۱۱ پاسخ

هر چی میخای بهشون بدی از اول بهشون بده بقیه چیزارو یا قایم کن یا ازهمون اول بگو فقط همیناست دیگه نیاین برا خوراکی بگو اگه اومدی یا دخترمو فرستادی برا خوراکی باید بری خونتون ،دیگه مثل قبل نیست آدم برا خرج خونه ی خودشم کم میاره وگرنه....

به نظر منم قطع ارتباط کن، از دختر شما بزرگتره تسلطش بیشتره و دخترتون تحت تاثیرش قرار میگیره، کم کم میشه الگو، ازون طرف میگین بیشتر تو کوچست پس معلوم نیست چه چیزایی یاد گرفته... به فکر دختر خودتون باشید ، تنها بازی کردن بهتر از با هرکسی بازی کردنه

نوه های خانواده همسرم تقریبا همشون این اخلاقو دارن و من دیوونه شدم از دستشون...
کاش ایناهم همسایه بودن من کلا قطع ارتباط میکردم بعضی وقتا ک دخترم میره خونه مادربزرگش و همه بچه ها جمعن دیگع دخترمو نمیشناسم انقدر ک تحت تاثیر قرار میگیره
وقتی میان خونه ما هرچیزی ک تو اتاق هست خالی میکنن وسط همه جا سرک میکشن بعد امروز واسه یه کاری با دخترم رفتم خونه عمش،بچش خودشو به آب و آتیش کشید ک نمیخوام اتاقم بهم بریزه نمیخوام وسیله هامو بیارم خراب میشه،انقدر کفری شدم ک حد نداره

تنهایی بهتر از رفتار بد خودت باهاش بازی کن یا بفرست مهد

خب بهش خوراکی بده ایرادی نداره دلشو شاد کن

اینجوری پیش بره دخترت عادت بداون بچه یادمیگیره برادرزاده منم بایه بچه بازی میکردیه چیزای یادش میدادمیگفت بروپول بگیراین برم بخریااسباب بازیت ندی قهرمیکنم برادرزادم به مرورکه بازی میکردانقدبدعادت شده بودوابسته بچه شده بود

من یه گروه توروبیکادارم خوشحال میشم عضوشی

Sepideh1371alan

همه خوراکی هایی که صلاح میدونی و بزار براشون دیگ جای چیزی براش نمونه

شما از اونور میخوایی تنهایی دخترت پر کنی از اینورم دوست داری دخترت رفتار و عادت های بد یا نگیره
پس یا قطع ارتباط کن یا بزار بیاد اینجوری نمیشه شمام میدونی این دختر کمی فقیر هستند و توانایی خرید هله هوله بدلخواه نداره چه اشکال داره کمی از هله هوله از طرف دخترت بدی و بگی از طرف فلانی هست اینجوری دخترت دست و دلباز بار میاد

کلا نزار بیاد خونت... مسولیت بچه یکی دیگه خیلی سخته

البته من خوراکی بهش میدم ولی بحثم سر رفتار هست

سوال های مرتبط

مامان دلوین مامان دلوین ۴ سالگی
وای مامانا خیلی عصبیم ینی اوف
پسر خواهر شوهرم ۶ سالشه ما خونهامون یک کوچه فرقشه
گاهی پسر خواهر شوهرم تنها میاد اینجا ۶/۷ ساعت میمونه بازی میکنن با دخترم
منم هر دوهفته یکبار میفرستم خونه ی عمش نهایت دوساعت بعد میرم میارمش
پسر عمش که میاد خونه ی ما انقد بدو بدو میکنن که همسایه طبقه پایینیمون همیشه میاد دعوا می‌کنه باهامون دخترم خدایی آرومه ولی اون نه ،یا لحافت ها رو میریزن تو اتاق انقد اسباب بازی و بهم میریزن خونه رو که حد نداره دخترم دوسال کوچیکتر اگه اسباب بازیاشو نده بهش قهر می‌کنه میگه میرم خونمون یا باهات بازی نمیکنم این بچمم مجبور میشه بهش بده یا همش تهدید می‌کنه میرم دخترم خیلی گریه می‌کنه چندبارم دعواش کردم ولی حالی نمیشه
حالا دختر من چند ساعت که خونه ی اوناس خواهر شوهرم یه گوشی میده دست پسرش از صب که بیدار میشه تا بوق شب دخترم منم پیشش گوشی عمشو میبینه من روزی دوتا نیم ساعت گوشی میدم دست دخترم دوست ندارم گوشی ببینه اونجا میفرستم بازی کنه همش بخواد گوشی ببینه خب همین خونه گوشی میدم دستش
نه خونشونو بهم میریزن نه اسباب بازیاشو میاره وسط منم وقتی پسرش میاد مثل خر بعدش باید کار کنم و اعصابم خورد بشه
اوف چیکار کنم دیوونه شدم انقد حرص خوردم
مامان تیام👼 مامان تیام👼 ۳ سالگی
سلام بر همه مامانا
نمی‌دونم چرا دلم برای تیام خیلی میسوزه فوق العاده مهربونه درسته گاهی خیلی کم لج می‌کنه ولی نه زیاد
یا گاهی مثلا نسبت به بعضی بچه تا با ادب تره نه اینکه پسرمه تعریف کنم میبینم از یه جهت دوست دارم ولی نه زیاد حقیقتا کنار بچه های دیگه قرار میگیره حس میکنم چون مهربونه ساده به نظر میاد
مثلا تو پارک بازی کنه یه بچه ای بی افته سریع میاد میگه مامان من نبودم یا هول ندادم چون بهش گفتیم کار بدیه مامانش ناراحت میشه
بعد سر سره بخوره بخوره به یه بچه ای
یا ناخواسته بخوره سریع بغل می‌کنه میگه معذرت خواهی میکنم ببخشید این مدلی حتی با خودمم همینه ناراحتم عصبانی بشم سریع میگه عزیزم عزیزم عصبانی نشو آروم باش آروم باش
بعد مثلا هوای دخترا بیشتر داره مثلا دیدم دختر هلش بده تیام نمی‌ده سعی می‌کنه آروم کنه یا بغل کنه
ولی پسر اگه بزنه اذیت کنه میزنه
ولی کنار بعضی بچه ها خیلی ساده به نظر میاد انکار مثلا به قول ما پیچوندن این چیزا بلد نیست نمی‌گم اینجوری باشه ولی تو جامعه الان واقعاااا لازمه خودمم عینه تیام بودم خیلی ضربه خوردم تا که همه چی برام عادی و بی اهمیت شد دوست ندارم دلش بشکنه
یه چی بشه میگه قابلی ندارها بفرما عزیزم
مثلا اینجور حرف زدن بعضی جاها دوست دارم مثلا مغازه خرید می‌کنه میگه ببخشید بی زحمت اینو حساب کنید ولی پارک و بعضی جاها دوست ندارم دلم نمی‌خواهد ضربه بخوره بعضی انقد خیلی معذرت می‌خوام از بچگی پدر.... آب زیرکا هستن
به نظرتون حسم اشتباه دوست ندارم انقد مهربون باشه
مامان ❤️قلبم❤️ مامان ❤️قلبم❤️ ۳ سالگی
شوهرم خسته که میشه کاسبیش یه روز به راه نباشه مباد خستگی هاش خونه خالی میکنه گیر میده
بیشتر هم واسه رابطه کچلممممم کرده ولش کتی دم به دقیقه باید بهش بدی 😑😑😑😑😑😑😑
مثلا دخترم پیس ما میخابه میگم تا بچه نخوابیده هی سیخ نکن چی در میاد از این سیخ کردنات دست زدن هات بچه متوجه میشه زشته
نزارم ناراحت میشه میگه چیه از من سیر شدی و فلان میگم بابا زشته بچه ۳سال و نیم متوجه میشه جاشم دخترم به هیچ وجه هرکار کردم جدا نمیشه ازم
میرم اون طرقی میخابم هی غر غر و اگه من فردا چی گرفتم واسه خونه چی گرفتم و ......
یا دخترم من آرایش کنم اونم میگه منم شوهرمم هی میگه چرا آرایش نمیکنی میگم بایا اینم آرایش میکنه عادت میکنه
بخدا روانی شدم لز دست شوهرم رابطه هم میخاد سریع میره اصل مطلب بیا ببخشید معذرت میخام ببخشید ب خ و ر که من متنفرمممممم
حالا یکم گرم کنه آدمو حرفی نازکشیدنی دستی فلانی نه یک کاره کاری که میدونه بدم میاد بدون ناز خریدن من میگه بیا منم میگم نه ناراحت میشه بخدا اگه تا دخترم ببخابه فقط بغل کنه مشکلی ندارم
یعنی گلوم هم پاره کنم گوش نمیده هی انگول میکنه دست میکشه منم تگوت میخورم بالخره بچه متوجه میشه اونم دخترم خیلی زرنگه زود یه چیز یاد میگیره
خانما دارم گریه میکنم بخدا چکار کنم
الانم پشتش کرد بهش دخترم بغل کرد خوابید گفت میرم سرکار واسه کی پس
البته بگم سر شب اومد خونه خستگی شو انداخت برای ما منظورم سر یه چیز کوچیک که گفتم فلان چیز آوردی گفت نه گفتم من که بهت گفتم بیار دعوا راه انداخت جرا بهم دستور میدی میگی مگه من بهت نگفتم فلان چیز بیار
اون بد متوجه شد و قشرق راه انداخت دلم شکست