۹ پاسخ

منم هردو رو تجربه کردم🥲

چرابااین حرفت گریم گرفت یه روزی حتمادلمون واس این روزاشون تنگ میشه اون وقت بچه هامون بزرگ شدن ازخدامیخوام همه بچه هااینده روشنی داشته باشن

من هردوتاشوتجربه کردم ولی بخاطرکم خونیم اذیت شدم واگه بچه بیارم شیرخشک میدم

منم خیلی ناراحتم چون پسرم فقد تا چهار ماهگی شیرمو خورد 🥲
ولی الن میگم کی از شیر خشک بگیرمش چون خیلی اذیت میکنه شبا

اخی عزیزم شما دقیقا مثل منی دختر منم بعد از ۹ماهگی شیر منو نخورد و شیر خشک خورد

پسرمن تا شش ماه به زور شیر خشک خورد دیگه نخورد

خودش ترک شیر کرد؟
یا
خودت خواستی؟
خیلی خوبه چون حجم غذای،بیشتری خواهد خورد

چقدر شما احساساتی هستین من از شیردهی متنفر بودم از خدام بود زوتر از شیر بگیرمش

منم شیر خودمو چهار ماهگی تجربه کردم ولی همش میگم خدا کنه دخترم خودش شیر خشک بزاره کنار
من نخوام بگیرم ازش

سوال های مرتبط

مامان 🫶آقا علی🫀 مامان 🫶آقا علی🫀 ۲ سالگی
پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۱ سالگی
امروز سومین روز ترک شیر از سینه س و من که این مدت فکر میکردم شیر ندارم و دلسا فقط از روی عادت پستونک کرده فقط برای خواب عادت داشت با سینه بخوابه اما از دیروز سینه هام از شیر داره منفجر میشه و شدیداً درد دارم 🥲 نمی‌دونم چیکار کنم دیشب تو خواب دادم خورد و سبک شدم ولی باز از امروز تا الان پر شیر شده و درد می‌کنه چیکار کنم دیگه شیر نیاد ؟؛
از یه طرف دلم میسوزه به حالش میگم بدم بخوره حیفه وقتی شیر دارم ، ولی بعد میگم نه همین که شیر خشک میخوره کافیه
تازه امروز دیگه سمتم نیومده و بهونه نگرفته و حتی بدون سینه خودش می‌خوابه حتی بدون اینکه رو پا بزارم خودش خوابش بیاد راحت می‌خوابه یادم میوفته برای خوابش چقدر اذیت میشدم انقد من و مک میزد و من خشک میشدم تا خوابش میبرد میخواستم از دهنش در بیارم دوباره بیدار میشد و گریه و...
ولی الان هم غذاش خوب شده هم خوابش خداروشکر حس میکنم مستقل شدم و هم خودم اعصاب و روانم راحت شده فقط یه چیزی بگید برای درد سینه هام و اینکه چیکار کنم دیگه شیر نیاد