وااااااای امان از بچه و دردستر هاش😵‍💫 دیشب ایلیا خواب بود دیگه بیدارش نکردم تو خواب مای بیبیش رو عوض کردم چون گرم بود شلوار پاش نکردم صبح ساعت 5 شیرش دادم خواب و بیدار بودم بعد دیدم ایلیا بیدار شد فکر کردم باز میخوابه منم که خوابم میومد خوابیده بودم اونم داشت با خودش حرف میزد بعد اومده بود روی من دست به سینه هام میزد چون لباسم بالا بود بعد یهو بیدار شدم دیدم رومه اومدم درازش کنم بخوابه که دیدم وااااااااای چسب مای بیبی‌ش کنده شده بود کل جاشو لباساشو گوهی کرده بود😂😭 سریع گفتم وای ایلیا مامان چیکار کردی خدا مرگم باز گفتم وای مهدی چیکار کنم شوهرم بلند شد دیدم اونم حساس روی این چیزا گفت وای مگه نگفتم شلوار پاش کن گفتم چند بار اینجوری بدون شلوار خوابیده اینجوری نشده دیگه بلند شدم ایلیا رو بردم شستم تمیز لباساشو عوض کردم جاشو شستم لباساشو شستم حتی جای خودمون هم یا ذره کثیف شده بود شستم سینه منم گوهی کرده بود😮‍💨😂 دیگه منم رفتم حموم لباسامم شستم خودمم دوش گرفتم الان خدمت شمام😐😭😮‍💨😂 اینم از صبح من😵‍💫

۱۳ پاسخ

🤣🤣🤣

افرین خداقوت پهلووووون 😂😂😂

🤣🤣خدا قوت

خداقوت😂😁

سلام
ببخشید ولی همون اول کاری که شروع به انجام کرد بو حس نکردی که نخابی و بلند شب بشوریش؟؟🤔😱

چقدر کار کردی سر صبح 😂

عیب نداره من بودم عکسم میگرفتم بعدنشونش میدادم😂😂😂

🤣🤣🤣🤣
یکی به من بگه نقش شوهرش این وسط چی بود 😂😂بیدار شد سرزنش کرد خوابید 😂😂😂یعنی همه شوهرا همینن

واقعا خدا قوت 🤭🤭🤤🤤.

ببخشید ولی صبح عنی🤣🤣🤣

🤣🤣🤣🤣🤣من بودم اول یه دل سیر میخندیدم

🤣🤣🤣🤣

وای دقیقا خواهرم منم همچین اتفاقی براش افتاده بود 🤣

سوال های مرتبط

مامان SOHI🦁 مامان SOHI🦁 ۸ ماهگی
اجیاااااااااااا 🥺🦠
صبح ساعت تقریبا ۵ بود که سهیل از خواب بیدار شد و همش جیغ میزد نه پستونک میگرفت نه شیر
منم خواب و بیدار بودم دیگه بلند شدم برم پاراکید بیارم بهش بدم یهو دیدم بدنش داغِ داغه هیچ‌جوره آروم نمیشد دیگه یکم شیر خورده و من بلند شدم آماده شدم بریم اورژانس مای بیبیش عوض کردم اصلا حال این نداشت ک بخاد بچرخه یا فرار کنه🥲
بعد که داشتیم راه میوفتادیم ک یهو آروغ زد و بالا اورد همش خلطی بود از اونوقت به بعد بی‌حالیش دوبرابر شد
دیگه رفتیم بیمارستان مجیبیان اورژانس اطفال دیگه نوبت گرفتیم (۷۰۰ تومن)
دیگه رفتیم تو معاینه کرد و گفت یه جور ویروسه و اگه تا دو روز آبش قطع نشد بیاریدش بستری بشه🥲
دارو هم
نئو زینک 💊
پاراکید
ومترال ( اندانسترون )
آمپول
سفکسیم
پدی لاکت

بعدشم اومدم خونه مامانم اینا همش تبش رو می‌گرفتم از ۳۶ بود تا ۳۹/۲
اولش که رسیدم بلافاصله پاراکید دادم بهش ک سریع تبش بخوابه و داروهای دیگشم دادم بهش و الان گرفته خوابیده
اینو هم نوشتم واسه مامانایی که خدانکرده بچهاشون مثل پسر من شدن🩵
مامان جانا🩷 مامان جانا🩷 ۹ ماهگی
مامانا بچه های شماهم خراب کاری میکنن یا فقط دختر من منو دیوونه کرده با خراب کاریاش؟؟؟؟😫🥴
امروز آب قطع بود سر شب اومد میخواستم برم حموم کسی نبود جانارو بگیره دیگه جانا هم بردم گفتم یه حمومیش کنم فردا میخوام برم خونه مامانم اومدیم بیرون از حموم نشسته بودم پیشش درگیر بود با اسباب بازیش منم مرطوب کنندم آورده بودم داشتم میزدم دست و صورتم گوشیم زنگ خورد سر مطوب کنندمو بستم رفتم جواب دادم شوهرم بود گفت چی میخوای خونه یه چند تا چیز گفتم بخره یعنی حرف زدنمون 1 دقیقه هم نشد بخدا قطع کردم یهو برگشتم نمیدونم جانا چطور سر این مرطوب کننده رو باز کرده بود اصلا نمیدونم با چه سرعتی این کارو کرد! همشو خالی کرده بود رو سرش و لباسشو و اسباب بازی و فرش و تازه قصد داشت بخوره رفتم گرفتم ازش بهش گفتم با چه سرعتی این کارو کردی تو مامان!!غش کرده خنده به قیافه متعجب من😐😂
باز برداشتم بردمش حموم خودمم خیس شدم یه دوشی گرفتم و اومدم هرچی کثیف کرده رو شستم
من این مرطوب کنندمو سه هفته بود خریده بودم با بدبختی خریدمش😫یه ذره ازش مونده بود زدمش دست و صورتم کاسشم شستم تمیز دادم جانا بازی کنه خوشش میاد از این چیزا یه ذوقی هم میکرد وقتی کاسشو دادمش🥴😂
من باید چیکار کنم از دست این بچه🥴😖