سوال های مرتبط

مامان یزدان و نیلا مامان یزدان و نیلا ۲ سالگی
امشب خیلی شب بدی بود دختر یازده ماهم شامشو خورد یه ساعت گذشت من رفتم دسشویی این نمی‌دونم چطور شد ک افتاد صدای خیلی وحشتناکی داد بدو بدو اومدم بیرون بغلش کردم انقد گریه کرد هلاک شد بعدشم بالا اورد،😭شامشو ک خورده بود همه رو بالا آورد دیگه من مردم گفتم این یه چیزیش شده خدای نکرده.ژنگ زدم شوهرم گفتم زود بیا خونه اون بنده خدا هم هرچی گفت چیزی نیست نترس گفتم باید حتما بریم بیمارستان چون بالا آورده خطرناکه می‌گفت نمیخاد خوبه گفتم اگه نیای خودم میبرمش خلاصه رفتیم بیمارستان گفتن بخش شیر بده اگه دوباره بالا بیاره باید سی تی اسکن بگیریم تا همین الان بیمارستان بودیم خداروهزاران مرتبه شکر بالا نیاورد.من تازه فهمیدم ک چقد دخترمو دوست دارم نفسم به نفسش بنده خدایا شکرت ک دخترمو بهم بخشیدی😭خدا همه ی بچه ها رو برای پدرو مادرشون حفظ کنه
گفتن باید امشب مراقبش باشی بیهوش نشه توی خواب منم ب شدت خوابم میاد خداکنه بتونم بیدار بمونم
خدایا شکرت
مامان 👶نی نی👶 مامان 👶نی نی👶 ۲ سالگی
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
من واقعا این حرف چرتو درک نمیکنم که میگن بچست دیگه نمیفهمه کتک میزنه.... ناسلامتی بچه آدمیزاده عقل و فهم داره بزرگ‌ترش باید بهش یاد بده که خوی وحشیگریشو کنترل کنه. بخدا من این روزا اینقدر حال روحیم داغونه که حد نداره خودتونم میدونین که مادرمو از دست دادم...
چند شب پیش بس که تو خونه زار زدم شوهرم گفت پاشو بریم خانه بازی هم حال و هوای تو عوض شه هم بچه یکم بازی کنه. رفتم اونجا یه دختر بزرگ فکر کنم ۶ سالی داشت یهو الکی بدون دلیل حمله کرد به پسر من اینقدرم بزرگ بود من نمی‌تونستم از رو پسرم برش دارم افتاده بود رو پسرم با یه دستش مشت میزد تو سرش با یه دستشم صورتشو چنگ می‌کشید( توهین به کسی نباشه ولی بنظر من مادر و پدر این دختر از بچه داری فقط درست کردنشو بلد بودن بعدشم ولش کردن به امون خدا )..
حالا پسر دوساله ی من همینجوری که اشک می‌ریخت می‌گفت دختر خانم منو نزن زدن کار بدیه😓
خلاصه حال و هوام عوض نشد که هیچ بدترم شدم.