محمد حسینم قشنگ مامان اینجا مینویسم یادگاری بمونه از این روزا دورت بگردم پسرم خدا میدونه چقدر حسرت این روزارو میخوردم چقدر منتظرشون بودم تواین مدت اصلا اذیتم نکردی اگرم کردی انقدر شیرین بوده که همش فدای سررت 🥲🤍
من با تو حس مادر بودن روتجربه کردم هرلحظه نگرانتم نگران تکون خوردنت نگران اینکه نکنه بعد اینکه اومدی پیشمون زردی داشته باشی کولیک یا رفلاکس داشته باشی یا.. خیلی چیزای دیگه که مامانا استرسشو دارن
من انتخاب کردم که نگران باشم از ۸ماه پیش تا اخر عمر🙂
بالاخره رسیدیم به جایی که همیشه فک میکردم خیلی دوره دقیقا مثل ۱۸سالگی که همیشه فک میکردم خیلی دوره و اومدو خیلی وقتم هیت ک گذشته مامان قشنگم ماهم باهم رسیدیم به ۸ماهگی انشالله ازین به بعدم به سلامتی و دلخوشی بگذره و صحیح و سالم بغلت کنم تو همون داداش نداشتمی تو نور خونمونی منو پدرت مشتاقانه منتظر دیدنتیم 🌻
هرچقدر ازخدا تشکر کنم بابت داشتنت بازم کمه که تورو مثل معجزه وسط اون روزایی ک فقط خودمونو خدا میدونیم ب ما داد دقیقا همون موقع که دکترا ناامیدم کرده بودن که قرار نیس تو رو داشته باشم بااشرایط واریکوسل بابا و دکتر نامرد و... نمیخوام به اون روزا فک کنم فقط میخوام ازین به بعد تو لحظه زندگی کنم از تک تک لحظه های باتو لذت ببرم خدا برام حفظت کنه امید زندگیم و به یمن قدمای کوچولوت نور و امید و روشنایی بیاد تو دنیامون 🤍
از خدای مهربونم میخوام به حق این شبا به هرکسی که بچه میخواد بده خیلی حس قشنگیه🙂

تصویر
۸ پاسخ

دورت بگردم دل نوشتت اشکمو دراورد مخصوصا اونجایی که گفتی خودت از ۸ماه پیش تا اخر عمر انتخاب کردی که نگران باشی🥺چقد حرفات به دلم نشست خدا گل پسرتو برات حفظ کنه و بسلامتی بغل بگیریش😍🫠

اخی خدا بهت ببخشه اسم پسر منم محمدحسینه عاشقشم امام حسینو واسطه کردم تا خدا بهم دادش امسال میره کلاس چهارم ان شالله عزیزم همسر خواهر منم واریکوسل داره عمل هم کرده ولی دکترها فقط میگن ای وی اف شما با چه درمانی باردار شدی؟

الهی آمین 🥺🤲🏻 انشاالله همه مادران بچه هاشون سالم بغل کنن ب همه اونای ک دلشون میخواد بچه بده ب داداش منم خدا بچه بده بحق خدایی خودت قسم 🤲🏻🤲🏻😢

چه متن زیبایی عزیزم ایشالابسلامتی بغلش کنی دورت بگردم🥹💙🧿

الهی بسلامتی نینی هامونو بقل بگیریم خیلی متن زیبایی بود😍

اوخی خیلی احساسی بودواشکم در اومد....مادر محمدحسین جان الهی قدمش پر از خیر و برکت و خوشی باشه برای ما هم دعا کن سالم بگذرونیم این دوره رو😭😭🙏🙏

انشالله خدا برات حفظش کنه عزیزم منم چند سال بچه دارنشود منم تو هفته توام خداخودش برامون حفظشون کنه و هرکسی ک بچه نداره خدا خودش بهشون بده این لحظه های ما بشه نصیبشون😍

خدارو هزار مرتبه شکر
منم بچم معجزه بود برام
با کلی دوا درمون
و اسپرم افتضاح شوهرم باردار شدم
خدا حفظشون کنه برامون

سوال های مرتبط

مامان دوتا پسر مامان دوتا پسر ۲ ماهگی
🥺🤍

خدایا شکرت...

با امید به خدا منم وارد ماه نهم شدم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم به این هفته‌ها برسم. هر روز تقویمو نگاه می‌کردم، روزا رو می‌شمردم و فقط دعا می‌کردم که خدا منم به هفته‌های بالاتر برسونه...😢

خدایا ممنونم که توی این روزای سخت دستمو ول نکردی، تنهام نذاشتی و امیدمو ناامید نکردی.🤲🏻

پسر اولم ۳۳ هفته به دنیا اومد، واسه همین تو این بارداریم هر دکتری می‌رفتم می‌گفت احتمال داره اینم زود به دنیا بیاد. تا اینکه تو ۲۸ هفتگی سرویکسم از ۳۷ شد ۲۵، نامه بستری دادن، آمپول ریه زدم و گفتن ممکنه همین روزا به دنیا بیاد... اون روزا از شدت استرس فقط گریه می‌کردم و هر روز از خدا می‌خواستم فقط بذاره یه هفته دیگه بگذره...

اون موقع فقط دعامیکردم مثل بارداری اولم حداقل به ۳۳ هفته برسم... ولی خدا انقدر بزرگه که با کمک خودش منو تا ۳۴ هفته و ۲ روز رسوند. برای خیلیا شاید فقط یه عدد باشه، ولی برای من یعنی یه دنیا دعا، اشک، استرس و امید...🤍

از خدا می‌خوام دل همه مامانایی که شرایط منو دارن آروم کنه و کمکشون کنه سالم برسن به هفته‌های امن بارداری. مطمئنم خدا صدای دلشونو می‌شنوه، همون‌طور که صدای منو شنید.🌿🤲🏻

پسر قشنگم...💙
من، بابا و داداشت بی‌صبرانه منتظر اومدنتیم. برای داشتنت کلی سختی کشیدیم، ولی همه‌ش به عشق تو بود. فقط از خدا می‌خوام سالم بیای تو بغلمون. دوستت داریم، بیشتر از چیزی که بشه با کلمه‌ها گفت...🥹🩵

۳۴ هفته و ۲ روز🤍
۱۴۰۵/۰۴/۰۶
مامان نخود 💓💓💓💓 مامان نخود 💓💓💓💓 ۲ ماهگی
به وقت ۱۴۰۵/۰۲/۲۶
شستن لباس های سایز صفر پرنسس خونه
اون موقع های که بچه بودم تو خاله بازی هام همیشه یه دختر داشتم که باهاش بازی میکردم بغلش میکردم لبای تنش میکردم و لذت می‌بردم همیشه میگفتم من باید دختر داشته باشم تا موهاشو دو گوشی ببندم و اون برام دلبری کنه و من لذتشو ببرم اصلا باورم نمیشه الان ۸ماهه دارم این آرزومو زندگی میکنم باورم نمیشه رسیده روزی که لباسای کوچیک تو رو که به زور رو بند رخت آویز جا میشه رو شستم مخصوصا دستکش و جوراباتو که به زور نگه داشتم نیفتن فقط ۶هفته مونده تا دیدارمون ولی من برایم انگاری ۶سال میگذره ‌ چقدر خوبه مادر پرنسس بودن امیدوارم لیاقتتو داشته باشم و بهم افتخار کنی
تو پناه زندگی منو و بابایی نمیدونی از وقتی اومدی تو دلم چقدر برکت تو زندگی ما زیاد شده چقدر سختی هایی که منو بابا سعید از شروع زندگی مشترک مون تا الان کشیدیم رو کم کردی برای همینم اسمتو گذاشتیم پناه چون راستش پناه لحظه های ساختمون شدی . الانم که دارم اینو می‌نویسم فقط اشک میریزم موقع شستن تک تک لباسای کوچیکت اشک ریختم از سر شوق .
به وقت بوی نی نی گرفتن خونمون