۷ پاسخ

ما تهران از همین جور صداهای ترسناک فرار کردیم به شمال

ما تهران از همین جور صداهای ترسناک فرار کردیم به شمال

۳ ریشتر بود

سلام عزیزم ما هم گرگان هستیم ولی هیچچچییییی از زلزله حس نکردیم! فقط خبرشو شنیدیم....شما کدوم قسمت هستین؟!🤔🙄

خیلی بد بود من بیدار بودم روژا خواب بود بدو بدو رفتم پیش روژا خیلی ترسیدم
تازه فهمیدم تهرانی ها و شهرایی ک جنگه چی میکشن

نه متوجه نشدیم
ولی میگن زلزله اومد ولی اخرشب نبود
واقعا گناهن
من فقط فکر بچم‌و خواهر برادرامم
خیلی‌گناهن
چکارکنیم
خیلی ناراحتم

من این روزا همش پسرم بغلمه یه لحظه هم میترسم از خودم دورش کنم

سوال های مرتبط

مامان لوبیای سحر آمیز مامان لوبیای سحر آمیز ۴ ماهگی
امروز خیلی حالم بد ب از ۴ صبح که بیدارم به کنار شبم ۱ و نیم خوابیدم باز به کنار

دخترم خوابش میومد ولی نمیخوابید اگرم میخوابید رو پای من یا روی دوشم اونقد بدنم له بود گفتم شاید معجزه شه بذارم جاش بخوابه
معجزه که نشد هیچی بدترم شد صد تا لعنت فرستادم چرا درد و تحمل نکردم که بچه بخوابه خلاصه فقط نق میزد
تا دو ساعت پیش که یهو شروع کرد به جیغ بنفشششش و گریه
نه شیر میخورد نه اروم می‌شد با هیچی 😢
فقط گریهههههه یکم ادا در میاوردم وای میستاد نگاه میکرد شیر میدادم بخوره بخوابه گریه این رویه تا یه ساعت ادامه داشت
واقعا مونده بودم چه غلطی باید کنم الان که اروم نمیشد گفتم بچه هلاک میشه
پوشک عوض کردم گفتم شاید بینیش کیپه خالی کردم لباسش خنک بود بردم اتاق که تاریک و بی صدا هیچی اثر نکرد اونقد راه بردمممممم ایستاده سینه امو گذاشتم دهنش راهش میبرم یکم خورد خوابید 😓 تا نیم ساعت پیش بیدار شد باز با کلی نق شیر خورد خوابید الانم رو دوشمه
کمرم داره میشکنه خوابم میاد حالم خوب نیست اونقد گریه کردم … ناهارم نتونستم‌بخورم خیلی افتضاح بود