۹ پاسخ

من که خودم قبول دارم حسودم به همه هم میگم😂 از الانم باهاش اتمام حجت کردم که باید منو بیشتر از بچه دوست داشته باشی وگرنه روزگارت سیاهه

فک کنم فقط منم ک ارتباط گرفتنشون باهم رو با عشق نگاه میکنم

خخخ ای جونم من شوهرم اصلا سمت بچه نمیاد مگه خودم بگمش‌ یا بغلش بزارم اون یکی بچمم همینطور‌بود انقد گریه میکردم میگفتم دوسش نداری😂گفت میترسم بغلش کنم بوسش کنم چیزیش بشه الان جدیدا باهاش حرف‌میزنه😂

برعکس ما اون دوتا بچم اصلا انگار بچه رو نمی دیدهمش حواسش به خودم بود تا چندماه تقریبا از سه ماهگی شروع کرد توجه به بچه ولی نمی‌دونم چه حسابیه با اینکه همیشه رفتارش با بچه ها جدیه ولی بچه ها بیشتر از من دوسش دارن و بیشتر هم به حرفش گوش می کنن یعنی حساب می برن البته بازی و شوخی هم داره باهاشون ولی بیشترجدیه

منم همینطور😐😐😐بهش میگ عشقم پسر خوشگلم نفس بابا هی از کلش دس و پا بوس میکنه منم انگار خیارم 😒

منم از الان به این قضیه فکر میکنم و تا حالا چند بار به شوهرم گفتم که اگه اونجوری کنی من ناراحت میشم 🤦‍♀️

بهش بگو من گفتم خودشو اصلاح کرد الان اول من بعد نی نی

😂😂😂😂الهی بگردم حسودیت میشه

😂😂😂
حساس شدی بهش بگو

سوال های مرتبط

مامان هانا..دختر مامان هانا..دختر ۲ ماهگی
مامان فسقل بچه مامان فسقل بچه ۱ ماهگی
یعنی واقعا نگه داری از دوتابچه سخت و طاقت فرسا هست
از۶روزگی پسرم،مامانم رفت خونشون
دخترم خیلی خیلی اذیت میکنه..از بس دست نی نی رو میکشه،پاشو میکشه،کف پاشو قلقلکه میده,صورتشو بوس میکنه،انگشتاشو میکشه
میترسم یه روزی تو اشپزخونه گرفتار کارباشم،یهو بیادتا دست داداشش رو کنده آورده🥲
اینقدکه این بچه رو اذیت میکنه
مشق هاش رو هم نمینویسه.اذیت میکنه..دل نمیده که یادش بدم
واقعا این چندروزی که نی نی دنیا اومده همممه جوره خسته شدم
یکی دوروزه خواهرم اومده پیشمون،کارای دخترمو برعهده گرفته.یه ذره دارم استراحت میکنم
اون موقع که فهمیدم حاملم،به این روزافکرمیکردم و استرسشوو داشتم

بگین که تنها نیستم
واقعا نمیدونم چه برخوردی باید با لجبازی بچه داشته باشم
هرچی باهاش حرف میزنیم اصلا فایده نداره
دوباره میاد توخواب دستشو میکشه تا بیداربشه
حالا وقتی دخترم کوچیک بودتادوسالگی به هیچ کس اجازه ندادم که صورتشو بوس کنن.بعدخودش اینقد بچه کوچیک رو اذیت میکنه از همین الان🤐
دوفرزندی واقعا چالش های زیادی داره