۱۵ پاسخ

عزیزم منم دقیقا کمر نمونده برام‌انقد لاغر مردنی شدم تک و تنها می‌زارم تو کالسکه تو خونه راه میبرم باباش که اصلا کمک نمیکنه بهم میگه خودت بچه میخواستی منم با جون و دل بچمو بزرگ میکنم ولی همینقدر فهم نداره ک بچه بابا هم میخواد

دخترت هنوز هفت ماهشه و خودشو با تو یک نفر میدونه، فکر میکنه شما دو نفر، درواقع یک نفر هستین، هنوز خودشو جدا حس نکرده، بخاطر همون هی بغلت میاد. طبیعیه، بندازیدش توی پتو و تابش بدید

وای منم دیگه نابود شدم ازبس دخترم نق میزنه همش باید جفتش باشم تازه به همینم قانع نیست هی باید بغلش کنم نابودم کرده ارزو یه ساعت ارامش دارم همش به روزای قبلم که ازاد و رها بودم فکر میکنم 😩
روزی هزاربار میگم عمرا یکی دیگه بیارم ناخواسته هم بارداربشم قطعا سقطش میکنم

عزیزم منم ۲ ماه بعد زایمان دیگه مرتب شدم تا ماه پیش یهو عقب انداختم ۲۰ روز ،بی بی چک پشت بی بی چک هی زدم منفی بود ،که دوباره شدم ،نگران نباش هورمونیه

وای منم پریود نمیشم بی بی هامم منفی درمیاد میترسم خیلیی

رو روک هم خوبه بچه کمی اروم‌میشه ، منم هلاکم امروز واقعا اذیت کرد نخوابید
شباهم واسه شیر خیلی بیدار میشه کلا نه شب خواب دارم نه روز

من خودم تصمیم دارم نی نی دیگه بدنیا بیارم باهم بزرگ میشند زیاد سخت نگیر عزیزم

عزیزم کالسکه دخترت رو بیار داخل سالن و دخترت رو بزار داخلش و تابش بده
هم آروم میشد هم میخوابه
البته دختر گل من اینجوری عادت کرده
چون خیلی سخته مدام بخوایم بغل کنیم

من میزارمش رو روروئک تو آشپزخونه به کارام میرسم تو. هم بزراش حداقل یه ذره استراحت کن

همینه عزیزم منم همینم پسرم دسشوییم باهام میاد واقعا مخم نمیکشه

واییی من که هیچ کاری نمیتونم بکنم.
خوبه پسرم هست کمکه وگرنه نمیزاشت هیچ کاری کنم.

عزیزم دختر منم خیلی بغلی شده....
منم دست تنهام اکثر اوقات...
انشالا هر چی خیر و صلاحته پیش بیاد

میتونم بهت بگم منم همینطور
چشام داره در میاد از خواب

من دوماهه عقب انداختم تهوع سرگیجه اما بیبی چکام منفیه

کن میزارمش تو کالاسکه تو خونه هرکار بخام میکنم اذیت میکنه یکم اما از بقلی بهتره

سوال های مرتبط

مامان رهــــــــــام مامان رهــــــــــام ۱۰ ماهگی
خیلی وقته رهام شب و روزش یکی شده و خواب راحت نداره
واقعا خیلی خسته شدم
گریه های الکی میکنه میگه حتما بغلم کن راه ببر
واقعا تمام بدنم درد میکنه
دو شبه ک میذارم بین منو شوهرم میخوابه از الان داره بینمون فاصله میندازه🫠 البته از وقتی حامله شدم فاصله بینمون افتادا ولی نه اینقد😬
خداروشکر ساعت ۴ صبح تا ۹ صبح میگیره میخوابه🥲
ولی باز من دارم از بی خوابی منفجر میشم
از طرفی هم چن وقته بویاییم شده مث دوران بارداری
گاهی حالت تهوع دارم
سر درد...
ی هفته بیشتره ک ترشح آبکی و ژله ایی
دیشبم زیر شکمم بدجوری درد میکرد
خیلی استرس گرفتم
شوهرم میگه ی درصد اگه حامله باشی باید بچه رو بندازی
من اصلا ب این کار راضی نیستم میدونم اگه این کارو کنم تا آخرررر عمررررم عذاب وجدان ولم نمیکنه
ی طرفی هم شوهرم حق داره با این اوضاع گرونی اصن بچه دوم نمیشه فک کرد
دلم نمیخواد بچه هام کمبودیو تو زندگیشون حس کنن
واقعا تو دوراهی بزرگی گیر کردم
دیشب با شوهرم بحثم شد
خب اگه ی درصد بچه هم باشه خدا خواسته با این کارمون کفر میکنیم
ب شوهرم گفتم اگه حامله باشم پسرمو ورمیدارم میرم خونه بابام😒
والا عشقو حالتو کردی الان میگی نمیخوام🤨🥲