خانم‌های گل سلام و شب بخیر
به تازگی چالشی برای من و نیک‌مهر جون درست شده که از راهکارهای من موثر نبوده، ازتون میخوام اگر شما توصیه یا تجربه‌ای دارید بهم منتقل کنید، پیشاپیش ممنونم
من هیچوقت پسرم رو از حیوانات نترسوندم و از بچگی عکس حیوانات رو بهش نشون دادم و راجع بهش توضیح دادم و بازی کردیم، کلی عروسک حیوانات و فیگورشون رو هم داره. با این وجود متاسفانه خیلی از حیوانات میترسه! و شب ها قبل از خواب همش میگه پنجره رو بستس!؟ درها رو محکم قفل کردی!؟ حیوونی نیاد تو خونمون!؟ و در نهایت از شدت ترس به تخت من و همسرم پناه میبره. این حالت خیلی منو مستاصل میکنه! هرچقدر با مهربونی توضیح میدم اصلا آروم نمیشه و حرف خودش رو تکرار میکنه "یه وقت حیوونی نیاد تو خونمون"
البته ناگفته نماند که یک ماهی هست که پرستو توی حیاط‌مون لونه کرده و رفت‌وآمد داره، مسئله نیک‌مهر جان مربوط به قبل تره و ترس از پرستو هم به اون اضافه شده.

۲۲ پاسخ

بهش بگو مامان جون حیوونا تو خونه ما نمیان.نمیتونن بیان
بگو پرنده کوچولو میخواد بچه بیاره اومده اینجا ما براش دونه بریزیم با بچه هاش بخوره

وییییییییی چ مامان خوب و مهربون و محترمی
چ قد لذت بردم ازت

پسرمنم می‌ترسه فک کنم تواین سن طبیعی باشه

اول بهش بگو حیوانات تا وقتی اجازه ندیم داخل خونه نمیان بعد ازش بپرس که اگه یه حیوون بیاد توی خونه چکار ممکنه بکنه؟

من فکر میکنم طبیعیه

دوست یا آشنایی ندارید که حیوون خونگی داشته باشه؟
حیوون خونگی‌ش اروم باشه
پارسال گربه خیابونی دست پرواز رو چنگ زد و پرواز یه مدت از گربه میترسید
تا اینکه رفتیم خونه دوستمون که گربه داره، کم کم با اون گربه دوست شد و ترسش کم شد
البته گربه دوستمون اصلا نزدیک کسی نمیومد و خیلی اروم بود

من فکر میکنم اقتضای سنشون هست
دقیقا پسر منم نمی ترسه
ولی چند وقته هی میگه درو ببند کسی نیاد

دختر منم از دزد میترسه هر سری میگ ی جور راهنمایی میکنم باهاش حرف میزنم

سلام عزیزم
شب شما بخیر
دختر منم حدود یک سال پیش ترسش از رفتنِ برق شروع شد با اینکه هیچ وقت نترسوندیمش و چیز ترسناکی ندید.... هر وقت برق میرفت آنقدر گریه میکرد که میلرزید... هر چقدرم میخواستم آرومش کنم نمیشد.... خلاصه وقت رفتن برق کلی شمع بازی کردیم و کلی بازی‌های مختلف... الان بعد از یکسال ترسش خیلی کمتر شده.... پسر شما باید تو موقعیت قرار بگیره تا متوجه بشه چیز ترسناکی نیست... ببرش تو حیاط و پرستو رو نشونش بده و قصه ی مهربونیشو بگو که چطور واسه بچه هاش غذا میاره... کم کم به مرور زمان اوکی میشه

و یه نکته مطمئنید منظورش از حیوانات واقعا حیواناته ؟شاید از یه چیزه دیگه که یا واقعیه یا اصلا وجود نداره و تو تخیلشه ترسیده و بهش میگه حیوانات

شاید تو خیابون یا تو تلوزیون یا جای دیگه از حیوانات دیده ترسیده

به نظر من باهاش صحبت کنید تا ریشه این ترس پیدا بشه و بتونید حلش کنید مثلا کجا دیدی؟ کی گفته؟ ی راه حل دیگه هم ببرید از نزدیک ببینه و لمس کنه که آزاری بهش نمیرسه

ببرش باغ وحش بزار دست بزنه به حیوانات خانگی

طبیعیه که بترسه سن شروع ترسه نگران نباش پسر منم همینطوره

شاید 1نفر غیر شما ترس تو وجود بچه گذاشته یا برنامه کودک یا فیلمی دیده بلاخره ترس از 1جایی شروع میشه تا نگی داغه میسوزی بچه از کجا باید بفهمه که داغه خطرناکه

برید شهرستان اگر کسی رو دارید
اگر ن برید باغ وحش
پسر منم از یکسالگیش ک رفتیم شهرستان... راه طویله رو ک یاد گرفت کلا میره میمونه اونجا با گوسفندا و بوقلمون و مرغ و خروسها و..... عاشق اوناست

سلام
تا به حال فيلمي، كليپي نديده كه حيوان وارد خونه اي بشه و اهالي اون خونه ترسيده باشن؟

نمیدونم چی بگم ، ولی منم با ۳۲ سال سن هنوز از همه حیوووونا میترسم
شدید

درخواست دوستی میدین

سلام درخواست میدهید ممنون

سلام درخواست میدهید ممنون

چه جالب دقیقا حرفای چند روز پیش دختر من
به نظر من انکار نکن ترسش رو
بپذیر بهش بگو خب پسرم انگار از یه چیزی ترسیده... بهم بیشتر بگو... بعد مثلا پرستو ... خونمونو بلده؟ زنگ میزنه بیاد؟ در میزنه؟ وقتی بیاد تو خونمون چیکار میکنه؟ ... تا جایی میتونی کمکش کن برون ریزی کنه ذهنشو بعد بهش بگو اره مامان اونا تو لونه های خودشون هستن و بقیه حرفا

حالا این نظر منه ... چون اصل بر اینه که احساساتشون رو بپذیریم و گفت و گو کنیم گاهی خودشون با حرفاشون و تایید ما با کلماتی مثل اوهوم... که اینطور و... هم مشکلاتو حل میکنن

بذار از مشاور هم بپرسم باز میام میگم بهت...

سوال های مرتبط

مامان صدرا مامان صدرا ۳ سالگی
چقدر پسرا هم میتونن خودشیرین باشن من کارایی که الان پسرم داه میکنه هیچ وقت دخترم نکرد حتی الان که ۸سالشه
اینم بگم که خیلی درون گراست
پسرم همش داره بوسم میکنه صورتشو می‌ماله به صورتم😄 قربون صدقه م میره تو آشپزخونه میاد میگه مامانی خسته نباشید یا بعضی وقتا چیزی بهش میدم میگه خیلی خوشمزه بود زحمت کشیدی
یه بار عمش براش سیب زمینی درست کرده بود گفت چقدر خوشمزه شده چقدر مهربونی🥹 همش داره زبون میریزه برعکس دخترم
دیگه بعضی وقتا از بس صورتش تو صورتمه دیگه اعصابم خورد میشه دورس میکنم و بهش میگم بسه مامان😄
دخترم خیلی خجالتیه حتی میگم به بابات بگو دوست دارم یا تولدت مبارک خجالت میکشه دراین حد
ولی کارای دیگه و حرفای دیگه میزنه اینکه تو خونه داد بزنه یا با داداش دعوا کنه ولی کلن درون گراست خیلی دوست داشتم پرحرف و پررو باشه میدونم که اون متاسفانه از اون دسته آدمایی هست که تو جامعه نمیتونه گلیمش رو از آب بکشه بیرون کم رو خجالتی کم حرف درون گرا🙁
مامان آواز مامان آواز ۳ سالگی
ادامه از تاپیک قبل
پیشنهاد بازی
تحریک مهارت‌های دیداری
1. همرا بچه دایره‌های، مربع‌ها و مثلث‌های تو خونه یا حتی فضای بیرون رو پیدا کنید. وقتی تو ماشین هستید میتونید این بازی رو با رنگها انجام بدید. مثلا ازش بخواید یه شی به رنگ سبز پیدا کنه. (آواز تو ماشین حسابی با این بازی سرگرم میشه).

2. یک جعبه بردارید و داخلش اشیا مختلف بذارید. یک سنگ، یک تکه پارچه، یه توپ کوچیک و خلاصه اشیایی با ساختار و بافت‌های مختلف. از بچه بخواید بدون نگاه کردن دستش رو ببره داخل جعبه، یک شی رو برداره و ویژگی‌های اون رو بگه و حدس بزنه چی تو دستش داره.
شبیه این بازی رو با خوراکی‌ها میتونید انجام بدید. خوراکی‌هایی با طعم‌ها و بافت‌های مختلف آماده کنید و وقتی چشم بچه بسته است داخل دهانش بذارید. ازش بخواید حدس بزنه چی داره میخوره.
بازم شبیه این بازی رو با صداها میتونید انجام بدید.

تحریک حافظه
1. از کودک بخواهید تا جایی که می‌تواند رنگها، حیوانات، اشیا آشپزخانه، انواع لباس‌ها و... را نام ببرد.

2. چند شی متفاوت جلوی بچه بچینید. ازش بخواید با دقت به اونا نگاه کنه و بعد چشماش رو ببنده. یکی از اشیا رو بردارید. حالا بچه باید حدس بزنه کدوم شی رو برداشتید. میتونید از 3 شی شروع کنید و به مرور تعدادشون رو افزایش بدید.

یه مدل دیگه هم اینه که اشیا رو ببینه. بعد روی اشیا رو بپوشونید و ازش بخواید چیزهایی که دیده رو نام ببره.