۳ پاسخ

موافقت نکن برای شب موندن .. بگو بچه ن مسولیت داره .. الانم شبا وضعیت معلوم نیس یه هو چی بشه.. میترسم.. بهتره خونه خودتون بمونن . پیش خودتون
نهایتا در طول روز هم دیدی هی زنگ میزنن خونه اید داریم میایم بگو نه خونه مامانم میخام برم یا بیرونم که نیان زود زود

تا وقتی به روش نیاری وضعیت همینه خودم امتحان کردم که میگما.بگو بچه ی خودم خیلی اذیت میکنه دیگه دیوونه شدم اصلا حوصلهی سر و صدا ندارم .مستقیم بگو خیلی صدا میکنن

وا خب چرا نشستی تماشا میکنی یه راهی پیدا کن دیگه نیان

سوال های مرتبط

مامان پرهام مامان پرهام ۳ سالگی
مامان حُسنا مامان حُسنا ۳ سالگی
به عنوان. سوم شخص بیاین بگید حق رو ب کی میدید؟

ما طبقه دوم هستیم و ساختمون کلا پنج طبقه اس ، همه مستاجریم جز طبقه پنجم ، من ی دختر سه ساله دارم ، طبقه اولمون ۴ نفرن ک ژنو شوهر حدودا ۴۰،۵۰ سالشونه ، از روز اولی ک ما اساس آوردیم توی خونه ، همسایه اومد بالا ک اره اسباب کشیتون تموم نشد ، خیلی صدا میکنید ، دوباره دو روز بعد گذشت شروع کرد گیر دادن ک اره بچه بدو بدو میکنه ، درصورتی ک من خیلی حواسم به بدو بدو کردن دخترم هست و تاجایی ک میشه میشونمش اما شاید درکل ۱۷ ساعتی ک بیداره سرجمع تو کل روز یک ساعت بدوعه که اونم یک سره نیست ، این همسایه ی ما نمیزاره دوییدن بچه بشه ۱۰ دقیقه. دقیقه ۶ ام بالاست , هرسری اومده بالا طلبکار بوده منم هرسری عذرخواهی کردم و بارها بهش گفتم شرمنده من تاجایی ک بتونم کنترلش میکنم اما وقتی دیگ میدوعه بدونید از کنترل من خارج شده ، من سر هرچیزیم حساب کتاب دارم ک اذیتشون نکنم ، سر یه ساعت خاص جارو میزنم ماشین لباسشویی روشن میکنم ، هیچ وقت نصفه شب یا کله‌ی صبح این کارارو نمیکنم ، از ترسم جرعت ندارم مهمون دعوت کنم ، حالا بعد از چندوقت مادرشوهرم اینا از شهرستان اومدن ، خب من چقدر ب دخترم بگم ندو، نکن ، چشم بچه ام تا ب دومفر میوفته دیگه از مادر حساب نمیبره ، منم هی نمیتونم سر بچه داد بژنم جلو مادرشوهرم اینا ک نکن و نشین اونوقت فکر میکنن ۲۴ ای دارم پاچه بچرو میگیرم. این وسط امروز مهمون اومده برام ، دوتا بچه افتادن بهم ، هزار دفعه با زبون خوش میگم ندویید همسایه ناراحت نیشه و فلان ، بچه ۳ و ۵ ساله تا ی حدی گوش میدن ب حرف ، همسایه زنگ زده پشت تلفن هرچی از دهنش دراومده بهمون گفته. یعنی ما حق نداریم درحد چندساعت مهمون داشته باشیم. ؟
بقیه اش تو کامنت