۳ پاسخ

ب من خیلی سخت گذشت
یه نزدیکی ک هیچی مثل اون نیست
موقع شیرخوردن همیشه نازم میکرد
هنوزم یادم میاد گریه ام می گیره
برا دخترم خداروشکر زیاد سخت نبود چون کم کم گرفتم

من دخترم شیر میدم شبا یه لیوان داخل شیشه میریزم میدم شیر ساده بعضی شبا هم نمیخوره

وای سلین هم هر روز به من میگه بستنی میخوام من زیر بار نمیرم😮‍💨

سوال های مرتبط

مامان آرتین مامان آرتین ۲ سالگی
آرتین بردم خانه بازی گفتم روحیه جفتمون عوض بشه عوض ک نشد هیچ بدترم شد ی دختر بود ۹ سالش بود ولی ک چقد اذیت میکرد مربی گفت بیش فعالی داره الان تازه مثلاً قرص خورده اینجور گفت روزایی ک این میاد مشتریا زود میرن اینقدر ک این بچهرو ب گریه میندازه و وسایل رو ب زور از بچه ها میگیره فک کن بچه کوچک ۲ ساله رو میزد ک وسایل رو بگیره یهو میزد زیر وسایلشون ک درست کرده بودن تاب رو از قصد هل میداد ک بخوره تو سر بچه ها ک خودش بره سراغ بازی اینقدر ب این دختر گفتم خاله جان آروم باش نکن بچست نمی‌فهمه اذیتش نکن دیونه شدم رسماً گفت ی روز قرص بش نداده بودن آورده بودن پیشم ۴ ساعت گفت رسماً دیونه خونه شده بود خانه بازی گفت بچه سالم نمونده بود از دستش گفت اصلا انرژیش تمومی نداره گفت زنگم میزنم خانواده بیان ببرنش بشونم گفتم پیش من نیازی گوش نمی‌دن میارن می‌ذارم پشت در و می‌ره منم میگم دختر گناه دار مبارکش تو گفتم ولی اگه بلایی سر بچه ای بیاره می‌دونی ک تو مقصری تو ک می‌دونی اینجور نباید قبول کنی آرتین ک بچه ای رو نمیزنه لج کرده بود از دستش دیدم نیستش رفته بود دختر رو با مشت لگد میزد حرصی شده بود بچم
#پوشک #شیردهی #فرزندپروری