرم نزدیک یه ساله من‌پارسال‌وقتی بچمو بردن رفتم خونمون دیدم قفل درو عوض کردن بعد زنگ زدم ۱۱۰‌مامو چن تا سرباز اومد‌بعد اون شب ماموره به من پیام داد کد ملی شوهرتو بده گفت اگه کمک‌خواستی کمکت میکنمو ‌ ‌بعدم با اون مامو یهدسرباز بود ‌‌بعد اون ماجرا رفتم حکم‌گرفتم بچمو بیارم زنگ زدم کلانتری‌اون مامور نه ولی سربازه بود بعد بچمو گرفتم‌اومدم‌چن روز بعدش شوهرم‌اومد جلوی خونمون دعوا راه انداخت سربچه باز من زنگ زدم‌کلانتری ‌مامو را اومد اون سرباز باز باهاشون بود شوهرم‌به من تیکه اینا اینداخت بعد سرباز اومد از ماشین بیرون به شوهرم‌سیلی اینا زد دعوا کردن حالا بعد یه سال چن روز پیش دیدم‌یه نفر توروبیکا فالو کرده اولش نشناختم ‌چنکروز بعدش پیام دادچرا بک نمیدی چرا فالو نمیکنی حالا نمیدونم شماره ی منو از کجا آورده همش فک میکنم اون‌شب این شماره منو که به مامور کلانتری میگفتم‌نوشته تو گوشیش😕😕
مامان مهدی مامان مهدی ۱۴ ماهگی