سوال های مرتبط

مامان آیلین🩷 مامان آیلین🩷 ۱۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
من از روز اول ک باردار شدم میگفتم باید طبیعی زایمان کنم و همونطور بود ک بچم سفالیک بود و لگنمم برای زایمان طبیعی خوب بود روز جمعه با درد از خواب بیدار شدم فهمیدم دردام مث دردای قبلا نیست زیر شکمم درد داشتم بیدار شدم رفتم دوش گرفتم وقتی از حموم اومدم بیرون ترشح خونی ازم اومد مطمئن شدم دیگه باید برم بیمارستان ساعت ۳بعدازظهر بود ک رفتم بیمارستان وقتی معاینه داخلی کردن گفتن دردت درد زایمان ولی فعلا دو سانت رحمت بازه برو بگرد راه برو دو ساعت دیگه بیا منم رفتم بعد دو ساعت ک اومدم هنوز دو سانت بودم و دردام شدیدتر میشدن فاصله بین دردام هم کم تر میشد ولی هربار معاینه میشدم فقط دو سانت بودم اخرش دیگه به گریه افتادم من درد شدید داشتم ولی اینا میگفتن ما با این دردا بستری نمی‌کنیم حداقل باید ۴یا۵سانت رحمت باز بشه ک بستریت کنیم خلاصه ساعت ۱۱ شب بود ک با درد زیاد رفتم واسه معاینه گفت تازه رحمت ۳ سانت باز شده گفت برو بگردم رفتم دو ساعت دیگه گشتم وقتی اومدم هنوزم سه سانت بود با درد های شدیدتر بلاخره ساعت ۳شب یکی از ماماها گفت من معاینه تحریکی میکنم تا ۳ سانتت حداقل یشه ۴سانت ک بستری بشی بعد معاینه تحریکی شدم ۴ سانت کیسه آبمم پاره کرد و لباس تنم کردم رفتم تو یکی از اتاق های زایمان از ساعت ۴تا ۶ صبح همون ۴سانت بودم بعد ساعت ۶با معاینه های تحریکی شدم ۷سانت دیگه از درد زیاد به هیچ جا بند نبودم اینقد حالم بد بود ن میتونستم بشینم ن پاشم ن دراز بکشم فقط همه جا رو چنگ مینداختم
مامان یزدان مامان یزدان ۷ ماهگی
زایمان من قسمت ۱
من تاریخ ۹ ۱۶ زایمان کردم مامانا اونم‌چه زایمانی
من ۱۵ ۱۴ درد داشتم ولی کم بود گاهی میومد میرفت منم جدی نگرفتم ۱۵ یکم پیاده روی کردم اومدم شام گذاشتم خوابیدم تا شوهرم بیاد شوهر دیر میاد حدودا ساعت ۱ ۲ ساعت ۱۲ نیم پاشدم دیدم از شوهر خبری نیس زنگ زدم کجا گفت دارم مغازه جمع میکنم منم یکم دراز کشیدم پاشدم دو قدم ننداخته بودم دیدم ی چیزی ازم اومد ک بهش ترشح موکسی بهش میگن زدم گوشی تحقیق کردم منو فکر ورداشت از شما مامانا هم پرسیدم خب خلاصه دوباره دراز کشیدم کمر درد داشتم اما کم رو کمر ک خوابیدم یاز دیدم ازم ی چیزی میره ن یذره ن دو ذره کلا خیس شدم بعدش دوباره زنگ زدم ب شوهرم گفتم بیا اینجوری شده اونم تو راه بود زود خودشو رسوند رفتیم بیمارستان بهارلو اونجا پرونده باز کرده بودم پیش دکتر دادپی از شانسم همون روز هم ایشون بودن رفتیم نگاه گردن دیدین کیسه آبم پاره شده دوساعتی طول کشید تا بستریم کنن ساعت ۳ نیم بود بستری شدم ساعت ۶ اومدن بهم آمپول فشار زدن من تا ساعت ۱۱ درد کشیدم ولی کم بعد ساعت ۱۱ یا ده بود دردام منو کشتن صدام کلا اونجارو ور داشته بود خیلی بد بود تو عرض دو ساعت ۸ سانت باز شدم ده سانت کامل بودم ک سر بچه چرخید بچم افت قلب پیدا کرد خودمم از حال رفتم فوری بردن سزارین
مامان آیهان👶💙 مامان آیهان👶💙 ۹ ماهگی