منکه دو سه روزه میخوام برم خونمون مامان و بابام نمیزارن
من حسابی تنها بودم چون شوهرم هم کارش شیفتی بود و شبکار بود نبود. یکم سخت بود ولی گذشت
بعدحمام ۱۰روزتنهاگذاشتن
من از همون شب اول تنها بودم فقط شوهرم پیشم بود و خیلی هم دلم گرفته بود از اطرافیانم
حدودا دوازده روزگیش بود رفتم خونه مادر شوهرم ولی خب باز هیچکسی مادر ادم نمیشه اینقدر ناراحتم که میرفتم گاهی با بچه چله مادرشوهرم همش میخواست به بچه چیز میز بده بخوره دلم تو دستم بود
من قبل شیر ی دو سی سی شربت دل درد میدمش ک نفخی دل پیچه ای داشته باشع خوب بشه و بخابه
۱۸روزه گلم ولی عالی بود ساعت ۱۲ شب ب پسرم شیر دادم و ساعت ۴ ونیم صبح برا شیر بلند شد و باز خابید تا صبح و یکم قوت قلب گرفتم خخخخ
من پریشب اومدم خونه تا صبح باشوهرم درگیر بچه بودیم خواب نرفتیم ظهر به مامانم گفتم بیا خوابم میاد دیشب موند پیشمون ولی امشب باز باشوهرم تنهایی باید مراقب باشیم
بعد از چهل روزگی.
ما زاعو رو تا ۴۰ روز تنها نمیزاریم
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.