۶ پاسخ

ما هفته گذشته رفتیم عروسی پسر خالم از شنبه هر دوتاشون مریض هستن شب یه جوری تب کرده بود خدارحم کرد تشنج نکرد به زور بیدار شدم خواب گرفته بود

پسرمنم پنج روز تب شدید داشت برا همین آنفولانزای لعنتی

الان من چیکار کنم با این استرس تازه داروی بچه مو قطع کردم
خدایا خودت به معصومیت این بچه ها به ما مادرا رحم کن

ای وااای.حالا حال بچتون چطوره

از همین ویروس هست فک کنم دختر منم چند روز تب داشت فقط

یه استرس دیگه ب استراسم اضافه شد

سوال های مرتبط

مامان الاتی تی🌙🌙 مامان الاتی تی🌙🌙 ۲ سالگی
خلاصه که شب جنگی مون هم گذشت ،فردا عصرش دخترم چون بیحال بود دوبار خوابید،هر دوبار به حالت تشنج یهو تو خواب پرید دستاش از هم باز شد و یاو ونشتناک فقط جییغ میزد،من گفتم تشنج ولی مامانم و مادرشوهرم گفتن ترسیده بچه،دیگه تحمل نکردم بچه رو بعل کردم با مامانم بردم مطب دکتر مغز و وعصاب که قبلا گیبردمش،حالا دقیقا همون روزی بود که عابر بانکاا قطع بود،خدایا بی پول چه کنم،حدود ۱۵۰۰داشتم ولی کم بود
خلاصه رفتم مطب ،دخترم فقط جیع،پون خیلی درد داشت،۵۰۰ویزیت دارم رفتم پیش دکتر گفت باید نوار مغز بگیری بعد آزمایش تا ببینم تشنج هست یا نه،خدایا با کدوم پول،گفتم خانم دکتر پول نوار مغز ندارم،گفت برو هر وقت پول داشتی بیا😭الهی خیییر نبینه منطورم این بود که مثلا کارت ملی بگیره من یکی دو روز بعد برم بهش پول بدم تا بانکها وصل بشه،خلاصه گفت اول برو ازمایش بده،نمیدونید با چه وضعی این بچه رو بعل کردم تا آزمایشگاه پیاده رفتم،یعنی قوت به جونم نبود،شوهرمم شب کار بود،آزمایش گرفتم و زنگ زدم به یکی از اقوام ۵تومن برام ریخت،خلاصه نوار معز گرفت و گفت تشنج نیست و ترسیده،تو آزمایشش هم عفونت نشون داد،گفت ببر بستری،خلاصه اوردیم ۱۷شهریور بستری یه شب تو بخش عمومی و یه شب هم ایزوله بستری شد و مرخص شد
یه قرص به داروهاش اضافه شد واس همین حالت تشنج ،که فعلا باید کم کم تا آخر شهریور قطع بشه،این وسط هم هر هقته باید میبردم بیمارستان سوختگی واس نشون دادن زخمش و چکاپ
اثاث کشی هم این وسط داشتم،دخترم تو دوران سوخکگیش اصلا غذا نمیخورد،انتی بیوتیک داشت،اسهال شدید،این وسط سرماخوردگی وحشتناک،یعنی نگم براتون که چطور جیع میزد،از صبح تا شب،الان شکر خدا بهتره،ولی هنوزم جیع های بدی میکشه،نمسدونم جرا،فقط میدونم از بعد سوختگی عصبی شده
مامان علیسان مامان علیسان ۲ سالگی
مامانا پیرو تاپیک قبلم...
ماجرا این بود که وقتی پسرم ۴ماهش بود پرش دست داشت البته اینجوری بود ک یه شب خواب بودیم با صدای نق نقش بیدار شدم دیدم تب داره بعد لامپ رو روشن کردم دیدم دستاش داره میپره چند بار پشت سر هم
بردمش بیمارستان تبش شدید بود دارو زدن گفتم اینجوری شده ازمایشم گرفتن همه چی نرمال بود
بعد ظهر دوباره تب داشت اونجوری پرش دست داشت
من خیلی میترسیدم فکرای بد میومد سراغم
تا دیگ پرشی ندیدم چند روز بعد بردم پیش دکتر اطفالش خیلی باتجربه اس فیلم گرفته بودم از اون پرش ها گفتم اینا چیه دکتر نکنه تشنج باشه خندید گفت ن بابا تشنج اینجوری نیس که
برو خیالت راحت
این جریانات بعد تعطیلات عید بود
دلم طاقت نمی‌آورد اومدم نوبت اینترنتی گرفتم برای دکتر مغز و اعصاب کودکان شهرمون ب شوهرم گفتم مقاومت کرد گف بچه مشکلی نداره گفتم ن بزار ببرم خیالم راحت شه
ب خانواده ام گفتم همه مخالف بودن مامانم خیلی التماس کرد گفت من ۴تا بچه بزرگ کردم نبرش این بچه سالمه گردن گرفته واکنش داره میخنده و....
ولی من کر شده بودم انگار حرف هیچکس قبول نداشتم
تا اینکه بردمش ویزیت دکتر بیشرف برداشت گفت این تشنج اسپاسم شیرخوارگی داره باید دارو بگیره وگرنه فلج میشه..
منم اومدم تو ماشین شوهرم اینقد گرررریه کردم حس کردم دنیا رو سرم آوار شد
بچه خودمو با دستای خودم دارو خور کردم
دکتر براش قرص کلوبازام نوشت بچه همش خواب بود
یه امپولم نوشت ک کورتون بود وقتی میزد معده درد شدید میگرفت شبام نمی‌خوابید از بیقراری
ادامه شو پایین میزارم...

#فرزند پروری بارداری بی‌بی چک