۸ پاسخ

بسلامتی بغلش کنی عزبزم❤️

انشالله بسلامتی ،خدا یا شگرت

طبیعیه با خوندنش اشکام اومد🥹الهی خدا برای هم سلامت حفظتون کنه💖

انشاالله ب سلامتی بغلش بگیری❤️
آخخخ بیصبرانه منتظر اون لحظم بدنش بغلم بگن مال خودت🤩

خدا یا شکرت برای همه چیز چه حس قشنگی داری انشالله که بسلامتی بغلش میکنی

ای جان دلالهی خدا برات سالم و سلامت حفظش کنه

اخی چقدر قشنگ 😍😍❤️❤️

خدا حفظش کنه بسلامتی فارق شی گلم

سوال های مرتبط

مامان جوجه رنگی🐣🩵 مامان جوجه رنگی🐣🩵 هفته بیست‌وهشتم بارداری
بلاخره منو پسرچه هم وارد شش ماهگی شدیم🩵🥹👼
راستش هر شب که دستم رو می‌ذارم روی شکمم، منتظر می‌مونم تا اون تکون‌های کوچیک و شیرینت رو حس کنم.
وقتی باهام حرف می‌زنی، وقتی با اون ضربه‌های ریزت بهم می‌فهمونی که اون تو هستی و داری رشد می‌کنی، دنیا برای چند لحظه برام وایمیسته.
انگار توی اون سکوت، داریم با هم یه عهدِ محکم می‌بندیم؛ عهدِ اینکه تا ابد کنار هم باشیم.
این ماه‌هایی که گذشت، پر از تغییر بود؛ از خستگی‌های بی‌هوا گرفته تا اون حسِ سنگینیِ شیرینی که حالا دیگه بخشی از وجودم شده.
ولی راستش رو بخوای، هر بار که به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگه قراره اون صورتِ ماهت رو ببینم، بوی تنت رو حس کنم و بالاخره دست‌های کوچولوت رو توی دستم بگیرم، تمامِ سختی‌ها برام رنگ می‌بازه.
تو هنوز نیومده، شدی دلیلِ اصلیِ آرامشِ من
شدی هم‌سفرِ لحظه‌هایِ تنهام. تو داری یادم می‌دی که عشق، چقدر می‌تونه بزرگ و بی‌انتها باشه.
عزیزِ دلم، آرامِ جانِ مادر، حالا که رسیدیم به شش ماهگی، می‌خوام بدونی که چقدر بی‌صبرانه منتظرتم.
قول می‌دم وقتی اومدی، دنیا رو برات به جای قشنگ‌تری تبدیل کنم.
فعلاً همین‌جا، توی امن‌ترین جایِ جهان—یعنی کنارِ قلبم—بمون و با خیالِ راحت بزرگ شو.
من اینجا، هر روز، هر ساعت و هر ثانیه، با تمامِ وجودم مراقبِ این پیوندِ نازنینمون هستم.»🩵🫆💙
امیدوارم ماه ششم حداقل زودتر بگذره🥹🩵
مامان جوجو ممد🐣🩷 مامان جوجو ممد🐣🩷 هفته بیست‌وهشتم بارداری
بلاخره منو نی نی جونم هم دو رقمی شدیم🩵🥹👼
راستش هر شب که دستم رو می‌ذارم روی شکمم، منتظر می‌مونم تا اون تکون‌های کوچیک و شیرینت رو حس کنم.
وقتی باهام حرف می‌زنی، وقتی با اون ضربه‌های ریزت بهم می‌فهمونی که اون تو هستی و داری رشد می‌کنی، دنیا برای چند لحظه برام وایمیسته.
انگار توی اون سکوت، داریم با هم یه عهدِ محکم می‌بندیم؛ عهدِ اینکه تا ابد کنار هم باشیم.
این ماه‌هایی که گذشت، پر از تغییر بود؛ از خستگی‌های بی‌هوا گرفته تا اون حسِ سنگینیِ شیرینی که حالا دیگه بخشی از وجودم شده.
ولی راستش رو بخوای، هر بار که به این فکر می‌کنم که چند ماه دیگه قراره اون صورتِ ماهت رو ببینم، بوی تنت رو حس کنم و بالاخره دست‌های کوچولوت رو توی دستم بگیرم، تمامِ سختی‌ها برام رنگ می‌بازه.
تو هنوز نیومده، شدی دلیلِ اصلیِ آرامشِ من
شدی هم‌سفرِ لحظه‌هایِ تنهام. تو داری یادم میدی که عشق، چقدر می‌تونه بزرگ و بی‌انتها باشه.
عزیزِ دلم، آرامِ جانِ مادر، حالا که رسیدیم به هفت ماهگی، می‌خوام بدونی که چقدر بی‌صبرانه منتظرتم.
قول میدم وقتی اومدی، دنیا رو برات به جای قشنگ‌تری تبدیل کنم.
فعلاً همین‌جا، توی امن‌ترین جایِ جهان—یعنی کنارِ قلبم—بمون و با خیالِ راحت بزرگ شو.
من اینجا، هر روز، هر ساعت و هر ثانیه، با تمامِ وجودم مراقبِ این پیوندِ نازنینمون هستم.»🩵🫆💙
امیدوارم ماه هفتم حداقل زودتر بگذره🥹🩵
#البته برای منی که میخوام سزارین بشم
میشه ۸۵ روز😍