۷ پاسخ

دقیقا من از رفت و آمد زیادم تو هیات خجالت میکشم
اخه مردمم بد نگا میکنن مثلا کسی که بچه نداره این موضوع رو درک نمیکنه ولی کسایی که مثلا سنی ازشون گذشته خودشون بچه داشتن نوه داشتن و میدونن این جریان‌رو و درک نمیکنن دانم ناراحت میشه

خدا خیرش بده🥺🥺🥺🥺😢😢

حس خوبی بهم داد

منم تاجایی که بتونم پسرم و میبرم روضه .خیلی هم اذیتم میکنه ولی حال خوبی داره

دمش گرم

عالی👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻

عزیزم خدا خیرت بده من این متن رو برای همسرم خوندم
هی میگه با بچه کوچیک سخته نریم هیئت
بخاطر این حرفش من امسال هیچ جا نتونستم برم انقد دلم میخواست برم گریه کنم عزاداری کنم نشد ...
کاش زودتر میفرستادی این پیام رو

سوال های مرتبط

مامان مهوا مامان مهوا ۱ سالگی
این تاپیک هم دلنوشته هست هم نیاز به راهنماییتون داره

مهوا یه دختر دایی داره که دوماه ازش بزرگتره از اول بارداری تا الان زن داداشم دائم خودشو مقایسه کرد و یه حس عذاب وجدان به من داد
زمان بارداری من خیلی رژیم غذایی سختی رعایت میکردم خیلی غذاهارو نمیخوردم مرتب دکتر و سونو میرفتم حتی برای اطمینان سل فری دادم
اما زن داداشم اصلا دکتر نداشت حتی توی غربالگری اولیه روده آکوژن بود و نیاز به آزمایش داشت اما انجام نداد و حتی غربالگری دوم هم انجام نداد
حالا برسیم به زمانی که بچه ها به دنیا اومدن مقایسه ها بدتر شد و من از این مقایسه متنفرم
بدترین روزای من وقتی شروع شد که به غذا افتادن
من طبق نظر دکتر غذاهارو تست میکردم غذا جدا درست میکردم خیلی مواد غذایی نمیدادم اما زن داداشم از همون اول غذای سفره داد
من چون عموم بخاطر الرژی فوت کرد و الان هم خواهرم بخاطر آلرژی خیلی اذیت میشه مواد غذایی خیلی رعایت میکنم و مهوا به بعضی مواد غذایی الرژی داره
زن داداشم دائم میگه ببین من به بچه همچی میدم هیچیش نمیشه تو انقدر سخت میگیری بچه اینجوری شده
مثلا من به مهوا چیپس،بستنی،کاکائو،نوشابه نمیدم اما اون همه اینارو میده و اصرار داره که کارش خوبه و من دارم بچرو با این سخت گیری هام اذیت میکنم
راستش حس عذاب وجدان دارم که نکنه واقعا من دارم زیادی سخت میگیرم و در حق مهوا ظلم میکنم
این تازه فقط سر غذا بود سر تربیت،لباس همه چی من با زن داداشم مشکلات داریم