سوال های مرتبط

مامان آقا مبین🥊💥 مامان آقا مبین🥊💥 ۲ ماهگی
داستان عشق مادرانه منو مبینم پارت (1)

(این داستان رو برای همه خانومای باردار توصیه میکنم ک بخونن خیلی باحاله)
من عادت داشتم همیشه با پسرم حرف بزنم من از همون اول ک توی شکمم بود هر میزدم همیشه باهاش حرف میزدم براش آهنگ میخوندم براش لالایی میخوندم باهاش دردل میکردم حرف میزدم خیلی سعی می‌کردم باهاش ارتباط بگیرم وقتی بزرگ تر شد مخصوصا ماهه هشتم با صدام واکنش نشون میداد وقتی باهاش حرف میزدم لگد میزد یجورایی میخواست بهم بفهمونه ک صدای منو میشنوه 🥺 بعد یه بازی خیلی باحال هم انجام می‌دادم توی اینستا دیدم ی بطری آب معنی یکم توش آب می‌کرد گزاشت رو شکمش بعد اون بچهه حسش می‌کرد و بهش لگد میزد ن یکم سنگین میشه فرو میره حسش میکنن خیلی باحاله امتحان کنین بعد من اینجوری کردم دیدم لگد میزنه بعد کم کم با دوتا انگشت اشاره و وسطم آروم روی شکمم فشار میدادم اون حسش می‌کرد لگد میزد خیلییی تجربه باحالیه امتحان کنید 😂🥹 البته همیشه هم لگد نمیزدا گاهی وقتا ک متوجه اش میشد یعنی شاید من در روز ده بار تلاش میکردم این سه چهار بارش متوجه میشد اینجوری ام نبود ک هر سری متوجه بشه ولی زمانی ک چیز شیرین میخورین بعدش امتحان کنین یا زمانی ک خودش داره لگد میزنه