۱۳ پاسخ

بچه اولم اره یکم فشار دادن
چیز بدی نیست توی سزارین هم اکثر مواقع فشار میدن

منم كه سزارين بودم آخر عمل شكمم فشار دادن كه خونا بياد بيرون يه چند باري تو اتاق عمل فشار دادن

آره منم اپیدورال گرفتم انگار نمی‌تونستم زور بزنم یه نفر فشار داد شکممو

من سزارین اختیاری بودم
اما دقیق یادمه یه خانومی بود تخت بغلی که طبیعی با ماما همراه انتخابش بوده
میگفت اونقد از معدم فشار دادن بخدا حتی میگفت یکیش نشسته بود رو سینم فشار میداد
بنده خدا کلا بالاتنش کبود شده بود
دیگه اخر سر نتونیته بود طبیعی دنیا بیاره برده بودنش اتاق عمل

من جون سختترین ادم دنیام بخدا
۹ساعت بکوب درد کشیدم نعره میکشیدم دراین حد
دکتر و پرستار کاری نکردن فقط گفتن زور بزن اخرش که بچه اومد فشار دادن که خون بریزه بیرون

اره منم خود دکتر افتاد بود رو شکمم فشار میاد دستیار دکتر هم از پایین برا بیرون اومدن بچه کمکم میکرد

من فک کن باشکم پاره فشارمیدادن،😢

ااااره دقیقا انگار داری منو تعریف میکنی من اینقدر فشار دادن که جای دستاشون رو شکمم کبود شده بود منم اپیدورال شده بودم

نه نکردن این کارو

نه من بعد از زایمان یکی آروم شکمم رو حالت غلتکی به طرف پایین فشار می‌داد تا خون یا لخته خون داخل رحم نمونه من سخت نبود برام خیلی هم زور نزدم آمپول نزدم کلا بچه با دوتا زور زدن به دنیا اومد زایمان خوبی داشتم خدارو شکر

منم چند روز دیگه دوباره تکرار می‌شه برام وترسم بازهم ازاین زور زدنهاست

اره برا من دکترم بالا سرم بود ی ماما پایین مشغول بود بچه بیاد یکی ام ک شکمموفشارمیداد

اره مال منم
اونا فشار میدن ک کمک کنن بچه بیاد پایین دیگه

سوال های مرتبط

مامان Lea مامان Lea ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل

خلاصه که من حامله شدم و استراحت نسبی
علی گفت خودت کار نکن دو هفته یبار کمکی بیاد ،گفتم من سکته میکنم دو هفته خونه تمیز نشه باید هر هفته بیاد.میدونستم نمیذاره غریبه بیاد خونه و حساسه گفت کمکی مامان خودم بیاد یعنی کمکی مادر شوهرم بیاد.
همون لحظه من خاک تو سرم شد اونم پییییر ولی قبراق و سرحال فک کنین مثلا حتی وقتی علی (همسرم) بدنیا اومده اون خونه مادر شوهرم میمونده از اون وقت میشناسنش.من دیده بودمش او مهمونیا خانوم خیلی زرنگ و فرزی بود.قبول کردم جون راه حل دیگای نبود ممکن نبود بذاره غریبه بیاد.
فک کن مثلا یه پیرزن ۷۰ خورده ای ساله اخه چه کاری میکنه و ادمم دلش نمیاد که کار کنه .مادر شوهرمم مثل کن حساس نیست رو خونه مثلا زهرا خانوم همون کمکیش براش سبزی پاک میکنه فوقش گردگیری و اینا
یه دفعه به ذهنم رسید که کمکی مامانمم خیلی خانوم ناز و قابل اعتمادیه و علی زیاد دیده بودش به سختی و با هزار اما و اگر قبول کرد اون بیاد ولی مامانمم باشه و اینا.
خیلی خوشحال شدم چون اون هم نسبتا جوون تر بود هم میدونست من چقد حساسم و کارشم خوب بود. رضی خانوم ۲ تا بچه داشت ۸ ساله و ۱۰ ساله شوهرشم بخاطر مسایلی زندان بود ولی ادمای خیلییی تمیز و ناموس داری بودن.

ادامشو کمی بعد میگم



پوشک گرفتن دسشویی کردن شیر اغوز شیر خشک زایمان سزارین بیمارستان