۱۲ پاسخ

امروز دیدم دوبار تایپیک حرز رو پاک کردی.چقدر عقده باید باشه که سر واسطه‌گری برای کار خیر هم آروم و قرار ندارن.

زری خانم از کجا خریدی عزیزم

👌🏻👌🏻❤️❤️
تو راهتو ادامه بده

چه زری خانم خوشگلی❤️😬

چه قشنگ مینویسی 😊
زری خانوم رو خوب اومدی😆

عزیزم داخل پست هات پست حرز امام جواد دیدم میشه بگی از کی گرفتی آیا اصل هست من از حرم حضرت معصومه گرفتم اصل نبود

چقدر خوب توصیف کردی کتاب بنویس گلم

😵😵😵😵

یاد انشا نوشتن افتادم😅

این زمونه پرشدهداز آدمای عقده ای که هر چیزی خودشون ندارن چشم ندارن کسی دیگم داشته باشه. امیدوارم یه روز برسه که زندگیامون بدور از عقده و نفرت باشه.
چه زری خانوم قشنگی 😍

عزیزم اون حرز امام جوادو از کجا گرفتی

خدا روشکر که با دیدن محیا کوچولو انقدددد مفاهیم خوب میاد تو ذهنت گل خانم

سوال های مرتبط

مامان قندون و فنجون مامان قندون و فنجون ۵ ماهگی
نزدیک های طلوع خورشید بود که نوزاد من شروع کرد گریه کردن. دختر کوچیکم گریه میکرد. خیلی خیلی گریه میکرد. به هیچ وجه آروم نمیشد. دیگه قاطی کرده بودم. هم افسردگی زایمان بود، هم درد بقیه بود. هم حس میکردم خونهمون خیلی خیلی دلگیره. از اون طرف هم خونهمون ترکیده بود، بد به هم ریخته بود. از اون طرف هم معصومیت دختر اولم واسه اون چیزی که ازش دیدم و این کاری که میکرد منو نامزده بود. از اون طرف هم خونهمون ترکیده بود. بعد به هم ریخته بود. از اون طرف هم معصومیت دختر اولم نابود داشت میکرد از درو. اینم گریه میکرد. من به حدی عصبی بودم به حدی عصبی بودم که هیچ رحمی بهش نکردم. بردم گذاشتم توی اتاق درو بستم تا صدای گریهشو نشنوم برم پوشک بیارم نه اینکه رها کنم بچه رو تا برم پوشک بیارم صدای گریهشو نشنوم توی اتاق تنهاش گذاشتم. بعد وقتی اومدم بالا سرش پوشکش عوض کنم با تمام ناراحتی به خودش گفتم من تو رو نمیخواستم تو برای چی اومدی؟ من از خدا چیزای دیگه خواسته بودم، من از خدا خونه خواسته بودم، من از خدا پول خواسته بودم، خدا اشتباه تو رو به من داده، من تو رو هیچ وقت نمی خواستم. تو اومدی مزاحم زندگی ما باشی، حالا از این به بعد گریه های تو شروع شد، ازت متنفرم، بدبخت شدم با تو، بدبختی من از این به بعد شروع شده. این حرفا رو اصلا نمیدونم چرا میگفتم، واقعا شیطانی انگار بود، واقعا شیطان اومده بود کنارم؟
مامان محمد مامان محمد ۱ سالگی
سلام مامانای گل بیاین از تجربیاتمون توی شیر دادن و آروم کردن و خوابوندن و ... بچه هامون بگیم شاید برای بقیه مفید باشه . من تجربه های دیگران که توی گهواره خوندم خیلی به دردم خورد و ازشون خیلی ممنونم ❤️
ماه اول من میبایست به زور بچه رو بیدار کنم که قندش نیوفته خیلی سخت بود . یکی اینکه پوشکش رو عوض میکردم بعضی وقتا تاثیر داشت یکی اینکه یکم قطره آد توی دهنش میکردم زود بیدار میشد ، ضربه آروم به کف پاش هم بضی وقتا تاثیر داشت
برای کولیک گهواره معمولی که اصلا جواب نمیداد گهواره سنتی یا ننو خیلی جواب داد . بعضی وقتا که اونم جواب نمیداد توی پتو تابش میدادیم خواب که رفت کم کم میذاشتیم توی گهواره
صدای سفید هم برای کولیک معمولا جواب میده مثل سشوار یا جارو برقی یا ماشین. برنامه ش رو روی گوشی بریزیم هر جا باشی میتونی راحت براش بذاری
توی ماشین در حال حرکت هم خیلی بچه ها شنیدم آروم میشن
قطره ی دایمتیکون هم خیلی برای کولیک جواب داد
اگه پستونک یا سینه رو نمیگیرن قبلش یکم قطره آد یا آهن بخورن سریع تر میگرن
مامان افرا🩷تودلیم🩵 مامان افرا🩷تودلیم🩵 هفته سی‌وششم بارداری
شب اولی که زایمان کردم رو هیچوقت یادم نمیره
یه حس عجیب بود تا
شب قبل تو شکمم تکون میخورد خودشو سفت می‌کرد
ولی امشب دیگه نه
شکمم خالی بود و خودش کنارم
انگار بدنم عادت کرده بود بهش همه وجودم غریبی می‌کرد غریبی ک توش افتخار داشت انگار قلبم ریه‌هام رحمم همه وجودم بهم می‌گفتن ما کارمونو انجام دادیم امانتیت رو به نحو احسنت نگه داشتیم
قلبم تا شب قلبش محکم می‌زد جوری که خودم حس میکردم تکونم میده خب داشت به دونفر واسه حیات کمک میکرد
ولی اون شب آروم می‌زد از آرامش وجودش اون شب
اعضا بدنم حس اینو داشت ک انگار یه مهمون پر زحمت اومده بود نه ماه مونده بود همه رو به وجودش عادت داده بود حالا رفته بود
هم خسته بودن از این نه ماه فشار
هم دلتنگ از رفتنش
هم مغرور بخاطر تواناییشون
وقتی اون شب تو بیمارستان به رسم عادت دستمو گذاشتم رو شکمم که با حس کردنش بخوابم
شکمی ک پوستش شل شده بود و کوچیک و بی حس قلبی که تند نمی‌زد نفسی که تنگ نبود اینا همه بهم فهموند که تموم شد این نه ماه ماموریت اعضا بدنم تموم شد حالا هم غریبن هم دلتنگن هم خسته

خدایا شکرت که مسبب تموم این اتفاقات خودتی
خیلیا چشم انتظارن خدا به دل اوناهم نگاه کن❤️
مامان تربچه مامان تربچه ۹ ماهگی
خانما ،مامانا قبول دارید اگه بخوایم یه زن تعریف کنیم در عین حال که خیلی زیبا و قوی هست به همون اندازه رنج میکشه،پس حداقل خودمون با هم جنسای خودمون درست رفتار کنیم ،بهش احترام بزاریم،مثلا من جدیدا خیلی میبینم که به لچه های شیر خشکی بر چسب میزنن بعضی از خانم هایی که شیر خودشون میدن میان به خودشون افتخار میکنن و بقیه زیر سوال میبرن بخدا شیر دادن یه چیز غریزی هست که خدا تو همه مامانا ایجاد کرده این افتخار نداره ،حالا یه مامانی اصلا دوست نداره به هر دلیلی شیر خودش بده چرا اینقدر بهش برچسب میزنید ،یه خانمی به من اصرار میکرد که حتی ترکیباتی که اون پشت شیر خشک نوشته دروغه😂یا یه خانمی اصرار میکرد که بچه های شیر خشکی دیابت میگیرن ،یکی میگفت شیر خشک توش شکر داره😑بابا جان بله هم تو شیر مادر هم تو شیر خشک لاکتوز داره که برای بچه قابل هضم هست این چیزا از کجا در میارن ،در کل فکر نکنید هر کسی به بچش شیر نمیده تنبله یا برای اینکه بچشو بسپره به این و اون اینکارو میکنه در کل اینا همه حق انتخاب یک مادر هست پس دخالت نکنیم❤️