۱۲ پاسخ

من که وقت فکر کردن به اینها رو نداشتم
ولی چون خیلی از وسایلش رو نگرفته بودم از اینکه نزدیک زایمان میشدم میترسیدم
ولی الان که گفتی فکر میکنم من اگر به این هفته ها میرسیدم حتما به همین چیزها فکر میکردم

حس غریب

من طبیعی بودم وقتی بعد بخیه بلندم کردن یه احساس سبکی گرفتم،شکمم خالی بود ،بعد اون سر هر چیزی گریه میکردم ،

بلاخره یکی حس منو گفت...
من الان دقیقاااا مث خودتم🙂

منم همینم عزیزم

منم همش میگم کاش 10روز دیگه بود خیای یهویی تایم زایمان رسید

عزیزم تک تک حرفاتو درک میکنم و همه این حسا رو تجربه کردم
اما همون لحظه ای ک بچه تو میاارن بهت نشون میدن و صورتشو میزارن رو صورتت بهترین حس دنیااست و اونجااس ک میگی خدایاااا شکر همه این سختیااا ارزششو داشت
شما ک سونو شدی و همه چی عالی بووده
بقیشو بسپر به بالاسری
ان شالله ی زایمان راحت تجربه کنی
در پناه خدا مامان قوی🫂🤲

منم مث توام هزارتا فکر و خیال

عزیزم همه اینا طبیعی وحسی که هرمادری موقع زایمان تجربه میکنه..ولی همین که ببینیش بدن بغلت بهترین لحظه عمرته نگران نباش ازش لذت ببر

دقیقاااا منم همین ترسا رو دااارمم

همهههه ی ترسای منو داری😐🥲❤️
و دقیقا همشم درستههه

وای منم همش میگم خدایا ی میدیدم دادن بغلم صحیح سالم بخدا.هفته برامن دیر میره ی میدیدم اخرهفته دیگ شده بخدا.

سوال های مرتبط