۴ پاسخ

این دنیا اونقد روی بد داره که قراره بهمون نشون بده
اصلا حرف دیگران کنارش هیچی هست تا میتونید فاصله بگیرید از آدمای اطرافتون زیاد صمیمی نشید تا آسیب نزنید
خدا نکنه قلبت فشرده بشه.
من میگفتن قلب میشکنه رو نمیدونستم تا زمانی که خواهر جوانمو از دست دادم قشنگ شکستن قلبم و زخمی شدنش رو با پوست و استخون تجربه کردم
درد اینا هست وگرنه حرف مردم که باد هواست
براتون عبرت باشه زیادی خودتون رو فدای دیگران نکنید اولویت اول خودتون باشید منم یه مدت همش فداکاری میکردم خودمو فراموش کرده بودم تا اینکه فهمیدم چه خواهرم باشه چه برادرم چه دوست و فامیل یه جاهایی باید ترمزمون رو بکشیم و معمولی باشیم.اتفاقا اینطوری رابطه همیشه حفظ میشه

آدم ها حرفاشونو تو شوخی میزنن هیچی بی منظور نیست. من اگه میخواستم تو فکر خیلی مسائل برم تا حالا یه کاری دست خودم داده بودم.

تا دلت بخواد شنیدم اونم ناحق...
سپردمش دست خدا

یسری حرفا انقدر سنگینه که انگاری یه دیگ آبجوش ریختن روت،،بعد که به عمق فاجعه فکرکنی انگار چاقو وارد قلبت کردن،،چه میشه کرد خواهر

سوال های مرتبط

مامان ارس مامان ارس ۴ سالگی
با احترام به نظرات بقیه... این نظر شخصیه خودمه... نیایید هی بگید اه و وای حال آدمو بگیریدااااا.‌‌...
من خودم تک فرزندم همیشه دلم میخواست یه خانواده شلوغ داشتم هر هفته میرفتم خونه بابام اینا خواهر و برادرهام دورم بودن بچه هامو دوست داشتن ..‌ ولی همیشه تنها بودم. دوست خوبم داشتماااا ولی دوست خانواده نمیشه.. ازدواح که کردم گفتم نمیزارم بچه هام مثل خودم تنها باشن سه تا بچه حداقل میخوام. الان دو تا بچه دارم... به معنای واقعی دهنم سرویس شده... بچه هام فوق العاده شیطون و وابسته ان... از اینا که هر دو دقیقه میگن مامان... خودمم شاغلم کلی از مسیولیتهای خونه و بچه ها و مامانم که الان تنهاست با خودمه... یعنی به زور قرص فلوکستین زندم... ولی بازم تو ذهنم تصور میکنم پیر که میشم بچه هام دورمن.. همون سفره شلوغ رو تصور میکنم دلم یه بچه دیگه میخواد که فاصله سنیهاشون خیلی زیاد نشه... از یه طرف فکر میکنم تو این مملکت داغون با این اوضاع اقتصادی حتی مادر شدن رو هم به دل مردم میزارن... شما چی بیایید درد و دل کنیم.