امروز واسه چکاپ ۱۵ ماهگیه پسرم ، رفتیم بهداشت.
کارکنان فضول بهداشت طبق معمول ، نظرات خاص خودشونو داشتند، یه جوری صحبت میکنن انگار با یه بیسواد روبه رو هستن.
بهم میگه بچه ی دوم بیار، گفتم بچه نمیخوام، الان نه از نظر روحی میتونم نه جسمی،سه چهار سال دیگه هم که سنم میره بالا نمیخوام.
میگه ، این چه حرفیه ، سن ازدواج رو بردیم تا ۵۴ سال!
آخه مگه فقط به باردار شدن و زاییدنه؟
آخه بگو یه نفر که تو ۵۰ سالگی بچه بیاره، چطور توی ۶۰ سالگی میتونه واسه یه بچه ی. ۱۰ ساله مادری کنه، چه انرژی ای داره آخه.
اونم سنی که اوج رسیدگیه.

فقط بلدن یا با این حرفا یا با وام فرزند آوری یا ماشین و بن کارت و ...مردمو گول بزنن که بچه بیارین ،دیگه فکر تربیت و نیازهای بچه نیستن.
امیدوارم که هر کسی که میخواد بچه دار بشه ، حساب شده اینکارو بکنه و‌گول نخوره. بچه ها گناه دارن اونم تو این شرایط گرونی و الودگی و‌بی آبی و بی برقی و....

عکس هم همینطوری گذاشتم

تصویر
۱۳ پاسخ

لعنت به اون کسی که تبلیغ فرزند آوری تو سن بالا می‌کنه
همین الآنم برای سن ما واقعا دیر بود

ببخشید گفت سن بچه دار شدن رو بردیم تا ۵۴ سال

یه کلام میگفتی به تو چه

اینا انگار طرح فرزند اوری هست که رو سیستم میاره.منم رفته بودم.خودش خجالت کشید گفت مجبورم بگم بهت که بچه بیاری .اما با دوقلوی ۱۸ ماهه خودم خجالت میکشم بگم.

بخدا تو بهداشت همه یه مشت بیسوادن
موقع واکسن دخترم که میشد حاضر نبود قد و وزنشو بگیره
بزور انجام میداد
اخرم اشتباه

اخه زن ۵۴ ساله مگه بچه دار میشه 😮‍💨😮‍💨

والا من میبینم هر کدوم خودشون یکی دارن ازشون بپرسی خودت چند تا داری متوجه میشی

چند سالت بود ؟ من با شوهرم همیشه میرم و جرئت ندارن ازین حرفا بزنن

فکرکنم فقط بهداشتی که من میرم خیلی اوکین 😂خیلی مودب با شخصیتن

چندوقت پیش به ماما بهداشت گفتم من بچه دیگه نمیخوام
گفت خوب کاری میکنی الویت خودتی ببین حال روحت جسمت چطوره

حتی برگشت گفت منم خودم یه پسردارم ۱۸ سالشه با اینکه ماما بودم دیگه بچه نیوردم

بچه پدر مادر جوون میخواد بچه چه گناهی کرده ک باید همیشه نگران از دست دادن پدرمادر یا اینکه نکنه اتفاقی براش بیفته یا اینکه پیش هم کلاسی هاش خجالت بکشع از سن پدر مادرش .....این حرفا رو می کوبیدی تو صورتش میگفتی اونی و تو ۵۰ سالگی میاره ب این فکر نمی کنه ک تو سن ۲۰ سالگی بچه اش ۷۰ ساله اس؟

ميزدي تو دهنش🤣احمقا

من که هروقت میرم فقط میگم باشه
باهاشون بحث نمیکنن خیلی املن

بگو‌یکی که ن ۱۰ تا میارم 🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان آنا مامان آنا ۱ سالگی
امروز دخترمو بردم پارک بازی کنه
اول که خلوت بود بعد کلی بچه اومد مثلا یه ساله دوساله دوسالو نیمه
من دخترم بشددددت اجتماعی و خونگرمه نیره سمت بچه ها بهشون میخنده میخاد بوسشون کنه مامانا میگن چتد سالشه میگم اینقد و منم میپرسم بچه شما چی اونام میگفتن از اینحا میفهمیدم سن بچه هارو
حالا میخام بگم قدو قواره بچه ها خیلی بهم‌نزدیک بود مثلا بچه ۲ ساله حدودی ۱۰ ۱۲ سانت از بچه من بلند تر میشد
و بچم بنظرم نرمال میومد اونجا
پس این قدای ۸۳ ۸۲ اینا که تو گهواره مال بچه ههی یه ساله هستش از کجااااااااااا میاااااااااااااد ایهاالنااااااسسسسس
نکنه بهداشت که میرین قدو تا نوک شصت انگشت پا میگیرن
نکنه پارو کامل صاف نمیکنن تا کف پا بگیرن
اخه ایکجا بچه با قد مثلا ۷۵ تو سن یه سالگی کوتااااااه و نیاز به پزشک داره
یا بچه با وزن ۹ کیلو در یکسالگی بدبخته و لاعره
در حالیکه با استاندارهای حهانی(چیزی که تو کارت واکسنه )نرماله این قدو وزن
چراااااا قدو وزنای گهواره با قدو وزنای دنیای بیرون انقد فرق دارهههههههههههههههههههههه
با تشکر
شیرخشک
پوشک
مای بی بی
رفلاکس
فرزند پروری
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
درباره بازی- ۸
من خیلی دنبال این بودم که هم سن و سال پسرم پیدا کنم تا باهم بازی کنن. ولی تجربه ام نشون داد که این سن برای هم بازی شدن خیلی زوده. مطلبش رو هم خوندم که بچه ها تو این سن بازی نمیکنن. یه پدیده ای هست به اسم بازی موازی. یعنی هر کدوم برای خودشون بازی میکنن.
بچه های کم سن تر ، بچه های بزرگتر و بچه های دقیقا هم سنش رو امتحان کردم.
کلا از دیدن هر نوع بچه ای خوشحاله☺️
بچه های کوچیکتر رو دوست داره نگاه کنه و ناز کنه و دست بزنه. بچه های هم سن خودش خوب میتونن با هم راه برن، بیشتر با هم به به میخورن و دبنال هم راه میفتن و سر اسباب بازی دعواشون میشه😅
بچه های حدود ۲ یا ۳ سال خیلی تجربه جالبی نبوده. چون خیلی تو اون سن بچه ها بچن و همینطور لجباز و خودمحور میشن.
بچه های سن بزرگتر حدود ۴ یا ۵ و ۶ هم با دخترا بهتر کنار میاد.مواظبشن. رعایتشو میکنن. پسرها خیلی ورجه وورجه دارن تو این سن انگار‌ یه جا بند نمیشن که البته طبیعیه.
بچه های بزرگتر که دیگه مدرسه ای شدن هم خیلی دوستش دارن خیلی توب مواظبشن. ولی خوب دیگه پسرم نمیتونه به اون صورت باهاشون بازی کنه.
و اینکه تو این سن باید حتما بازی با نظارت و دخالت بزرگترا باشه. باید اگه دعواشون‌میشه دخالت کرد حتما.
سن پسرم ۱ سال و ۴ ماهه.
و از همون موقعی که میتونست بشینه قرارهای دوستانه براش میذاشتم.
الان چندتا دوست داره که خونمون میان و خونشون میریم. فکر میکنم بیشتر دوس داره که نی نی بیاد خونمون و باهاش تو اتاقش بازی کنه. ولی رفتن به خونه بقیه و اسباب بازی های جدیدم خیلی براش جالبه.
خانه بازی هم بردمش چند بار. از وقتی تونست خوب راه بره. ولی با کسی هم بازی نمیشه. خودش بازی میکنه ولی بودن تو محیط بچه ها رو مسلما خیلی دوست داره.
مامان 🎀 باران 🎀 مامان 🎀 باران 🎀 ۱ سالگی
مامانا همچین شرایطی براتون پیش اومده تا حالا ؟
من خیلی سعی میکنم جایی میریم یا تو خونمون حواسم باشه باران یه وقت ناخواسته بچه ای و اذیت نکنه حتی از الان وقتی یه چیزیو تقسیم میکنم باهاش مثلا نصف موز و میدم دستش نصفشم میگیرم دست خودم که بخورم بعضی وقتا که دستشو دراز می‌کنه ازم بگیره میگم نه این برا مامانه اون برا بارانه که بدونه نباید خوراکی بقیه رو بگیره ازشون
ولی در کل بچست دیگه الان مگه چقدر میتونه حرف گوش کن باشه یا تربیت پذیر
امروز رفتیم امامزاده تو حیاط فرش پهن بود بچه ها بازی می‌کردن یکی از بچه ها که از باران بزرگتر بود اومد یه بیسکوییت به باران داد یکیشم خودش خورد باران اومد پیش ما بیسکوییتشو خورد بعد دید اون دختر بچه با یه بچه کوچیکتر نشستن یکم اونورتر از ما نمی‌دونم چه نسبتی داشتن باهم ، از اونجایی که باران عاشق بچه هاست رفت پیششون نشست منم کاملا چشمم بهش بود یه خانومیم نشسته بود کنار بچه ها تو یه لحظه باران تصمیم گرفت بیسکوییتی که دست دختر کوچولوعه بود و بگیره یکدفعه خانومه یا یه لحنی که انگار داره با بچه ۷ ساله بی ادب صحبت میکنه شروع کرد بلندبلند گفت که نگیر نگیر نگیر اونم یکبار نه پنج شش بار همینجوری تکرار کرد بارانم پاشد اومد اینور من رفتم آوردمش دیگه نزاشتم بره سمت اونا نمی‌دونم یعنی این وسط من مقصر بودم
از اینجور مادرا خیلی حس بدی میگیرم فکر میکنن بقیه بچه ها بی ادب و کثیف و وحشین
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری شیرخشک پوشک نوزاد بچه شیشه شیر رفلاکس یکسال نوزاد بچه شیشه شیر بچه
مامان مهراب مامان مهراب ۲ سالگی
ادامه تاپیک قبل
لپ بچه رو میکشه یا پای بچه رو نیشگون میگیره مثلا فکر میکنن خیلی کار بامزه ای انجام میدن
مثلا الان میام میخورمتا یا فلان کارو میکنم و بچه با این حرف ها می‌ترسه اذیت میشه و به شدت روی بچه تاثیر منفی داره(فکر کنید تو بچگی های خودتون چند نفر این کارهارو باهاتون میکردن و چقدر شماها اذیت می‌شدید.)
پس حواسمون به ارتباط بچه با دیگران باشه و نداریم هر حرفی بهش بزنن
یکی دیگر از عامل هایی که میتونه باعث بدرفتاری بچه ها بشه اخیرا اتفاقی در زندگیشون افتاده باشه و اون اتفاق به کودک تنش وارد کرده و باعث ایجاد یه سری مشکلات شده باشد
مثلا یه بچه ای بوده که خانوادش بعد مسافرت وارد خونه میشن و میبینن خونه رو آب برداشته و این بچه از ترس لکنت پیدا کرده
پس اگر بچه ای خوب بوده و یکدفعه اینطوری شده باشه باید ببینیم اتفاقی افتاده که بچه بهش تنش وارد شده
مثلا مرغ یا جوجه داشته باشید و مرگ اون باعث بشه حالش بد بشه
مثلا مادربزرگش پیش شما زندگی می‌کرده و الان نیست
یا مثلا میخواد بره مهد و بهش فشار زیادی اومده پس مهمه که ما شرایط زندگی کودک رو هم بررسی کنیم و ببینیم اخیرا چه اتفاقی برایش افتاده و حالا اگر هیچ کدام ازین ها نبود اونموقع باید با یه روانشناس کودک صحبت کنید