۹ پاسخ

خدا حفظش کنه.... ولی بنده خدا دوستت تعریف کرده دیگه چرا یه جوری شدی😑 انقد خرافاتی نباشید .اگر به چشم کردن بود چرا زن کریس رونالدو چشم نمیخوره

من برادرزادم مثل یه فرشته ست چشاش رنگی پوستش سفید بینی ش ک نگم از مدلش یه پارچه ماه هست ولی خدا رو شکر هیچ وقت چشم نمیخوره 😂دوستت اگر تعریف هم نمیکرد میگفتی از حسودیشه به جای خرافات به خدا بسپارش مواظبش باش بچه ها فقط برای پدرو مادرشون شیرینن همین و بس.

واااای عزیزم
خدا بخیر کرده
ی صدقه بده
ان شاالله بلا از همه بچه ها دور باشه

اتفاقه دیگه خداروشکر بخیر گذشته...

عزیزم حتما صدقه بنداز براش
خیلیا از روی دوست داشتن هم چشم میزنن

عزیزمممم 🥺دلم سوخت واقعا
خدارو صد هزار مرتبه شکر خوبه بچت خدا محافظ همه ی فرشته کوچولو هامون باشه 🌹

به خیر گذشته شکر خدا
صدقه بده عزیز

وای الهی بچه خوبه؟
خیلی حس بدیه

خدا رحم کرده گلم صدقه براش بزار کنار

سوال های مرتبط

مامان رادمان جون مامان رادمان جون ۲ سالگی
مامان فراز مامان فراز ۲ سالگی
یه تجربه بد...
مامانا لطفا هوشیارتر باشیم...
فراز از وقتی پا گرفت فقط رو در و دیواره.
از مبل میره رو صندلی غذاخوری از اونجا میره رو میز از اونجا میره رو اوپن و چون ماشالله حواسش هست پاشو کجا بزاره من خیلی نگرانش نمیشدم.
هرکسی هم حرفی میزد میگفتم خودم حواسم هست حواسم‌ هست...
دیشب رفتیم رستورانی که صندلی بچه نداشت..
من فراز و به خاطر اینکه پوشک پاشه نمیزارمش رو میز و نشوندیمش رو صندلی معمولی.
ورجه وورجه همانا و غفلت همانا....
بچه با کله خورد زمین...
گریه گریه....بلند شدیم و گفتیم ببریم بیمارستان ببیننش.
تو راه بیمارستان طفلی بالا آورد😞
خدا میدونه فقط که چی کشیدیم.
از ۹ شب تا ۶ صبح موندیم بیمارستان.
که شکر خدا خطری نبود و برگشتیم خونه... خدا رحم کرد در واقع....
خیلی حواستون باشه... اتفاق در کسری از ثانیه میوفته و آدم هیچ عکس العملی نمیتونه از خودش نشون بده...
بلا دور باشه از همه بچه ها انشالله ، خواستم فقط بگم خیلی بیشتر حواسمون باشه به کوچولوهامون.
مامان 👶🏻آرسام مامان 👶🏻آرسام ۱۶ ماهگی
چند روز پیش رفتیم مهمونی
ی خانمی که ایشون هم بچه کوچیک داشت تو اون مهمونی بود و هیچ آشنایی هم با همدیگه نداشتیم
وقتی وارد شدم با همه سلام و احوالپرسی کردم چه آشنا و غریبه و ی گوشه نشستم
کاری به نگاه های این خانم ندارم که خیره و بد نگاه میکرد (به این نیت کردم که فرم نگاه کردنش اینطوریه و قصد و غرضی نداره)
اما بچه اش مدام میومد پستونک از دهن آرسام میکشید و آرسام نق میزد و طوری شده بود که تا اون دختر بچه نزدیک می شد آرسام حالت حمله میگرفت که موهاشو بکشه 🫠🫠🫠
و من این وسط همش مراقب باید می‌بودم که به هم آسیب نزنن
اون خانم هم هیچ کاری با بچه اش نداشت فقط همونطوری چپ چپ منو زیر نظر داشت 🙄
من آرسام رو دادم بغل خواهرم گفتم برم براش شیشه آبش رو بیارم وقتی برگشتم دیدم پستونک آرسام تو دهن اون بچه هست و داره همینطور میجوه
آرسام هم داره نگاهش می‌کنه
خواهرم هم متوجه نشده چون همش این دختر بچه جلوی آرسام بود و بالاخره موفق شده بود پستونک رو از دهنش در بیاره و بزاره دهن خودش
اینقدر حرصم گرفت از بی خیالی اون مادر