مامانای گل دخترای عزیزم،،چندوقته یه بیماری به اسم
❌️تب رزولا ❌️
هست ‌که جدیده و در کمین بچه ها از ۶ ماهگی تا ۲،۳ سالگی نشسته وهمینجا توی گهواره بارها خوندم که بچه هاتون مبنلا شدن و نمیدونین چیه،،
خودمم به شخصه در موردش اطلاعات نداشتم و نمیتونستم کمکی بهتون کنم🤷🏻‍♀️🫤 ...
👈...ولی الان توی پیجی که دخترم زده و (به همتون معرفیش کردم) دیدم که درباره ش براتون توضیح داده ،،
برای خودمم جالب بود و بروز شدم😉🤭😁.

❌️@mami.sens ❌️
....................

❌️لطفا برید و پستی رو که در اینباره گذاشته بخونین❌️... فقط بخاطر خودتون و نی نی هاتون، وگرنه قصد من و دخترم، جلب فالور و درآمدزایی نیست،،

بازم میگم: نخواستین فالو نکنین ولی پستها و مخصوصا استوریهاشو ببینین ..

بهتون قول میدم که خودتون متوجه میشین که چقدر این پیج بدردتون میخوره...اونوقت اگه دوستداشتین همراهیش کنین وگرنه بازم مشکلی نیست.🤷🏻‍♀️
عزیزای دلم ، فقط یه خواهش 🙏🙏🙏
👇👇👇
‌اگه دیدین که بدردتون میخوره و بهم حق دادین ،،دعای خیرتونو از دخترم و نوه م دریغ نکنین..فقط همین🙏 خدا پشت و پناه همتون باشه❤️🙌🥰💋🌹

تصویر
۱۴ پاسخ

عزیزم میشه درخواست بدین مطالبتون خیلی مفید بود

چشم حتما نگاه میکنم
ممنونم برای اطلاعات خوبتون🙏

توضیحاتی درباره ی دخترم و پیجش که استوری کرده

تصویر

عزیزم درخاست دوستی میدی بم

سلام صبحتون بخیر ممنونم ازلطف شما

عزیزم فالوکردم وپست آخرالان دغدغه منم هست ونمیدونم چطورازشیرشب بگیرمش

سلام وعرض ادب خدمت شما مادربزرگ بزرگوار ،درخواست دوستی دادم ممنون میشم قبول کنید،

وقت بخیر گلم شما در مورد غذا کمکی راهنمایی میکنید

خیلی ویروس بد و سختیه پسرم خیلی اذیت شد دردش به جونم خیلی بد بود یهفته تا ده روزم طول میکشه

بچه من سه روزه وحشتناک تب داره خودمم دو روز قبل از مریضی بچم دو روز پشت هم کهیر وحشتناک زدم که هنوزم نفهمیدم از چی بود فقط با آمپول کهیر بدنم می‌خوابید دوباره درمیومد

منم ندارم

سلام مامان جان خوبید
دستتون درد نکنه ممنونم بله شنیدم در موردش خیلی ویروس بدیه میگن
سپاس از شما اگر فیلتر شکنم وصل بشه حتما میرم میبینم.

من اینستا ندارم
چطور بیماری هست?

منی که اینستا ندارم چیکار کنم

سوال های مرتبط

مامان حلما مامان حلما ۱ سالگی
#ارسالی_شما

پیامی
برای
تو
که قصد داری...

برای تو، که ایستادی سرِ دو راهیِ …

اون چیزی که توی شکمته، فقط یه توده سلولی نیست؛
یه "جان"ه...
یه چیزی که داره کم‌کم شکل تو رو می‌گیره، تو رو مادر می‌کنه.
اون، اولین نفریه که صدای قلبت رو از درون شنیده. اولین کسی که قبل از اسمش، حسش کردی. قبل از اینکه دنیا ببینه‌ش، تو فهمیدی وجود داره.

می‌دونم که شاید هیچ‌کس کنار تو نیست. شاید مادر، خواهر، حتی پدر بچه همه بار رو روی دوشت گذاشتن.
می‌دونم... ولی یه چیز هست که فقط مال خودته:
صدای قلب اون بچه که الان، همین الان، داره توی بدنت می‌کوبه، حتی اگه هنوز نشنیدیش.

سقط، فقط پایانِ یه بارداری نیست. پایانِ یه بخشی از خودته.

یه بخشی که شاید سال‌ها بعد، بی‌هوا، نصفه شب، وقتی همه خوابن، بیاد توی فکرت و بگه: «اگه بودم چی؟»

هیچ‌کس نمی‌دونه تو چی کشیدی. هیچ‌کس حق نداره قضاوتت کنه.
ولی یه چیز رو بدون:
تو مادر شدی، حتی اگر کسی بهت نگه. حتی اگه کسی نباشه بچه رو بغل کنه، تو همین الان مادر شدی.
حتی اگه این چندمین فرزند تو هست، یه بچه‌ی تکراری نیست. این یه جان جدیده. یه نقطه‌ شروعِ تازه.

و اگه این بچه زنده بمونه، یه روزی شاید بشه همون کسی که بغلت می‌کنه و می‌گه: "ممنون که نگهم داشتی."

تو قرار نیست بی‌نقص باشی. فقط قراره مهربون باشی.

اگه فقط یه درصد احتمال می‌دی که یه زندگی پشت این دو‌راهی خوابیده، همون یه درصد کافیه.
چون زندگی همیشه از همون یه ذره شروع می‌شه...

@hejrat_kon

#سقط
#فریاد_بیصدا
#مادر
مامان یکجه اوغلم مامان یکجه اوغلم ۱۴ ماهگی
گاهی آدم چقدر می‌تونه قوی باشه چقدر می‌تونه غیر قابل شکست باشه من به شخصه به خودم افتخار میکنم که با اینهمه نا سازگاری های زندگی جنگیدم بدون اینکه اطرافیانم بفهمن ۱۶ سالگی ازدواج کردم و ۱۷ سالگی بچه‌ی اولم دختر گلم دنیا اومدم همش ۱۸ سالم بود که داغ فرزند دیدم و دخترمو از دست دادم چه سختی ها که در راه خوب کردنش کشیدم و طی چند روز همشون هیچ شد و آخرشم دست خالی از بیمارستان برگشتم بازم خودمو نباختم همیشه شبا با لب خندون به استقبال شوهرم میرفتم که ناراحت نشه پیشش همش می‌خندیدم که دلش یکم شاد شه غافل از اینکه دل خودم خون بود پیش مادرم می‌خندیم که ناراحت نشه پیش مادر شوهرم هم همینطور پیش همه .‌‌. فقط برای اینکه کسی رو ناراحت نکنم بازم خدارو شکر که خدا جواب صبوریهامو داد و یه پسر گل بهم داد که الان ۱۰ ماهشه نمیدونی اوایل چقدر استرس کشیدم که نکنه این بچمم طوریش بشه ولی الان شکر میکنم بخاطر داشتنش می‌خوام بگم آدم اگه بخواد از یه کوهم قویتر می‌تونه بشه من همه‌ی اینارو وقتی فقط ۱۷؛۱۸ سالم بود تجربه کردم موقعی که همسن و سالام تو کافه و رستوران مشغول خوشگذرونی بودن و بخاطر همین به خودم افتخار میکنم که از همه‌ی اینا گذشتم هنوزم یه گوشه ی قلبم خالیه و کسی نمیتونه پرش کنه تا موقعی که بمیرم و اون دنیا دخترمو ببینم ولی بازم بخاطر اینکه خدا منو آنقدر قوی آفرید ممنون و سپاسگزارم