بمونه به یادگار از ترک پوشک گل پسری😍
سه شنبه ۲۳اردیبهشت😀
الان ک خاستم تایپیک بذارم ب این قضیه فک کردم ک خیلی اتفاقی دقیقا پارسال تو همین روز ترک شیر رو استارت زدیم 🤪
امروز صبح ک بیدار شد خیلی یهویی چون هم خودم از نظر روحی حال و حوصلشو داشتم هم آریا بنظرم آمادگی شو داشت خیلی یهویی پوشک رو گرفتم درستش اینه چندروز اول رو کلا خونه بمونیم اما من امروز رو همش بیرون بودم ولی خداروشکر خیلی راضیم انشالله فردا بهش آب و آبمیوه و اینا میدم تعداد آزمون و خطاش بالا بره تا زودتر یاد بگیره🤩
هیچوقت فک نمی‌کردم برا ترک پوشک انقد خوشحال باشم ینی هربار ک آریا رو میبردم دستشویی چنان ذوق مرگ میشدم بیا و ببین😂
یکی از راه هایی ک کمک می‌کنه اعصاب تون اروم تر باشه اینه ک ب قول دکتر عزیزی با این تصور این پروسه رو شروع کنین ک قراره کل خونه نجس بشه منم با همین ذهنیت شروع کردم و اگر خطا میکرد اصلا برام مهم نبود و بنظرم این ریلکس بودن مادر خیلی اهمیت داره تو این پروسه😬

۳ پاسخ

ما مادرها برای چه چیزهایی که ذوق نمیکنیم! ذوق بعدیت وقتیه که دیگه خودش اعلام میکنه

چقد خوب.. من‌ک هنور شروع نکردم

امیدوارم کل پروسه همینقدر رضایت بخش باشه برای هر دوتون🥰

سوال های مرتبط

مامان یسنا مامان یسنا ۲ سالگی
تجربه ی از پوشک گرفتن قسمت سوم،،، من از دو سال و یک ماه درگیر یاد دادن و امادگی ذهنی دخترم برای از پوشک گرفتن بودم، تا این که حدود شش روز پیش گفت پوشک نمیخوام،بازش گذاشتم،دو بار خطا داشت، البته هم شلوار پاش نبود و هم اینکه میرفت روی صندلی و پای ظرف شور ایستاد،فکر کنم رحمش سرد شد،چون من حدود یک ماه ب طور جدی میبردمش دستشویی البته با مای بی بی، دایم بهش میگفتم بیا بریم دستشویی،ی بار می اومد ی بار نمی اومد،خیلی اذیت شدم،همه کاری کرده بودم،دستشویی تزیین کردم،چراغ زدم تو دستشویی ،شمع گذاشتم تو دستشویی یعنی تولد داریم،لگن شو گذاشتم،اسباب بازی مینداخت داخلش و اب بازی میکرد،با این حال میدیدی از صبح تا ظهر نمی اومد دستشویی ولی عصر می اومد،تا این که خودش گفت پوشک نمیخوام و من بازش کردم بعد دو بار خطا دوباره پوشکش کردم،فرداش رفتم خونه ی مامانم،پوشک بود،در این یک ماه بهش میگفتم پوشک بده،دیگه بده ب خودت جیش کنی،بو میدی، خلاصه فرداش دخترم گفت پوشک نمیخوام و بعد بهش میگفتم هر وقت جیش داری بگو،دو باری خطا داشت،ولی امروز ک روز چهارم خداروشکر عالیه و خودش خبر میده،حتی شب ها هم جیش نمیکنه و من صبح صداش کردم و گفتم جیش داری بلند شو تا بریم دستشویی،دیگه کامل مای بی بی گذاشتم کنار،حتی جلو چشماش هم نیست،تا یادش بره و ب جاش تو ذهنش این باش ک باید بره دستشویی،فقط پی پیش مونده،ازش نمیترسه ولی خب تو دستشویی هم نمیره،ب جاش من ی زیر انداز نزدیک دستشویی انداختم تا بعد چند روز نزدیک تر ب دستشویی کنم و بعد هم ایشالا بره تو دستشویی
مامان یسنا مامان یسنا ۲ سالگی
تجربه ی از پوشک گرفتن قسمت چهارم،، ب نظر من باید از دوسالگی بچه ها رو اماده کرد برای از پوشک گرفتن،از نظر ذهنی،از این ک باید بره دستشویی،یک دفعه نباید از پوشک گرفت،اول باید متوجه بشه جیش و پی پی چیه،از پی پی نترسه،هر بار ک تو پوشک پی پی کرد بهش نشون بدید،بعد با محیط دستشویی اشنا بشه،بدون یک جای امن، از دستشویی نترسه، دختر من اوایل از فن دستشویی میترسید یک کارتن زدیم جلوی فن، حتی از چاه دستشویی میترسید، باید این ترس ها بر طرف بشه،بعد هر وقت میخواست بره بخوابه میگفتم هر وقت جیش داشتی بیدارم کن بریم دستشویی،خداروشکر شب جیش داشته باش بیدارم میکنه و میریم دستشویی، باید حرف هایی بزنیم ک تو ناخوداگاه شون بمونه، مثلا بگیم هر وقت جیش و پی پی داشتی بگو بریم دستشویی،خودت خبر کن،ولی بازم حواستون باش،وقتی با پوشک تمرین بدید متوجه میشید هر چند ساعت یا هر چند دقیقه یک بار جیش میکنه،البته بستگی ب خوردن مایعات و این ک سردشون بشه یا ن،از پله بالا و پایین رفتن،اگه بچه کوچیک تو فامیل دارید بهش نشون بدید ک میره دستشویی تو یادگیری خیلی اثر داره،هر وقت خودش خواست بازش کنید یک دفعه مای بی بی رو نگیرید، من یک شورت پای دخترم میکنم بعد شورت عینکی میپوشونم و زیر شورت عینکی یک حوله کوچیک میزارم ک اگه خطا داشت زیاد پس نده و خونه نجس نشه،بعد هم شلوار میپوشونم،موفق باشید