۲ پاسخ

بگیرید تو دستتون ببینه باهاتون کاری نداره کتاب دربارش بخونید

اخی عزیزم بهش بگید خیلی مهربونه هیچوقت تو عمرش نمیخوابه برا زمستون از الان غذا میبره نگه داره برا نینی هاش . همین حرفهای مثبت بگین شاید یکم اروم شد

سوال های مرتبط

مامان ائل‍آی مامان ائل‍آی ۳ سالگی
فرزند پروری، تربیت، کودک
خانوما خاک به سر شدم، مغزم داره سوت می کشه، چرا من اینقد باید ساده و بی تجربه و نفهم باشم. پسر برادرم ۷ سالشه یکم زیادی سر و گوشش می جنبه من شک کرده بودم، دیروز با دخترم داشتن بازی می کردن من سعی می کنم تنهاشون نذارم ولی ی لحظه گرم صحبت شدم دلیل اصلی سهل انگاریم هم پسر بزرگتر ۱۱ ساله اشم اونجا بود و مواظبشون بود، من رفتم سر بزنم یهو احساس کردم پسر کوچیکه از پیش دخترم رفت روی تخت و دخترم یجور ترسیده، امروز صبح که از خواب بیدار شد ازش پرسیدم داشتین چی بازی می کردین داشت توضیح می داد یهو اسم پسر برادرم برد و گفت فلانی گفت بیا دست بزن بعدش دخترم حرفشو ادامه نداد و گفت هیچی هیچی یادم رفت، هر چقد پرسیدم که گفت ب کجا دست بزن به بدن به لباس به چی همش گفت نمی خوام بگم دوس ندارم بهونه گیری کرد و گفت من گشنمه من تشنمه خلاصه هر چی من پرسیدم قیافه ترسیده و نگران گرفت. بهش گفتم اونحا دوربین داشت می رم ببینم بهتره خودت بگی، بعدش گفتم نهار هر چی دوس داری برات از بیرون می‌خرم ، من بهت عصبانی نمی‌شم و باهات دوستم تو خیلی کوچولویی و کلی حرف که بازم راضی نشد بگه. حالا من خیلی می‌ترسم و استرس شو دارم چیکار کنم.
دخترم خیلی با من لج حرفشو به من نمی زنه از این می‌ترسم اتفاقای بدتری بیفته و نگه، بهش می‌گم و از خیلی وقته که آموزش جای خصوصی رو بهش می دم وقتیم ازش می پرسم اگه کسی بجای خصوصمون دست زد یا گفت بیا نشونت بدم باید داد بزنی،