۵ پاسخ

دکتر پور مهدی خیییلی دکتر خوبیه دلسوزه
من رفتم پیشش بچم مریض بود همونجا گریه کردم اونم اینقدر دلداریم داد گفت گریه کن سبک شی دخترم بعد شمارشو بهم داد گفت باهام در ارتباط باش

اتفاقا کار خوبی کردی بعضی منشی ها فکر میکنن خود دکترن و.. بس پرو اند

خوب کردی. :) چشم‌نظرش چه بامزه است

عجب بلای تو🤣😂

سلام قشنگم منو پسری پیج داریم تو اینستا از روز مرگی هامون میزاریم و کلی ایده واسه غذای کمکی و طریقه درست کردنش رو میزارم ممنون میشم حمایت کنی😘🩷@Vihan___403

سوال های مرتبط

مامان شیطونک🌜 مامان شیطونک🌜 ۳ ماهگی
ههیییی چقدرم دلم میخاد شیر خشک پسرمو عوض کنم خسته شدم از این شیر خشک از اول تا حالا دارم همینو میدم 😅
دیروز رفتم مطب دکتر کریمی ب امید اینکه شیر خشکشو عوض کنه بعد بچه رو وزن کرد قد گرفت گفت ماشاالله همه چیش عالیه یهو گفتم دکتر میشه شیرخشکشو عوض کنید گفت چرا مگه بالا میاره گفتم نه گفت مگه سیر نمیشه گفتم نه میشه اتفاقا خیلی هم دوس داره شیرشو گفت مگه دل درد میشه گفتم نه خداروشکر دل درد نداره گفت پس مرض داری میخای عوض کنی ؟😂😂🤦 اومدیم تو راه ب شوهرم میگم چ پکتره باحالی بود خوشم اومد ازش میگه چرا چون بهت گفت مرض داری ؟! منشی یحیایی ی کامه گفت شیر خودتو میدی یا شیر خشک داشتی میخوردیش این دکتر بهت گفت مرض داری نیست باز شد خر کیف شدی 🤣🤦گفتم نه اون منشی پرو بود این دکتر بامزه گفت مرض داری بعدش خندید خوشم اومد 😂🤦شوهرم اوووه اونموقع ک دکتر گفت مرض داری من نگام ب تو بود گفتم الان سلیطه میشی تِر میزنی ب هیکل دکتر بعدش دیدم ن بابا این ک ذوق مرگ شد😆😆قبول دارین رفتار دکتر خیلی شرطه ؟ مخصوصا دکتر کودک و اطفال
#فرزند پروری
مامان حسین حامی مامان حسین حامی ۴ ماهگی
جهت استفاده جهت تجربه
تذکر تذکر
زکات تجربه مو دارم میدم ک شاید خدا بهم نظر کرد
پسرم بعد واکسن تب کرد
بردم درمانگاه کودک من قم
دکتر بی سوادش گفت شیاف نصفه و پاراکید
اومدم خونه ساعت 1 شب اولین مراجعه م ب کودک من بود
دوباره 7صبح با وجود پاشویه و همه چی تب رفت بالا
پسرم هرچی میدادم نمیخورد
با قطره چکون کم کم آب قند میریختم گوشه لپش
دوباره رفتم کودک من
دکتر با خنده توجه نکرد و گفت تا فردا خوب میشه
هرچی گفتم دکتر میترسم پسرم هیچی نمیخوره
گفت تا فردا خوب میشه
پپسومید و اندانسترون نوشت
اومدم خونه پپسومید دادم و بازم شیر و آب قند و هرچی دادم نمیخورد
شوهرم چون ب دکتر اعتماد کرد اسم منو گذاشت وسواسی و گفت خوب میشه
تا ظهر با پاشویه پیش رفتیم ولی همچنان تب بالا پایین شد
ظهر رفتم خرمی
تو راه پسرم یکم شیر خورد
اونجا دکتر دید و شانس بدم باز هم دکتر بد ب پستم خورد
دکتر گفت اگرررر خیلی دیدید حالش بد شد سرم بزنید الان ک خوبه
باز ما برگشتیم خونه و دوباره پسرم هیچی نخورد ب زور قطره چون آب قند و شیر میدادم ک بیشترشو تف میکرد
شوهرم میگفت نمیزارم بچه رو سوراخ کنی
غروب برگشتیم خرمی ک سرم بزنیم...
مامان Delana مامان Delana ۱۰ ماهگی