مامان آوا جون مامان آوا جون ۴ سالگی
خاله شوهرم ۱۰ تومن عیدی دادبه دخترمن ۱۰ تومنم به دخترخواهرشوهرم شوهرم پول بچه منو داره خرج میکنه ولی خواهرشوهرم پول بچه شو براش پس انداز کرد به شوهرشم چیزی نگفته یعنی کلا ازدارایی هاش شوهرش خبرنداره مادرشوهرم خیلی کمکش میکنه اونم نگه میداره برای دخترش خوشبحالش اصلا غصه بچشو نمیخوره دوبرابربچه من طلا داره بچه اش باباش حقوق بازنشستگی میگیره که برای خواهرشوهرم وبچه اش خیلی خوبه خواهزشوهرمم خودش کلی شوهرشو تیغیده قبلا و طلا خریده گذاشته خونه باباش.بااین حال بازم خواهرشوهرم میناله که نگران آینده بچه ام هستم هیچی نداریم و....اونوقت منه بدبخت باید همش غصه بچمو بخورم ن بیمه ای داریم ن طلا دارم که بدم به بچه ام تا حرفی هم میزنم میگن چی کم داری شوهرت همه چی برات تهیه میکنه.اینا مادر دارن منه فلک زده هم مادر دارم هیچوقت بدرم نخورده ۱۴ سال اصلا نبود طلاق گرفته بود رفته بودبا مصیبت وفلاکت بزرگ شدیم منوداداشم.اونوقت هرسال روز مادریاتولدش میشه توقع کادو آنچنانی داره🙁🙁🙁
مامان سروش مامان سروش ۴ سالگی
پسرم‌پیله کرده بود که قاب یه گوشی قدیمی رو عوض کنه بیرون رفته بودیم هی گفت تا باباش رفت مغازه موبایل فروشی که قاب بگیرن نمیدونم چی شده بود که یه اسپیکر ۵۰۰ تومنی هم خریده بود پسرمم کلی خوشحال بود که اسپیکر خریده و فلان بعد گفت برای منه منم چون اخلاقشو میشناختم گفتم برای همه هست هی پیله شد و اوقات تلخی درست کرد وقتی اومدیم خونه شوهرم بهش گفت برو چراغ ماشین خاموش کن داشت غر میزد یهو شوهرم گفت نمیری نه نمیری تقصیرمنه که برات اسپیکر خریدم و خودم میرم و اسپیکر هم‌پس میدم وتقصیر منه که اسپیکر خریدم برات و قدرنشناسی و پسرمم گریه کوچیکی گریه خلاصه اینقد آشوب کرد بعد اسپیکر برداشت بره که دوباره برگشت اومد خونه
بعد میگه پسرم من برای خودت خریدم مامانت نذاشت برا خودت باشه هی گفت براخانوادس و اون مقصر بدبختیامونه و بعدم هی چرت وپرت گفت
گفت اومدم گرفتمت چون حقوق داشتی و هیچی نداری جز حقوق و..... به پسرم میگه مامانبزرگت یعنی مامان من پسرخالتو بیشتر از شماها دوس داره و برید خونش بشینید اون بیاد شماهارو بزنه شماهام هیچی نگید و......کلی چرندیات دیگه
این آدم سلامت روان داره؟؟؟
کاش میشد بمیره واقعا ازش متنفرم که بعد از روان من نوبت روان بچه هام رسیده