۵ پاسخ

وااایی اره واقعا من فوبیای این قضیه رو دارم
سر پسر اولمم همین جوری بودم که خداروشکر به خیر گذشت

بی خوابی و گریش ادمو خسته می‌کنه ..والا نوه عمومی من اصلا گریه نمی‌کرد .بلند میشد شیر میخورد می‌خوابید اصلا مامانشو‌ اذیت نکرد .مامانش قبل محرم با شوهرش رفت کربلا دخترش با عزیزش موند ..شیر خشک میداد ..من میگم ما هنوز پیششیم انقد گریه می‌کنه اگ بریم ببن چی میشه .منم خیلی اذیت میشم شبا ک کلا نمی خوابم ..صبا هم ک این واون کار .وقت نمیشه گریش از یطرف خسته شدم

یه لحظه خودمو گذاشتم جات واقعا حتی تصورشم سخته من بودم تو خواب سکته میکردم اینقدر عذاب کشیدم تو بارداری و زایمان و بعد زایمانم

خدا به سر کافر نیاره

خخخخخخخ

سوال های مرتبط