۷ پاسخ

بعد از شیر یکم زمان میبره که خواب شبشون بصورت کامل باشه، فک کنم از اول به خواسته هاش خیلی توجه کردی، یعنی تا گریه کرده یچی بهش دادی که فقط اروم بشه

دقیقا من، هم خودم روانی شدم هم با اون طفلی بد رفتار میکنم گاهی اوقات دیگه عذاب وجدان پاک دیوونم میکنه

خوابش به مرور درست میشه ولی لجبازی تازه اوله راهیم تا چند سال ادامه داره و بخشی از رشدشون محسوب میشه

پسر من ۵ روز فقط شیرمو خورد.
اگه دوباره باردار بشم قصد ندارم شیر خودمو بدم.دوباره شیر خشک میدم بهش
هیچ فرقیم با شیر خودم نداره
از شیر گرفتنشم راحته

واقعاً سخته
حالا من دخترم خوابش خوبه ولی اصلا نمی ذاره جایی که بریم من بشینم دائم پشت سرشم که خدایی نکرده کار دستمون نده
بعد عمری یه عروسی رفتیم اینقدر اذیتم کرد که به خونه نرسیده رفتم بیمارستان

بخدا پسر منم همینه
با این تفاوت ک غذا نمیخوره
تحمل باید کرد راهی نیست

چن وقته از شیر گرفتی؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان نی نی مامان نی نی ۲ سالگی
از اول دی ماه پسرمو ازشیر گرفتم هنوزم برا شیرشب از خواب بیدار میشه شبا با بهانه گیری خیلی زیاد میخابه حدود ده تا دوازده بهانه گیریاش شروع میشه که یا با تاب یا دور دادن تو ماشین میخابونیمش بعد من باید ظرفای شامو بشورمو آشپزخونه رو جم کنم بعدش بخوابم ساعتای دو تا سه هرشب بیدار میشه یک لیوان آب بهش میدم اگه شیر پاکتی بخوره بهش میدم که خیلی کم پیش میاد شیر بخوره یا اگه میوه بخوره بهش میدم بعد دوباره تو تاب میخابونمش خودمم که بدخواب میشم بعد باز ساعت ۷تا هفتونیم صبح دوباره بیدار میشه بهش صبحانه میدم بخوره یا نیمرو یا پنیر گردو یا اوتمیل هر چی که بتونم سریع درست کنم براش تا ساعت ۹ تا ۱۰ که دوباره میخابونمش که بعدش خودمم باید برم بفکر ناهار باشم یعنی علنا من روی هم رفته ۶ ساعتم خواب مفید ندارم🫩
یعنی من خسته ترینم از بهانه گیریاش خسته شدم هر دفه با جیغو داد بیدار میشه مامانایی که از شیر خودتون گرفتین این پروسه تا کی ادامه داره؟ کی دیگه بهانه گیری نمیکنه؟ کی دیگه جیغو داد راه نمیندازه؟ کاش حداقل شیرخشک میخورد بهش میدادم یا شیر پاستوریزه میخورد هر کار میکنم نمیخوره شیر پاستوریزه خیلی کم میخوره یعنی روزی یک پاکت کوچیکم نمیخوره دیگه نمدونم چیکار کنم بهش بادام میدم بخوره حداقل جبران بشه ولی بخدا به هیچ کاری نمتونم برسم وقتیم که بیداره از بغلم جدا نمیشه اصلا قبلا اینجوری نبود از موقعیک از شیر گرفتم یکسره چسبیده بهم کمر نمونده برام..بخدا دیگه توان شیر دادن نداشتم بهش و گرنه بهش میدادم.. الانم دیگه نمدونم چیکار کنم که دیگه بهانه گیری نکنه کمکی هم متاسفانه ندارم😢