۷ پاسخ

اره والا بچه های الان ی کارای میکنن
من دیروز دو سع تا خیار پوست کندم برش زدم گذاشتم پیش بچه هام گفتم بخورید رفتم ظرف شستن یهو پسر بزرگم که 10سالشه گفت مامان آرسین خیارارو خرد کرده میزاره تو دماغش فشار میده پر دواغش کرده 🤣🤣 رفتم دیدم راست میگه با هزار بدبختی از دماغش در آوردم

ای رود خدا روشکر بخیر گذشته خدا بهت رحم کرده صدقه براش بذار کنار

تیله خونتون چکار می‌کنه خودت باید هواست باشه دختر خدا بهت رحم کرده

خدا خودش حواسش به بچه هامون باشه پسر من یبار شیشه شکسته کرده بود دهنش میجوید صب زود تو عالم خواب فک کردم نباته از دهنش در آوردم دیدم شیشه خیلی ترسیدم

پسرداداش منم فنرکرده تودهنش قورت داده مونده بوددوروده اش عزیزم اینجورچیزای خطرناک نداربرداره خدای نکرده یه چیزی بشه بچهای الان یه کارای میکنن ادم تنش میلرزه

من بشدت اعتقاد دارم ب مراقب و خیلی بودن زجر دادن نیست خدا بخواد هر غیر ممکنه رو‌ممکن می‌کنه فقط شب و روز دعا کنیم ک تقدیرم و سرنوشتمون تو سلامتی و خوشبختی بچه هامون باشه خدا برام خوب بنویسه الهی آمین خداروشکرم بخیر گذشت

واقعا خدا بهت رحم کرده خواهر

سوال های مرتبط

مامان رزا مامان رزا ۳ سالگی
دخترم از سه روز قبل مریضه. امروز یکم بهتر بود. از صبح دیگه شربت تهوعش رو نداده بودم. توی خواب خر خر میکرد انگار چیزی تو گلوشه و کم کم شروع کرد به عوق زدن. سریع رفتم شربتشو اوردم بدم بخوره. خیلی خوابش میومد نخواست بخوره لج کرد گریه کرد.بعد ریسه رفت و تمام صورتش و لباش کبود شد‌ هرچی زور میزد نمیتونست نفس بکشه.هی سرشو عقب میبرد دست و پا میزد ترکیب تهوع و ریسه رفتن‌ . گیج خوابم بود بغلش کردم سرشونم انداختم که بدوم تو کوچه. یکی زدم پشتش جیغ میزدم نفس بکش. که یهو یه هیییی بلند کرد انگار نفسش باز شد. دست و پاش سفت شده بود صورت و لباش کبود. این چندروزم مریض بود لباش خشک بود موقعی که میخواست گریه کنه لباش ترک خورده بود ترکیب ضجه زدن و خفگی و کبودی و خون جاری از رو لباش. هزارتا فکر تو اون جندثانیه از سرم گذشت. خونه تنهام شوهرمم بخاطر برق شبا کارگاه میره. وقتی نفسش باز شد فقط تونستم یکم آب بدم بهش با شربت.گذاشتمش زمین. خودم تمام بدنم هنوز میلرزه. حدود یکساعته افتادم فقط دارم نفس کشیدنشو نگاه میکنم.