مامان 🧿آریا🧿 مامان 🧿آریا🧿 ۵ سالگی
مامان ستاره ☺️🕊️ مامان ستاره ☺️🕊️ ۴ سالگی
مامان حلما مامان حلما ۴ سالگی
خیلی برای دادشم ناراحتم داداشم با یکی آشنا شد بعد فهمید مطلقس بعدش رابطمون قطع کرد ولی از بخت بدش افتاد گیر یه مادر خطر جادو کن هرروز مادر دخالت گر که زندگی قبلی دخترشم بهم زده بود تا دادشم یا دخترش حرفش میشد زود زنگ میزد دادشم ودخالت میکرد اصلا مادر سنگین وباوقاری نبود میومد سوار ماشین داداشم میکرد بخدا اونقد مادرو دختر جادو کردن که دادشم بره دختره رو بگیره داداشم تا قطع رابطه میکرد تو تخت میفتاد ناله سر میدا سر کار نمی‌رفت وقتیم میرف نرفته با ضعف وبدحالی برمی‌گشت خونه وچن روز غذا نمی‌خورد وقتی می‌گفتیم بیا غذا بخور نا نداشت بیاد غذا بخ.ر بخدا اونقد حالش بعد بود به پیشنهاد یکی جادو رو باطل میکردیم خوب میشد وای چقد بگم اینا یعنی مادر ودختر یعنی هر کاری کردن تا دادشم بره اونو بگیره الان دیگه موفق شدن وبا وجود مخالفت شدید پدرم که واسه اونم دعا گرفتن وکاری کردن پدرمم راضی شد ونه تحقیق رفتیم نه چیزی چشم گوش بسته دخترشو به عنوان عروس قبول کردیم نه قیافه داره نه هیچی اصلا دادشم به معنای واقعی بدبخت میشه مامانم اونقد گریه میکنه فقط وفقط با دعا وجادو دادشمو چنگ آوردن یعنی لحظه به لحظه جادو کردن ما دیگه کم آوردیم
مامان گل پسر مامان گل پسر ۳ سالگی
مامان پرنسس حلما 💜 مامان پرنسس حلما 💜 ۵ سالگی