۲ پاسخ

پسر منم دقیقا همینه شیطنتش که هیچ کاری نمیشه کرد اما مسئله بدی من شلوار می‌پوشم بیخیال میشه

عزیزم ایناهمش طبیعیه ولی واسش توضیح بده. با قصه واسش تعریف کن ک این کارخوبی نیست و قسمت خصوصیه بدن نباید ب کسی اجازه بدی دست بزنه یاخودت نباید دست بزنی. واگع تکرار نکرد واسش جایزه بخر خوشحالش کن. حواسش پرت کن خوب میشه پسر منم دست میزد الان خیلی خیلی کم. اگه جیش داشته باشه فقط میگ مامان بزرگ شده یعنی جیش دارم همین

سوال های مرتبط

مامان دوتا نینی مامان دوتا نینی ۱۷ ماهگی
خانمایی ک بچه ۳ ساله دارید ی لحظه بیایید

پدرم دراومده با این بچه چ کنم ؟؟؟
اوایل خوب بودااا الان ی چن وقته نمیدونم چرا حس مستقل شدن داره
اب میخواد دم ب دقیقه عین چی از سینک میره بالا واب میخوره
اصلااااا ب من نمیگ
جیش داره شلوارشو درمیاره لامپ رو میزنه میره دستشویی و .. ی چن بار دعواش کردم گفتم ب من بگو جیش داری ک من ببرمت
اخه یهو میره منم حواسم نیست و داداششم هی عین دم چسبیده ب بزرگه اینم پشت بندش باهاش میرفت دستشویی و بعد هر دوتا رو باید لباسا و.. رو عوض میکردم
حالا خدادوشکر این از سرش افتاده
ولی وقتی دستشویی میبرمش من بیردن دستشوییم تا کارشو بکنه و بعد یهو بچه کوچیک رو ببرم اتاق و سری برم تو دستشویی و بشورمش تو این فاصله اب رو باز میکنه و شلنک رو میگیره همه جا رو ب اب و کثافت کاری میده
هی سعی میکنه مستقل شه و کاراشو خودش بکنه منم حرص میخوزم
از ظهری هزار بار رفته دم سینک و اب خورده
خداشاهده امروز همش دستشویی بودم
چیکار کنم هر چی خاست ب خودم بگه ؟؟؟؟
اخه بچه خواهرم داره ۴ سالش میشه هر چی میخواد ب خواهرم میگ ولی بچه من نه خودش میره تو کار تا انجام بده
و اینم بگم دائم اب میخواد
ی سری رفتم خونه مامانم اینا بابام نیگف نکنه دور از جون دیابت داره انقدر اب میخوره؟
گفتم نه والا
ولی امروز خیلی نگران شدم
مامان محیا مامان محیا ۱ سالگی
میشه قضاوت نکنین؟
جای من نیستین بخدا

من دل ندارم نورا رو از پوشک باز کنم
خودش وابسته پوشکه . وقتی بازش میکنم ، گریه میکنه ک پوشکش کنم
اما وقتی بازه ، اگ سرگرم بازی نشه
همکاریش خوبه
یعتی هم پی پی رو تو دسشویی میکنه
هم جیشش رو میفهمه و قبل از این ک بریزه ، خبر میده

اما خودم

اصلا خیلی سختمه دوتا رو باهم هندل کنم
وسط غذا درست کردنم
محیا داره کار خطرناک میکنه از میز میره بالا همزمان نورا میگه جیش دارم
دارم محیا رو بعد کلی تلاش میخوابونم و همون موقع نورا میگه جیش
حالا تو دسشویی میخواد دستاشو بشوره پاهاشو بشوره
محیا هم میخواد بشوره

هی هی با هر دوتا درگیرم

سر سفره تلاش میکنم ب دوتا بچه بدغذا ، غذا بخورونم
نورا میگه جیش
تا بریم و بیایم کلا از فاز و‌حس و حال خوردن رد شدن . میرن سراغ بازی

پوشک خیلی خوبه برا مادر


نگین بچه رو بده ب مامانت و ازین چیزا
امکانش نیست

حس میکنم ی مدت باید پوکساید بخورم و دل بزنم ب دریا
بیخیال ارامش شون و غذا و خوابشون بشم
تا بتونم نورا رو از پوشک باز کنم 🤭