۱۰ پاسخ

خیلی راحت طلبی جونم نه ازاین خبرا نیس باید به معنایه واقعی جرواجر بشیم تا به مرحله ی فینال برسیم بعد فینال تست جرخوردگی میگیرن 🤣🤣🤣 🤣🤣🤣

بهار؟؟؟

ما مادرا چه فکرایی. میکنیم هممون همینیم

من فقط ازاینکه ازدواج کنه میترسم
اصلا نمیتونم فک کنم یکی و جز من دوست داشته باشه بعد یه پلاک دارم به اسم آرسام احساس میکنم ارسام قرارع بگع اونو بده به زن من بعد من ندم زنش تو گردن من ببینه حسودی کنه 🤣🤣🤣
حتی بدم میاد داداشم ازدواج کنه و یکی و غیر از ما دوست داشته باشه
وای خیلی بدم میاد از این حسم 😭🤣🤣🤣

وای بهار جانم عجب چیزی گفتی منم همیشه به این موضوع فکر میکنم🥲🥲🥲

من ک ذوق میکنم اگه دختر عروس بشه و بزرگ بشه بره مدرسه و دانشگاه 🥺😍❤️

منم مغزم و چشمام سر دوراهی گیر کرد نگاه به عکسا یا تفکر به حرفت !!!! 😄
ولی در کل چشم بر هم زدنیست زندگانی

من با عکست بیشتر گشنم شد🥴
تا فکر ب دانشگاه
همون‌طور ک تا الان فک نمی‌کردیم و شد
از الان ب بعد هم ان شاالله ببینیم روزای خوش رو

وای دقیقا

من ب اینکه دامادش کنم فک میکنم دیوونه میشم🙄😑

سوال های مرتبط

مامان ماهلین مامان ماهلین ۱ سالگی
سلام خانومای با سیاست ازتون ی مشورت میخام
من شوهرم سه تا خواهر داره و یدونه پسر داداش نداره پدرو مادرش خیلی دوسش دارن با هم ی جا زندگی میکنیم پدر و مادرش شوهرمو نمیزارن بره سره کار سفید کاری ساختمان انجام میده تقریبا نزدیک دو ماه رفت ی شهر دیگه کار کرد اومد اونم با اسرار من الان برگشته نمیزارن دوباره بره کار حتی تو شهر خودمون میگن ما که بهت پول میدیم برای چی کار بری منم کلا اعصابم نمیکشه مرد تو خونه باشه هر روز خدا دعوا میکنم باهاش رفتم با احترام به مادرش هم گفتم که مثلا من لباس زیر لازم داشته باشم باید بیام از شما پول بگیریم برای وی نمیزارید آخه بره سرکار دارم روانی میشم بخدا ،بچه شیر خشک میخاد پوشک میخاد مثلا میرم به پدرش میگم اغاجون کارت و بده من برم برای ماهلین پوشک بگیرم میگه کهنه ببند یا میگم شیر خشک میگه چرا شیر خودت و ندادی کلا هم نمیزارن این بره کار هم پول آنچنانی نمیدن شوهرمم از خداشه دیگه سرکار نره بنظر من من چیکار کنم با اینا ازحرص دارم خفه میشم ؟؟
شیردهی###
مامان الوین مامان الوین ۲ سالگی
واقعا چی باعث میشه ی بچه به کل عوض بشه خداشاهده دیگه بعضی وقتها خودمو مث دیوونه ها میزنم تا آروم بشم پسر من کلا خوش اشتها نبود ولی خب ی چیزی میاوردم براش یا با گوشیم کارتون میدید غذاشو میدادم ینی باقاشق خودش مثلا ۱۰قاشقو می‌خورد واقعا اعصابم حداقل ازاین جهت آروم بود حداقل سرگرمش میکردم فقط الان دقیقا یک ماه و نیمه دهنش قفله سه تا دندون در آورد ی بار سرماخورد ولی خب قبلا هم سرما خورده قبلا هم دندون در آورده اصلا این شکلی نبود خداشاهده کامل دهنش قفله اصلااااااااا شما بگو دو قاشق آخه یکی دو روز نیست خسته شدم نصف شده بچم روزی چنوجور براش غذا میپزم دور ریختم حتی چیزایی که قبلا راحت تر می‌خورد انگار نه انگااااار امروز براش میکس کردم با سرنگ غذا دادم ینی ینی دیگه آخرررررررشه بخدا من حتی اوایل کمکی میکس هم نمیکردم فقط له میکردم براش مجبورم مگه میشه دو قاشق هم نخوره بگم اشکال نداره آخه ی روز و ی هفته که نیست دیگه حالم از خودم داره بهم میخوره تمام وسیله خونه و آشپزخونه رو براش می‌آورم بشینه هواسش پرت شه اما باز همونه ینی من ی روز خوش ندارم چرا نباید ی بار تاپیک خوب و قشنگ بذارم چرا اینجوری شده ای خدا