دوستان من پسرم رو دیروز بردم پارک. ۳تا دختر حدود ۵ ساله داشتن باهم سرسره بازی میکردن،بدو بدو میکردن و میخندیدن.
پسر منم این مدلی بازی کردن های هیجانی رو دوست داره. چند بار سعی کرد خودش رو باهاشون قاطی کنه، اما همش بهش میگفتن برو کنار. ما با تو نمی‌خوایم بازی کنیم.
من اولش دخالت نکردم.
بعد دیدم پسرم ازشون ناامید شد رفت اونور.

بعد من رفتم ب یکی از دخترا گفتم پسر منم دوست داره با شما بازی کنه ، گفت باشه بیاد.منم پرهام رو صدا زدم ، گفتم بیا با دوستات بازی کن.
ولی ۲تای دیگه خیلی بدجنس بودن،راه نمیومدن.

یک صحنه دیدم که داره با زور پسرم رو از سرسره می‌کشه پایین ، منم دیگه عصبانی شدم و به دختره تذکر دادم. پسرم هم داشت نگام میکرد.


حالا میگم من کار درستی کردم یا نه؟؟

از این جهت که شنیدم تو بازی بچه ها دخالت نکنید، منم سعی کردم دخالت نکنم. اما وقتی میبینم دارن ب پسرم زور میگن، دیگه نمیتونم خودم رو کنترل کنم.

شما بودید چیکار میکردید ؟؟

۴ پاسخ

اتفاقا یه جاهایی باید بچه ها ببین و یاد بگیرن از حق خودشون دفاع کنن
حالا اینکه یکی دوس نداره باهاشون بازی کنه منطقیه اما اگه به هول دادن و کشیدن باشه منم دخالت میکنم چون امکان داره اسیب بهشون برسه

من اصلا تو هیچی دخالت نمیکنم حتی بچه های دیگه هم اجبار نمیکنم با بچم بازی کنن
دعواشونم بشه دخالت نمیکنم چون میگم دخترم باید یاد بگیره دفاع کنه نه منتظر کمک من بمونه
فقط اگه ببینم دیگه داره از حد میگذره و احتمال داره صدمه بزنن میرم جدا میکنم
دید بچه ها با ما متفاوته باید بذاریم خودشون خودشون رو با هر شرایط و هربچه ای وفق بدن

نباید میذاشتی باهاشون بازی کنن بچه بزرگا با کوچیکا حال نمیکنن مثل مزاحم میبینن شون

من تا بهم دیگه آسیب نزنن دخالت نمیکنم

سوال های مرتبط

مامان آراد نور زندگیم 🧸💙 مامان آراد نور زندگیم 🧸💙 ۳ سالگی
بیاین یکم حرف بزنیم
منم ی اتفاقی ک دیروز افتاد رو براتون تعریف کنم ببینید تا چ حد حق داشتم

دیروزی پسرمو بردم شهره بازی اراد با ی ماشین بازی می‌کرد حسابی مشغول بود ی بچه کوچیک تر اومد سوارش شه اراد اجازه نداد منم گفتم عزیزم نوبتیه تازه نشسته خلاصه اون بچه دو سالش بود با ی داداش شش ساله دیدم وایسادن رو سر اراد دارن بهش حرف میزنن ک پاشو و فلان خیلی بهم برخورد بعد دیدم داداش بزرگه داره اراد رو نیشگول میگیره و مادره اصلا دخالتی نمیکرد منم ب اراد گفتم بازی کن چون خیلی اعصبی شده بود اونا اومدن ک وسیله رو از اراد گرفتن آراد کلی گریه کرد منم ب مربی گفتم سریع اراد رو سوار کن تا دنیارو بهم نریختم اون اراد رو سوار کرد منم هرچیییییییی از دهنم اومد ب مادر و پسر گفتم گفتم شما بی خود میکنید سر بچه من داد میزنین شما کی هستین من بچه بزرگ کردم هر کی از اینو میاد هرجوز دلش میخاد رفتار کنه ی جیغ محکمممممم کشید سر پسر بزرگ‌تره و بعد چند دیقه بازی کردو از اون محیط دورش کردم و بردمش رستوران و کافه
‌و این دعواها کلا س چهار دیقه بود همش منم
مامان یکی یدونه مامان یکی یدونه ۳ سالگی
من دیگه روانی شدم از دست بچم. چیکار کردید که بچه هاتون حداقل یه تایم کوچیک با خودشون بازی میکنن. پسر من عادت تلوزیون کرده از صبح بیدار میشع پای تلوزیونه تا شب. چند روز شده دیگه تلوزیون میخام کمتر روشن کنم. همش نشسته رو مبل قمبرک زده عین افسرده ها اصلا هم با اسباب بازیاش بازی نمیکنه منم خب نمیتونم که مداوم بازی کنم پس کی اشپزی کنه کی خونه رو تمیز کنه کی حداقل یه حموم برم . با بچه دیگه هم بازی نمیکنه دوتا بچه بازی کنن میره خراب میکنخ بازی شونو اشکشونو در میارع. با یه بچه قلدی میکنه و عصبی حرف میزنه. ‌اصلا وضعی دارم. میبرمش پارک از دو قدمی من اون ور تر نمیره. خدایی شما چطور بچه تربیت میکنید پسر من بشدت بی ادب و پررو هم هست😭 نگید چطور دلت میاد بگی خب هست دیگه😭😭 نه سلام میکنه نه ادب داره همش حرف زشت کار بد جلو همه مثلااا درارو محکم میبنده هرچی به ارامش صحبت میکنیم باهاش کلا انگار به دیوار میگیم . باباش دیگه بهم ریخته از هر دو حرفش یکی شده که نکن میزنمت😭😭😭