۱۰ پاسخ

عزیزم دیگه زمان قدیم نیست ک گوشی و اینچیزا نباشه بچهای الان خودشونو وقف میدن با تکنولوژی هیجیشونم نمیشه مطمئن باش بالاخره به وقتش شیطونی رو میکنن

من اوایل نمی‌دادم ولی یه جاهایی واقعا دیگه مخم رد میده براش کارتون میذارم می‌دونم کارم اشتباهه خودم ولی واقعا دیگه یه وقتهایی نمیتونم کنترلش کنم

انقد شرایطا و اعصابا داغونه که خیلی وقتا آدما حاضرن ۲۴ ساعت بچه با هر چیزی ساکت باشه تا آرامش بگیرن.

هر کسی نظری داره،بنظر من نمیشه یه چیزی که انقد عادی شده تو جامعه از بچه دریغ کرد، ولی میشه کنترلش کرد....من هم با بچم بازی میکنم هم تلوزیون میبینم هم با گوشی اما همشون در حد متعادل،بالاخره بچم دست اینو اون میبینه

باور کن اونم راه دیگه ای به ذهنش نرسیده قطعا تو موقعیت اون قرار نگرفتیم نگید خب مام بچه داریم و نمیدیم بهش و ساکت موند و اذیت نکرد بچه ها زمین تا اسمون باهم فرق دارن
خودم رفتم نماز طوری شد شوهرم اومد گرفت بچه را بیرون تا من نماز خوندم خودش جا موند😆 ولی بغل دستیم با یه تسبیح بچه ی ۱ ساله را نشونده بود اروم اروم

اینجور مراسما جای بچه نیست
چون بچه یا. میدوعه نمیذاره بقیه روضه گوش کنند
یا باید با چنین چیزی مشغولش کرد

اول اینکه اصلا اینجور مراسمات جای بچه نیست اصلا چون صدا بلند
دوم حرف خودتون چرا حرص بقیه بخوری به من و شما چه

من میدم والا دیوونه شدم دیگه

واقعا عادت بدی میشه

🥺🥺🥺

سوال های مرتبط

مامان ماهورا🦋🌈 مامان ماهورا🦋🌈 ۱ سالگی
شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک شیر خشک
داغون ترینم فقط خداروصدهزار مرتبه شکز میکنم که خودم خونه دارم ورگنه با بچه نمیتونستم یک روز خونه مامانم بمونم از دست این بردار کوچیک بیشعورم یعنی بخدا چقدر امروز اشک ریختم اون ۱۰سالشه دیگه بچه این سن که مغز توی سرش هست بعنی همش داره سر به سر بچم میزاره بچم گریه میکنه منم خیر سرم داشتم خونه مامانم سفارش داشتم درست میکردم همسرم سرکار بود ورگنه میزاشتمش پیش اون فقط همین یک بار بود برده بودمش خونه مامانم برادرم گوشی مامانم دستش بود فیلم میدید بچم گریه میکرد گوشیمو بسونه من بهش گفتم بیا این گوشی منو بگیر همون فیلم تو گوشی من ببیین گوشی مامانو بده بچم گوشی کنو نمیخواسنه همش دادو بیداد میکنه نمیده همش سر به سر بچم میزاره بخدا منم دیکه اعصابی ندارم از دست بچه اونم اذیت این میکنه دیگه با گریه داد از خونشون ا‌مدم در گفتم نمیام تو این خونخ ایقدر اعصابم خورد بود چون مامان بابام هیچی به این پسرشون نمیکن
من بدبخت همش باید بچم گریه کنه از دست اون