پارت اول :تجربه من در گرفتن شیر از پسرکم
علی شیر خودمو خورده و حالا میخوام بگم چجوری پسرم از شیر گرفتم واسه مامانا که ایده بگیرن
من از یکسالگی به بعد شیر رو بردم روی روزی سه بار قبل خواب شب و ظهر و صبح زود توی خواب یعنی بعد که از خواب بیدار میشد دیگه شیر نمیدادم صبحانه میدادم تا ۱۸ ماهگی
از ۱۸ ماهگی به بعد اول فقط قبل خواب شب و ظهر شیر میدادم بعد وقتی که دیگه میخواست خوابش ببره سیر شده بود ازش سینه رو میگیرفتم میذاشتم روی پام گاهی بیدار میشد دوباره شیر میخورد گاهی هم راضی میشد بخوابه
گاهی هم توی خواب اب یا در حد ۲۰ سیسی اب قند میدادم که دلش اروم بشه یا تشنگیش رفع بشه
بعد که عادت کرد به روی پا خوابیدن اومدم موقع خواب ظهر شیر ندادم ، باهاش حرف میزدم بازی میکردم گاهی بهونه میگیرفت میذاشتم کمی شیر بخوره اما بازم توی هوشیاری ازش میگیرفتم و رو‌پا میخوابوندم بعد که کلا به نخوردن شیر برای خواب ظهر عادت کرد اومدم برای خواب شب هم همین کار رو کردم و همین پروسه رو طی کردم

۳ پاسخ

پارت دوم:بعد اون تا چند وقت فقط شب اگه بهانه میگرفت شیر میدادم اونم وقتی حسابی خسته و بد قلق میبود و راضی نمیشد.
خلاصه که اینجوری هم شیر خودم به مرور کم شد و سینه درد نگرفتم هم بهانه گیری علی کم بود
ضمن این که من خودم این پروسه رو اینقدر کش دادن و گرنه توی یک ماه قابل انجامه فقط علی چون کوچیک بود، خودم کامل قطع نکرده بودم
✨اما میخوام بگم موقع قطع کامل شیر بچه ها شدیدددد بهانه گیر و نق نقو میشن حدود دو هفته تا یکماه که باید تحمل کنید تا بگذره تاااا میتونید اروم و با محبت باشید تا بچه توی این دوره پرخاشگر نشه که عادت پرخاشگری رو تا ابد ترک نمیکنه ازش به عنوان ابزار واسه رسیدن به خواسته هاش استفاده میکنه
فکر کنم همه چیز رو گفتم اگر سوالی بود بپرسید و ممنون میشم یه کامنت بزارید که به مامان های بیشتری نشون بده بوس بهتون مامان های قوی🫶

ممنون عالی بود

خیلی ممنون بسیار مفید بود

سوال های مرتبط

مامان یسنا مامان یسنا ۲ سالگی
سلام، تجربه ی خودمو در مورد از شیر گرفتن، من اول سوره ی یاسین و بروج خوندم و ب دخترم فوت‌کردم، بعد با توکل ب خدا شروع کردم،اول حدود دو روز میان وعده هاشو حذف کردم،یعنی موقع بیدار شدن و موقع خواب بهش شیر میدادم، بعد شروع ب حذف شیر صبح تا ساعت 12 کردم،تا چهار روز، بعد شروع ب حذف شیر بعداز ظهر تا ساعت 18 کردم، یعنی از صبح تا قبل خواب ظهر بهش شیر نمیدادم،موقع خواب شیر میخورد و بعد دیگه شیر نمیدادم تا ساعت 18، البته حدود دو روز اول وقتی از خواب ظهر بیدار میشد بهش شیر میدادم، کم‌کم شیر شو حذف کردم،بعد چهار روز شیر شب شو حذف کردم تا موقع خواب،دبعد از اون شب موقع خواب بهش شیر دادم و دیگه شیر نصف شب شو حذف کردم، بعد فرداش دیگه در کل شیر شو حذف کردم و دیگه موقع خواب هم بهش شیر ندادم، امروز اولین روزی بود ک اصلا شیر نخورد، دخترم خیلی وابسته شیر بود، شیر ک نمیدادم کلی گریه و جیغ،ولی حوصله کردم،باهاش بازی کردم،بردمش بیرون،سرشو گرم کردم،خیلی بهش محبت کردم، دیشب نصف شب خیلی گریه کرد ولی کوتاه نیمدم و رو پام با لالایی خوابید، گریه ک میکرد میدید کوتاه نمیام اروم میشد،البته خیلی باید حوصله کرد، من هر روز از خدا کمک میخواستم، تو این مرحله فقط خدا میتونه کمک کنه،کمی سخت ولی با توکل ب خدا شدنی، اصلا هم ب تلخک و چسب برق نیاز پیدا نکردم،فقط موقع گریه و جیغ صبوز بودم و کوتاه نیمدم،امیدوارم همه موفق باشند، فقط محبت یادتون نره، من خیلی بهش محبت کردم ک خدای نکرده اعتماد ب نفسش پایین نیاد
مامان ستاره 🌟 مامان ستاره 🌟 ۲ سالگی
پارت دو گرفتن از شیر مادر به روش تدریجی
رسیدیم به بخشی ک اون چهار وعده اصلی باید حذف میشد
اول وعده صبح رو حذف کردم تا بیدار میشد میوردمش سر صبحانه و چهارروز اینکارو کردم تا عادت کنه بعد ظهر که از خواب بیدار میشد همینکارو میکردم سریع میوردم عصرونه میدادمش و سرگرمش میکردم کم کم رسیدیم به سخت ترین قسمت ینی خواب ظهر که تمرینی بود برای خواب شب اول چند روز مقاومت کرد ینی مثلا روی تاب میخوابید ولی بیدار میشد و بهونه سینه میگرفت یکم طول کشید تا با موزیک و تاب عادت کرد بدون سینه بخوابه ولی همش ناراحت بود و اخرین وعده شد قبل از خواب شب که چهار شب پیش برای اخرین بار خورد 😭🥺🥺و دیگه شب هاهم عادت کرد رو تاب یا توی بغلمون یا. وی پامون بخوابه😭😭
نمیدونید چقدر اون شب گریه کردم همش داشتم وسوسه میشدم دوباره بهش بدم ولی میدونستم ظلم میشه درحقش🥺🥺🥺خلاصه اینجوری شد که کامل از شیر گرفته شد و من موندم یه دنیا غصه الان هم گاهی بهونه شو میگیره هی بهش میگم تو بزرگ شدی ممه بخوری اوف میشه دردم میاد دیگه بزرگی نباید بخوری بعد میره

و اینجوری شد که بقول دوستی اخرین وظیفه بدنم در مقابل عشقم رو انجام دادم🥲❤️
مامان یزدان مامان یزدان ۲ سالگی
تجربه من برای قطع شیردهی(شیرمادر)
الان دقیقا شد یک هفته که پسرم لب به شیر نزده
امروز برای اولین بار وقتی داشت تلویزیون میدید خوابش برد
این برای من این نشونه بود که یاد گرفته مستقل خوابیدن رو
شبا هم که میاد بین منو باباش انقد وول میخوره تا خوابش ببره
من دو سه هفته اخر سعی کردم هی وعده هاشو کمتر کنم مثلا یزدان عادت داشت تا از خواب صبح بیدار میشد شیر بخوره ازش نیم ساعت بگذره بعد صبحانه بخوره هفته های اخر تا میومد درخواسته کنه میگفتم پاشو بریم صبحانه خیلی گرسنمون شده این وعده کامل حذف شد چند شب سعی کردم بدونه سینه بخوابه داستان بگم نازش کنم ولی دیدم نه نمیشه هر جوری شده تقاضای شیر میکنه و کلا چه خواب روز چه خواب شب بدون سینه اصلا نمیتونه بخوابه تو این مرحله به بن بست خوردم
پس وقتی تعداد وعده هاش شده بود سه تا یکی قبل از چرت روز یکی قبل از خواب شب و یکی توی خواب حدود ساعت ۷ صبح تصمیم گرفتم قطع کنم
شبای اول خیلی اذیت میشد چون اصلا بلد نبود بدون شیر بخوابه میبردیم تو ماشین میچرخوندیم تا بخوابه دیدم خب نمیشه عادت سینه از سرش میوفته عادت میکنه به ماشین که دیگه شب چهارم ماشین هم نبردم و انقد نازش کردم تا خوابش برد تا سه شب توی خواب بهش دادم بعدش بیدار میشد گریه میکرد بغل میکردم راه میبردم دوباره میخوابید
مامان آروین👼🏻😍 مامان آروین👼🏻😍 ۲ سالگی
۲دیگه بعد از این شیری که وقتی از خواب بیدار میشد رو حذف کردم و تا از خواب بیدار میشد بلند میشدیم و حواس پرتی و صبحانه و بازی، دیگه خودش انگار متوجه شده بود که شیر نیست و اروین همیشه عادت داشت تا صبحانه اشو میخورد میومد شیر میخورد و این عادت از سرش افتاد و کلا یادش رفت، و بعد رسیدیم به غول یکی مونده به اخر یعنی شیر قبل از خوابیدن که یبار امتحان کردم و اروین رو ۳ ساااعت چرخوندم و اون فقط گریه میکرد و نتونستم اخر و هلاک شد بچم و بهش شیر دادم و خوابید، هنوز نه خودش واسه این قسمت اماده بود و نه من، فهمیدم که من باید خواب عصر رو اول یاد بگیرم بخوابونمش بعد برسم به اون قسمت شب، پس عصرا اهنگ لالایی گذاشتم و تکون و لالایی نمیخوابید و بعدش دیگه فهمیدم اروین اینجوری با تکون دوست نداره بخوابه و میذاشتمش تو بغلم و بدون هیچ تکونی اینقدررر حرف میزنم و از ثانیه ای که از خواب بیدار میشد رو براش تعریف میکردم تا همون لحظه و فهمیدم اروین حرف زدنم رو دوست داره و روز اول ۲ ساعت حرف زدم یه چیزی رو هزاربار تعریف میکردم-
مامان رستا ❤️ مامان رستا ❤️ ۲ سالگی
به وقت ۲۳ماهگی دختر قشنگم و دیشب که که به طور کامل شیر قبل خواب هم قطع شد 🥹🥹🥹
تجربه ازشیر گرفتن به روش چهار در چهار طی دوهفته
هر چهار روز یه وعده اصلی شو کم میکردم یه وعده هم که همینجوری الکی میومد از روی عادت خب دخترم جوری بود که تا دراز می‌کشیدم شیر میخواست شب و خواب ظهر هم زیر سینه می‌خوابید ولی از روز اول شروع کردم خواب ظهر رو تاب خوابوندمش وعده های که در طی روز میخورد هم یادداشت کردم که اصولی پیش برم که هر دومون اذیت نشیم اولین روز ۱۲وعده شیر خورد همینجوری کم کردم تا روزیکه فقط قبل خواب شب شیر بهش میدادم الآنم ویروس گرفته اسهال استفراغ دکتر گفت کار خوبی کردی تدریجی گرفتی و بهترین موقعیت که شیر شب هم قطع بشه چون اشتها نداره زیاد دیگه اینکه قمقمه آب بالاسرش میذارم طی روز آبمیوه میدم هر چی دوست داره شب هم یا تاب میدم یا ماساژ یا رو پام می‌خوابه سخت تا صبح چند بار بیدار میشه ولی باید صبور بود و عقب نشینی نکنیم من هنوز عذاب وجدان دارم برای اینکه تا دوسال میگم کاش بهش شیر قبل خواب میدادم ولی وقتی دیدم تمایل نداره و بی اشتها طبق نظر دو تا پزشک گفتم بگیرمش توضیحات کامل روش چهار در چهار تو اینترنت کامل زده دوستان ،❤️🌹🥰