۷ پاسخ

ایییی خدا از دست این مردم بگو اومدی ثواب کنی یا عیب ابن اون بگیری بنده خدا🤐چکار ب بچه داری

خودت ک می‌دونی بچت اذیته نبرش اینجور جاها ب خصوص اگه قرار هست کتک بخوره نه تنها عادت نمیکنه منزجر هم میشه از این جور جاها و توی ذهنش میمونه بعدم شما رفتی مراسم شیر خوارگان ک از اون حس مادریت برای عزاداری شش ماهه استفاده کنی نه ک بری بچتو بزنی
لعنت به همه اون کسایی که فکر میکنن بچه آروم بچس و قضاوت میکنند مادر رو من یکی خودم از دست قضاوت‌ها ی خانواده شوهرم کم آوردم مجبورم همش لچم رو دعوا کنم جلوشون ک نگن بیخیاله و خودشون بچمو دعوا کنن اینقدر انگ ب بچه میزنن انکار نمی‌فهمن بچه یعنی چی خاک تو سرشون کنن

خوشتیپپپپپ

خاک بر سر اون چه بیسوادن

بچه منم توی هیئت و جاهای شلوغ نمیمونه

وا
بیشتر بچه ها همینن

لعنت به این دهن باز مردم. خودتو ناراحت نکن عزیزم. بچه ست دیگه بالاخره بزرگ میسه و رفتاراش عوض میشه خلقیاتش عوص میشه

سوال های مرتبط

مامان قلبم و نفسم مامان قلبم و نفسم ۳ سالگی
شنبه شوهرم رفت برام نوبت عمل چشم بگیره
بعد ی عیبی ک داره وقتی خونه س حواسش فقط ب تلویزیونه یا تو گوشی یا خوابه
بعد خاستم باهم بریم قرار شد شوهرم لباسای پسرمو تنش کنه منم لباس بپوشم دیدم اصلا از تلویزیون در نمیاد گاهی ک میگفتم تنش کن ب بچم میگف بیا بپوش دوباره غش می‌کرد تو تلویزیون...
منم داد زدم خب تنش کن دیگه همش سرت تو تلویزیونه اه...
بعد هی غر زد ک مادرتون عین سگ پاچه میگیره اینم از خودتون هر وقت خونه م فلان بهمان...
انقد نفرین کرد الهی فلج بشی ب خودت ب ر ی ن ی
بچه م صداش می‌کرد یهو گف زهر مار هی بابا بابا
خلاصه ک بهمون ر ی د
واقعا تو خونه اخلاق نداره ها مثلا ده بار باید صداش کنم با شکلک و ادا اصول جواب میده .....
کلا دوست داره لج کنه تو خونه با اینکه من کوتاه نیام و سعی میکنم مراعات کمم باهاش ولی باز خودش کرم داره ....
حالا شنبه هم بهش تند گفتم اینجوری کرد...
ولی دلم یجوری اخه گفتم سر بچه م داد زده بعد رفته نوبت گرفته
احساس عذاب وجدان برا بچم دارم
نميدونم چرا...
کسی میفهمه حس منو ....،
مثلا میگم واس نوبت عمل من شده ک سرش داد زده شده و ناراحت شده.
بعدم تا یکی دوروز اصلا دور بچم نرف هی بچم میرف اونم میگف برو پیش،مادرت
اینم بگم همون شنبه غروب گفتم بریم دور بزنیم بعد اول گف ماشین صدا میده گفتم چطور خودت سوار میشی گفت بپوشید بریم
بعد گفتم باشه بچه رو بغل کن ببرش پایین گف ن من بغل نمیکنم
هر وقت کامل آماده شدی بگو بریم.
گفتم بغل نمیکنی بچه مو ب درک ....ب گ و ز خر
بعدم لباسامو درآوردم
مامان Aron مامان Aron ۳ سالگی