خلاصه که شب جنگی مون هم گذشت ،فردا عصرش دخترم چون بیحال بود دوبار خوابید،هر دوبار به حالت تشنج یهو تو خواب پرید دستاش از هم باز شد و یاو ونشتناک فقط جییغ میزد،من گفتم تشنج ولی مامانم و مادرشوهرم گفتن ترسیده بچه،دیگه تحمل نکردم بچه رو بعل کردم با مامانم بردم مطب دکتر مغز و وعصاب که قبلا گیبردمش،حالا دقیقا همون روزی بود که عابر بانکاا قطع بود،خدایا بی پول چه کنم،حدود ۱۵۰۰داشتم ولی کم بود
خلاصه رفتم مطب ،دخترم فقط جیع،پون خیلی درد داشت،۵۰۰ویزیت دارم رفتم پیش دکتر گفت باید نوار مغز بگیری بعد آزمایش تا ببینم تشنج هست یا نه،خدایا با کدوم پول،گفتم خانم دکتر پول نوار مغز ندارم،گفت برو هر وقت پول داشتی بیا😭الهی خیییر نبینه منطورم این بود که مثلا کارت ملی بگیره من یکی دو روز بعد برم بهش پول بدم تا بانکها وصل بشه،خلاصه گفت اول برو ازمایش بده،نمیدونید با چه وضعی این بچه رو بعل کردم تا آزمایشگاه پیاده رفتم،یعنی قوت به جونم نبود،شوهرمم شب کار بود،آزمایش گرفتم و زنگ زدم به یکی از اقوام ۵تومن برام ریخت،خلاصه نوار معز گرفت و گفت تشنج نیست و ترسیده،تو آزمایشش هم عفونت نشون داد،گفت ببر بستری،خلاصه اوردیم ۱۷شهریور بستری یه شب تو بخش عمومی و یه شب هم ایزوله بستری شد و مرخص شد
یه قرص به داروهاش اضافه شد واس همین حالت تشنج ،که فعلا باید کم کم تا آخر شهریور قطع بشه،این وسط هم هر هقته باید میبردم بیمارستان سوختگی واس نشون دادن زخمش و چکاپ
اثاث کشی هم این وسط داشتم،دخترم تو دوران سوخکگیش اصلا غذا نمیخورد،انتی بیوتیک داشت،اسهال شدید،این وسط سرماخوردگی وحشتناک،یعنی نگم براتون که چطور جیع میزد،از صبح تا شب،الان شکر خدا بهتره،ولی هنوزم جیع های بدی میکشه،نمسدونم جرا،فقط میدونم از بعد سوختگی عصبی شده

۱۵ پاسخ

عزیزم😞😞😞😞چ روزای سختیو سپری کردی

یکمی رد سوحتگی روی سینش اینا مونده بود تا همین چند سال پیش که تصمیم گرف بره جاشو تتو کنه انقد خوشگل شده.اصلا غصه نخوریا همچی حل میشه

خواهرم وقتی همسن بچه شما بود کتری رو از بخاری میکشه رو‌خودش از روی گردن تا نافش میسوزه بدددجوری .اینا همه میگذره مامانم میگفت روزی نبود که خودمو نفرین نکنم.

سلام عزیزم،خداروشکر ک حال دخترت بهتر شده،آره بچه طفلکی ترسیده حالا حالا ها تو جونش هست،خودت و اطرافیانت باید روحیتونو خوب کنید تا اونم بهتر بشه،منم بخاطر سوختیگه پسرم خیلی اذیت شدم ولی خداروشکر گذشت

الهی ب حق علی اصغر امام حسین شفاشو زودتر بدست بیاره
خودتم انشالله حالت بهتر بشه عزیزم

عزیزم انشالله دخترت هرچه زودترخوب بشه وهرچی خیره براتون پیش بیاد

ازینک دخترت خوب شده خوشحالم
همیشه در سلامت باشد

عزیزم امیدوارم ازاین به بعد خدا برات خوب بخواد
عیبی نداره اتفاقیه که افتاده اما هواستو بیشتر جمع کن دیگع
براش کتاب زیاد بخون براش کارتون های خنده دار شاد با اهنگ بزار بزار روحیه ش و‌حالش بهتر بشه 🩷

عمیق سوخته؟

دیگ سعی کن روحیتو بدست بیاری خونه به مادر پر انرژی احتیاج داره

الهی انشالله زود خوب میشه
براش پماد خوب بخر بزار جاش نمونه🥺

زهرا جان پماد بزن یه پمادی قبلا برات عکسشو دادم نمیدونم دیدی یا ن گرونه پماده حدود دوتومن ولی میگن هیچ اثری از سوختگی به جا نمیزاره

ببین خوب میشه پماد بزن من دخترم صورتش سوخت خوب شد دورنک نشد جاش رفت

خدا هرگز منو نبخشه،که اینجور بچم رو ناقص کردم،موست لطیفش رو دورنگ کردم😭
دکتر گفت میتونی چند ماه بعد بیاری لیزر واس پوستش هر جلسه ای ۸۰۰تومن،حالا ببینم چطور میش اگه پول داشتم حتما میبرم

هنوزم جیعهای بدی میزنه،منم بعد اون سوختگی نمیتونم مثل قبل شاد باشم یعنی اصلا انگار قلبم سیاه شدهشاید بخندم ولی فقط رو لبم خنده است،اصلا قلبم شاد و خو شحال نیست،
برای دخترم دیگه فعلا نمیتونم لباس بندینکی بپوشونم،جون پوستش دو رنگه😭😭😭

سوال های مرتبط

مامان بهارسادات🥰 مامان بهارسادات🥰 ۲ سالگی
بعد از ۳ روز اومدم تجربه از شیر گرفتن دخترم رو براتون تعریف کنم. قبلش بگم‌که دخترم شدیدا به شیر مادر وابسته بود. حتی موقع خواب زیر سینه باید خواب میرفت ، وسط شب چندین بار واسه شیر بیدار میشد و و اصلا شیرخشک با شیشه نمی خورد.
من از یک هفته قبل از این که کامل شیر رو قطع کنم، در یک هفته کم کم وعده های شیر روز رو کم کردم تا این که کامل شیر روز قطع شد. بعد از یک هفته هم برای قطع شیر شب به سینه صبر زرد زدم و روش چسب برق زدم . وسط روز بهش نشون دادم که برای شب آمادگی ذهنی داشته باشه. سینه رو که دید ترسید و دیگه پیشم نیومد. عصر هم رفتیم بیرون هم این نتونه عصر بخوابه و هم این که حسابی خسته بشه که شب زودتر خوابش ببره. برای خواب هم فقط بغلش کردم و فقط سرش رو سینه م گذاشت و خوابید. تو طول شب هم هر دفعه بیدار شد بهش آب دادم و بغلش کردم . اگه اهل معنویات هستید یه سری دستورات از نظر اسلامی هست که روایت شده رعایت کنن و من برای این که خیلی نگران از شیر گرفتنش بودم اونا رو هم رعایت کردم . اگه دوست داشتید می تونم براتون بفرستم
فکر از شیر گرفتنش مثل غول شده بود برام که خدا رو شکر خیلی راحت پشت سر گذاشتم
مامان پرنسا مامان پرنسا ۲ سالگی
سلام خوبید حانما
خانما طبق تاپیک های قبلم جواب آزمایش دخترم اومد عفونت ادراری شدید داری دکتر خودش گفت بستری بشع منم خیلی اعصابم خورد بود گفتم دقیقا دوماه پیش هم به خاطر همین بستری شد اگه میخواست با بستری شدن خوب بشه خوب میشد آقای دکتر من سه هفتع اس دخترم‌و میارم شما میگید ویروسه آخر بدون نسخه شما آزاد رفتم آزمایش گرفتم ازش تا فهمیدم عفونت داره گفت پس برو همدان بیمارستان بستریش کن منم اومدم خونه وسایلام جمع کردم تا بریم همدان شوهرم گفت بریم بزارمت تهران و خودم برگردم اونحا با خانوادت برو دکتر گفتم لازم نکرده بچع مریض بندازم تو جاده همون میریم همدان بیمارستان خصوصی بگیرتا تو هم اذیت نشی رات بدن بخوابی پیش مون
دیگه شوهرم یهو زد به سرش به چند تا دکتر دیگه آزمایش نشون بده یه دکتر بعش گفته بود لازم نیس بستری امشب بهش یه سرم میدم داخل تب بر بزنن تبش قطع بشه با آنتی بیوتیک امپولش میدک تزریقاتی وارد بدنش بشه حالا که دارو نمیخوره
ما هم امشب همین کارو کردیم شش تا آمپول انتی لیوتیک داده تا هر دوازده ساعت براش بزنن
خانمایی که تحربه دارن بیاین بگیدخوبع یا نه ؟؟
ایشالا ا دحترم خوب شد از پوشک میگیرمش همین پوشک عامل عفونتش شده
مامان علیسان مامان علیسان ۲ سالگی
مامانا پیرو تاپیک قبلم...
ماجرا این بود که وقتی پسرم ۴ماهش بود پرش دست داشت البته اینجوری بود ک یه شب خواب بودیم با صدای نق نقش بیدار شدم دیدم تب داره بعد لامپ رو روشن کردم دیدم دستاش داره میپره چند بار پشت سر هم
بردمش بیمارستان تبش شدید بود دارو زدن گفتم اینجوری شده ازمایشم گرفتن همه چی نرمال بود
بعد ظهر دوباره تب داشت اونجوری پرش دست داشت
من خیلی میترسیدم فکرای بد میومد سراغم
تا دیگ پرشی ندیدم چند روز بعد بردم پیش دکتر اطفالش خیلی باتجربه اس فیلم گرفته بودم از اون پرش ها گفتم اینا چیه دکتر نکنه تشنج باشه خندید گفت ن بابا تشنج اینجوری نیس که
برو خیالت راحت
این جریانات بعد تعطیلات عید بود
دلم طاقت نمی‌آورد اومدم نوبت اینترنتی گرفتم برای دکتر مغز و اعصاب کودکان شهرمون ب شوهرم گفتم مقاومت کرد گف بچه مشکلی نداره گفتم ن بزار ببرم خیالم راحت شه
ب خانواده ام گفتم همه مخالف بودن مامانم خیلی التماس کرد گفت من ۴تا بچه بزرگ کردم نبرش این بچه سالمه گردن گرفته واکنش داره میخنده و....
ولی من کر شده بودم انگار حرف هیچکس قبول نداشتم
تا اینکه بردمش ویزیت دکتر بیشرف برداشت گفت این تشنج اسپاسم شیرخوارگی داره باید دارو بگیره وگرنه فلج میشه..
منم اومدم تو ماشین شوهرم اینقد گرررریه کردم حس کردم دنیا رو سرم آوار شد
بچه خودمو با دستای خودم دارو خور کردم
دکتر براش قرص کلوبازام نوشت بچه همش خواب بود
یه امپولم نوشت ک کورتون بود وقتی میزد معده درد شدید میگرفت شبام نمی‌خوابید از بیقراری
ادامه شو پایین میزارم...

#فرزند پروری بارداری بی‌بی چک
مامان 🧿🧿بهار 😘😘 مامان 🧿🧿بهار 😘😘 ۲ سالگی
خب خب بیایین از تجربه از شیر گرفتن دخترم بگم با این که مثل کوه بود رو پشتم و خیلی میترسیدم ولی خداروشکر دخترمم همکاری کرد راحت باز شد یه روز عصر بس که مثل کنه چسبیده بود بهم به میگفتم بهار پاشو بسه من برم چیزی درست کنم پا نمیشد دیگه اعصابم خورد شد تصمیم گرفتم با این که میخواستم تا 2 سال 2 ماه بدم ولی گفتم ولش دیگه رفتم رو دوتا سر س ی ن ه ه ام چسب سفید زدم از این که برای باند زخمه روشم با رژ قرمز زدم مثل خون بعد دیگه همیجوری بود خدابید بعد که بیدار شد😑🤦☹️
دقیقا سر سفره شام دخترم به جی جی میگه نی نی 🤣🤣 گفت نی نی منم لباسمو دادم بالا گفتم نی نی اوف شده تا دید الهی بگردم قشنگ شکه شدنو تو چشماش دیدم چشماش اشکی شد گلوش بغض کرد شوهرم سریع گفت اههه نی نی اوف شد دیگه دخترم نباید بخورهه حالت عوض شد گوشی دادم سرگرم شد دیگه شب اول چند باری اومد گفتم اوف شده نشونش میدادم خودش میگفت ببینم بعد میرفت و این که من 3 روز تا صبح بیدار بودم شب اول ساعت 7 نیم خوابیدم دخترم میخوابید اخرم که خوابید به زور راه رفتن رو پام کردن دیگه مامانم گفت تا 3 یا چهار روز بهش شب تو خواب شیر بده منم میدادم دیگه الان نزدیک 15 روز هست که دیگه شیر بهش نمیدم خداروشکر الان ساعت 12 میخوابه صبحم خوبه دیگه زودتر بیدار میشه و این که آبم زیاد میخورهه خلاصه که بگم
دختر عزیزم مرسی که یه تیکه از وجودی و منو زیاد اذیت نکردی مادر انشالله در کنار هم پیشرفتاتو ببینم عزیزدلم ❤️🥰😘❤️😘
بمونه به یادگار 1404/9/27شیر گرفتن بهارم
مامان بردیا مامان بردیا ۲ سالگی
خدا لعنت کنه هرچی دکتره بی سواده که فقط واسه اینکه پول بگیرن از ادم یه چرتی میگن و دارو الکی میدن
۴۰روز پیش بردیا گوشش درد میکرد رفتیم دکتر گفت عفونت کزده دارو داد گفت ۱۰روز ببرش چکاب
۱۰روز دگ بردمش اون دکتر کفت خوب شده دگ دارو نده
چند روز بعد اون بغل گوش بردیا یدفه باد کرد ۵شنبه ام بود هیجا دکتر پیدا نکردم یکی بود تو نظراباد راضیه بیرامی بردم پیشش برگشت گفت اوریون گرفته (با اینکه هیچ علائم دگ ای نداشت بجز اینکه گوشش باد کرده بود)
کلی ویزیتو کلی پول دارو دادیم فرداش بادش خوابید ولی هروقت یچیز سفت میخورد گریه میکرد میگفت درد
دگ دیشب خونه مامانم مونده بودم شب بردیا دوباره گوش درد گرفت دگ صب با مامانم بردمش پیش دکتر خودش ۴راه طالقانی دکتر توکلی
فرستاد اکو گوش
گفت گوش میانی بچه دو طرف عفونت کرده از خیلی وقتم هست مونده
یعنی این همه من دکتر بردم هیچکدوم احتمال ندادن که شاید این مورد باشه فقط بچم کلی درد کشیده تو مدت و اذیت شده
فقط مرض دارن کلی پول بگیرن از ادم
نخورن ایشالا این پولارو
انقد اعصابم خورده فقط خدا کنه بچم زود خوب شده کلی دارو داده بهش 🤦