۱۱ پاسخ

عزیزم سما شاغل هم هستید

😍😍😍😍

منم روز دفاع ارشدم وارد ۷ماهگی شدم خیلی سخت و خیلی شیرین بود تازه من توی کرونا هم بود آذر ۹۹ بود

عزیزم🥺🥺🥺🥺

خدا قوت

من تو جلسه دفاعم هشت ماهم بود. شکمم سه متر از خودم جلوتر بود😅

من ارشد ازمون دادم پیام‌نور و ازاد مجاز به انتخاب رشته شدم ولی خیلی می‌ترسم از اینکه بخواد سرکار بری، خونه داری، بچه داری و درسم بخونی🥺🥺

والا ما که هرروز دفاع میکنیم با دوتا بچه 😅😅😅

من هنوز تو مرخصي زايمانم
اصلا حسش ندارم برم سمتش
پايان نامم مونده
خيلي سختمه😞

رشته تون چی بود؟؟

خیلی روز سختیه.. منم سال ۹۶ دفاع کردم.

سوال های مرتبط

مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه ی روز ۶ تا ۱۱ ترک شیر آنیا :

این چند روز واقعاً انقدر این تجربه خسته‌کننده و انرژی‌بر بود که بعضی شب‌ها دیگه حتی جون و حوصله نوشتن نداشتم تجربیاتم رو برای گروه بنویسم، ولی خلاصه‌ی روند روزهای ۶ تا ۱۱ رو یکجا می‌نویسم:

---

روز ششم:
این روز رو خونه مادربزرگم بودیم و مامانم و خواهرم هم اونجا بودن و خیلی کمکمون کردن. از شب قبلش شیر نخورده بود. صبح زود بیدار شد و درگیر بیرون رفتن و فعالیت بود. با اینکه صبح خیلی زود بیدار شده بود، تونست تا حدود ۴:۳۰ بعدازظهر بدون شیر دوام بیاره. یک بار عصر یه مقدار شیر خورد.

---

روز هفتم:
از ساعت حدود ۱۲ تا مدت طولانی خونه مادرشوهرم بود. حدود ۷:۱۵ رسیدیم پیش آنیا و تا اون موقع شیر نخورد. بعد از اینکه شیر خورد، حدود نیم ساعت هم دیگه سراغ شیر نرفت. این روز بیشتر در جمع و درگیر بازی و محیط جدید بود و همین باعث شده بود راحت‌تر بگذره.

---

روز هشتم:
خیلی چیز خاصی یادم نمیاد و تقریباً یه روز عادی و مشابه قبل بود. روند کلی همون ادامه پیدا کرد و بدون تغییر خاصی گذشت.

---

روز نهم:
تا حدود ۸:۱۰ شب بدون شیر دوام آورد. این روز یه مقدار خواب ظهرش سخت‌تر شد و با کمک بغل و تاب خوابش برد.

---

روز دهم:
تا حدود ۸:۳۰ شب شیر نخورد. کم‌کم مشخص بود که وابستگی به شیر برای خواب داره کمتر میشه و بیشتر با بغل و تکان آروم می‌گرفت.

---

روز یازدهم:
صبح با بی‌قراری شروع شد و کمی شیرکاکائو خورد و خوابید. بعد از اون تا حدود ۹ شب هم بدون شیر ب پایان رسید