۱۵ پاسخ

اکثرا همین شدیم الان
و بچه ها واقعا شیطونن
دست تنها خیلی سخته من هروز مجبور میشم دعواش کنم انقد ک اذیت میکنه دق میده
و بعدشم کلی عذاب میکشم اما دست خودم نیست
و ما هم ادمیم‌و از کوره در میریم

اگر دوقلو داشتی چی میگفتی🫠🥲

بعدشم خدا نکنه خدا جفتتونا برا هم نگه داره تو این سن طبیعیه لجبازی پرخاشگری
یادت باشه ما الگو هستیم ما کنترل احساساتمونا داریم ولی بچه ها نه

عزیزم اگه شرایطشو داری از یه مشاور کودک مشورت بگیر
اگر نمیتونی هم با چت جی بی تی صحبت کن ازش بپرس راهنماییت میکنه

واییییی همدردیم 🥺🥺🥺🥺😭😭😭

تو تنها نیستی بخدامنم چندبار خودم وسرزنش کردم که چرا بچه آوردم ولی بعدش که آروم میشم همش به خودم میگم دیگه تکرار نمیکنم.واین چرخه تکرارمیشه.بخاطر شرایط استرس آدم اونجوری میشه فکر کنم.

همه همینیم🥲🥲🥲🥲🥲
خسته ایم و دست تنها
برای همینه

من تلویزیون. وگوشی نباشه اصلن نمیتونم آرومش کنم

همه همینیم عزیزم منم امروز دعواش کردم کنترلم از دست دادم داد زدم اما خب واقعا نمیشه ی جایی آدم کم میاره.شوهرت کمک نمیکنه تو نگهداری و شب بیداری؟؟

فکر کنم مال سنشونه دختر من امروز یه سره این حلقش باز بود یا نق میزد یا گریه

چی بگم خاهر صبوری کن
پسرم امشب رفت ی چهارلیتری ریکا رو خالی کرد رو سرش لباساش فرش بردمش حموم ی دقیقه غافل شدم ازش دیدم باز رفته خالی کرده تو ماشين لباسشویی و لباساش ماشینم روشن کرده کف همه جا رو برداشته 😅

دقیقا عین من ینی یه وقتایی آرزو مرگ میکنم از دستش🤣🤣اینقدر ک شره

دقیقا منم امروز تا بهدازظهر که خوابید همچین حسی رو داشتم حتی اومدم اینجا نوشتم و پاکش کردم منم قبل ناهار شدید دعواش کردم و داد زدم و زدم تو سر خودم ولی بعدش خیلی پشیمون شدم ولی خو ماهم ادمیم طاقت و توانی داریم مخصوصا تو ای شرایط و اوضاع

ای جانم تو بهترین مادر دنیایی فقط کمی خسته شدی

بخدا منم دقیقا همین حالو دارم خیلی دعواش کردم کتکشم زدم دلم خونه😭😭

سوال های مرتبط

مامان پسرم💗 مامان پسرم💗 ۲ سالگی
مامانا چيكار كنم به شدت عصبي شدم ديگه وقتي چند بار به پسرم ميگم نميشه ديگه عصبي ميشم داد ميزنم چون شبا خيلي خيلي عصبيم ميكنه صداي گريه ي برسام به شدت بلندو گوش خراشه همه ميگن شبا كه كلي بهونه ميگيره گريه ميكنه تا بالاخره راضي ميشه واسه خواب ميخوابه تا دو ساعت ميگذره پا ميشه انقدر لقد ميكوبه بهم تا بالاخره پا ميشم هرچي ميگم چي ميخواي اينو بدم اونو بدم فقط هوار ميزنه برقارو روشن كن روشن ميكنم ميگه راه برو منم اون موقع انقدر حالم بد ميشه احساس ميكنم مويي رگاي سرم داره پاره ميشه ديشب انقدر گريه كردو هوار زد انقدر راه بردمش كه از شدت سردرد خودم گريم گرفت هق هق ميكردم از گريه ي شديد من راضي شد دوباره خوابيد چون شبا با سر دردو فشار عصبي ميخوابم صبحم با سر درد بيدار ميشم باهاش بازي ميكنم ارومه منم ارومم وقتي شروع ميكنه لج بازي يا هي زورم ميكنه يه كاري و كنم ناخوداگاه داد ميزنم سرم نير ميكشه واقعا پشيمون ميشم همون لحظه واقعا نميدونم چيكار كنم خيلي ضعيف شدم خيلي😭😭