۱۰ پاسخ

من بودم. میگفتم خانم بچتون بیار پایین دیگه بسشه

آخ ک چقد من حرصم میگیره اینجور موقع هااا دلم میخاد از لباسشون بگیرم پرتشون کنم پایین

منم دقیقا سرم اومده به اینجورآدما بگی اصلا پیاده نمیشن ازبس بی فرهنگن منم چنبار رفتم جای دیگه تا خودشون بیان پایین برای این مامانا متاسفم

ازین آدما زیادن یه سری ما هم رفته بودیم دوقلو بودن باورت میشه ما ۴۵ دقیقه اونجا بودیم پیادشون نکردن مامانش می‌گفت دست نزنید گریه می‌کنه حوصله ندارم قشنگ یه دست کتک میخواست مامان و مامان بزرگشون

چقدر آدمای بی شعوری بودن واقعا ته بیشعوری همینه که نبینه این همه بچه وایسادن

اوه من اگه بودم پارشون میکردم

اینا چی میخان تحویل جامعه بدن خدا به بچه هامون رحم کنه

عزيزم ب جاي اينكه اونجا اون همه وايسي يكم بعد خودت ميگفتي بياين پايين بچه ي منم سوار شه وقتي اونا شعور نداشتن بايد خودت ميگفتي

بعضی ها خیلی خوش خیالن دقیقا برای منم پیش اومده بود....میگم اگه ما ب جای زنه بودیم بزور بچمون رو پیاده میکردیم

من همیشه میگم بیاید پایین نوبت‌ماست

سوال های مرتبط

مامان نقطه خانوم مامان نقطه خانوم ۱ سالگی
امروز بچموو بردم پارک برای تاب بازی بچه من خیلی بد غذاست داشتم رو تاب بهش غذا میدادم یه زن اومد با شوهرو بچش و شروع کرد به من حرف بد زدن گفت وای چقد بعضیا بی فرهنگن چرا رو تاب غذا میدن به بچه منم توجه نکردم بعد با صدای بلند گفت خانوم تا غذاشو تموم میکنه میخوای غذا بدی به این بچه منم گفتم سه دقیقه س رو تابه بعد بچمو فوری از رو تاب برداشتم اون زن بچشو سوار کرد بیس دقیقه بچشو تاب داد رفتم بهش گفتم خانوم بیس دقیقه س بچه ت رو تابه برش دار یهو زنه بهم فش داد منم گفتم الان زنگ میزنم پلیس بیاد جمت کنه وای تصور کن بچه یه ساله تو بغلم بو یه دستمم کاسه غذا بعد زنه شروع کرد به کشیدن موهام و یه دسته زیاد از موهای سرمو کشید بعدش هم من چون بچه بغلم بود و کاسه غذا دستم نمیتونستم هیچ دفاعی منم رفتم عقب و ازش دور شدم اما زنه ول کن نبود اومد و بازدم منو بزنه بهم چنگ زد و کل گزدنم جای چنگ هاشه و باعث شد گردنبند طلام گم بشه شایدم دزدیش به پلیس زنگ زدم گفتم بیاد برای صورت جلسه
مامان فسقلی جون🧒💜 مامان فسقلی جون🧒💜 ۲ سالگی
سه،چهارروز پیش من و پیثری خونه ی مامانم اینا بودیم. داداشم و پیثریش هم بودن. بچه داداشم خیلی واقعا سن بدی رو میگذرونع، مامان باباشم به هیچکدوم از اصول روانشناسی اعتقاد ندارن و تازه بچه دومم اومده و اصلا این بزرگه نابوده. بچه داداشم سر یه توپ بچه منو زد من اندکی دعواش کردم که دیگه نمیزنیا بچه ها رو نبابد زد و اگه تکرار بشه دیگه باهات بازی نمیکنم. امشب داداشم کشوندم کنار که خیلی ناراحت شدم بچمو دعوا کردی. گفتم ببین بچه من یکسالشه بچه تو ۵سالش. اون متوجه میشه و باید دعوا یا تنبیهی باشه ( تنبیه بدنی نه ها😐) که متوجه کار بدش بشه وگرنه یاد میگیره و همش میزنه. بچه منم اگه بعد از دوسال ونیم بچه کوچیک تو رو زد تو دعواش کن. قبلش من باید حواسم باشه چون قشنگ متوجه میشه ولی نمیتونه دفاع کنه. گفتم خواهربرادریمونم خاطر بچه ها اسیب نبینه، بچه تو بچمو زد دعواش میکنم بچه منم بچتو بعد دوسال و نیم زد دعواش کن. که بفهمن کارشون اشتباهه. الان نمیدونم کارم و حرفام درست بوده یا نه😐✌🏼
مامان گیلاس مامان گیلاس ۱۷ ماهگی
امروز پسرمو برده بودم چکاپ
قبلش هرکاری کردم بخوابه موفق نشدم دیگه داشت نوبت دکترم میگذشت گفتم ولش کن برگردم میخوابونمش
دیگه شیرم نخورد و غذا دادم رفتیم
اقا این بچه شروع کرد بی قرااااری 😮‍💨😮‍💨😮‍💨 هی ارومش کردیم با خواهرم
اونجا تو مطب یه اتاق بازی داشتن که تا نوبتت بشه بچه بازی کنه
دوتا بچه که یکم مریض حال بودن تو اتاق بودن و عینک هم داشتن
منم ترسیدم بذارم بره بازی کنه گفتم عینکو میکشه حالا بیا درست کن
این بچه ها هم از قصد میومدن بیرون هی جلوی بچه ی من اسباب بازیارو نشون میدادن دوباره میرفتن
پسرم بیشتر بی قرار شد 😂 کفش هاشم نبرده بودم که بتونه راه بره خیلی بی قرار تر شد😁
دگ نوبتمون شد رفتیم تو
دکتر فکر کرد بچم بیش فعاله 😁 پسرم خیلی ارومه خیلی ولی اونجا یه کارایی میکرد که باورم نمیشد عین اژدهایی بود که از تخم بیرون اومده 🐲 دکتر اصلا صدامو نمیشنید
گفت همیشه اینجوریه؟گفتم نه بخدا
ولی باور نکرد گفت کمتر تی وی ببینه مثلا یه ساعت در روز
گفتم بخدا نیم ساعتم نمیبینه والا
گفت به خودش و اطرافش اسیب نمیزنه؟ارتباط میگیره؟
گفتم ای بابا این بچه فقط نخوابیده و شیر نخورده
همیییییین
الانم استرس گرفتم والا
چرا دکترا اینجورن؟مگه نباید بتونه یکم بچه رو اروم کنه؟این چجور ویزیته؟
دکتر بهروز سلطانی هم دکترش بود که اصلا نه از مطبش راضی بودم نه از خودش
هیچ تسلطی نداشت اصلا به حرفام گوش نمیداد حتی
منتظر بود فقط برییییم 😁